| دسته بندي |
علوم تربيتي |
| فرمت فايل |
doc |
| حجم فايل |
29 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
كاملترين مقاله آسيب شناسي تقلب در بين دانش آموزان وراهكار كاهش اين مساله
آسيب شناسي تقلب در بين دانش آموزان وراهكار كاهش اين مساله
چكيده:
از واژه ي تقلب براي توصيف رفتارهاي اجتماعي متنوعي استفاده مي شود، ولي در اين مقاله هدف از به كار بردن اين واژه، انتقال مفهوم تقلب كردن دانش اموزان در امور آموزشي، بالاخص در جلسات امتحان است. در اين بخش بر روي آسيب شناسي اجتماعي تقلب و علل تمايل گسترده ي دانش آموزان متمركز مي شويم. ريشه ي تقلب را نيز مانند بسياري از رفتارهاي اجتماعي پسنديده و يا ناپسند ديگر بايد در كودكي افراد جست و جو كرد. بدون ترديد مهم ترين عامل در تعيين رفتار شخص و نحوه ي برخورد وي با هنجارها و ارزش هاي اجتماعي، نوع تربيت خانوادگي اوست. نقشي كه خانواده و به خصوص پدر و مادر در سال هاي اوليه ي زندگي در تشكيل شخصيت و به طور خاص ديدگاه وي نسبت به امر تقلب دارند، پررنگ تر از نقش تمام عوامل بعدي مانند دوستان همسن،دبيران و اساتيد است. با توجه به اندك بودن مواردي كه خلاف حكم مذكور را نشان مي دهند، با تقريب خوبي مي توان نتيجه گرفت تمام افرادي كه در طول دوران تحصيل به دفعات دست به تقلب در امور آموزشي مي زنند، در خانواده هايي با سطح فرهنگ پايين و ناتوان در امر تربيت مطلوب فرزندان به دنيا آمده و رشد كرده اند. با در نظرگرفتن الگوبرداري محض شخص از اعضاي بزرگ تر خانواده، به خصوص در سنين كودكي و نوجواني كه موضوعي اثبات شده و مسلم است، مي توان به اين نكته پي برد كه رفتار و واكنش آن ها در قبال امر تقلب، تا حد زيادي واكنش فرزندانشان در برابر اين امر در آينده را مشخص مي كند.
مقدمه:
در مقابل حاصل خانواده اي كه در آن اثرات و عواقب مهلك اين عمل به درستي به فرزندان آموزش داده نمي شود و يا حتي در مواردي فرزندان توسط خانواده به آن تشويق شده و آن را مترادف زرنگي و زيركي مي يابند، مهم تر آنكه اعضاي ارشد خانواده نيز در زندگي اجتماعي خويش در موارد مختلف به تقلب دست زده و از پيش برد امورشان به وسيله ي آن ابايي ندارند، فرزنداني است كه در آينده اي نزديك در مدرسه، دانشگاه، محل كار و تمام موقعيت هاي اجتماعي به راحتي اقدام به تقلب و قانون شكني كرده و هيچ گاه فطرتا آن را قبيح نمي دانند. مهم ترين عامل پس از نقش تربيتي خانواده در گرايش يا عدم گرايش دانشجويان به تقلب در امور آموزشي ، فضاي نامساعد حاكم بر مدارس و سهم دانش آموزان و مسئولين مدارس در به وجود آمدن آن است. تقريبا تمام ما در هر مدرسه اي كه تحصيل كرده باشيم به ياد داريم كه از نخستين سال هاي تحصيل در دوره ي ابتدايي تا روز هاي پاياني دبيرستان، در اكثر فضاهاي دوستي در مدارس، همواره دانش آموزاني كه تقلب مي كنند يا تقلب مي رسانند به افرادي اصطلاحا كول و محبوب تبديل مي شوند. كساني كه در آزمون ها در تقلب نقشي دارند از جانب ساير دانش آموزان و حتي گاهي اوقات دبيران به عنوان افرادي شجاع، زرنگ و شايسته شناخته مي شوند. اين افراد در مدرسه شان اجتماعي بالايي كسب كرده و در گروه هاي دوستي دانش آموزان به افرادي سطح بالا و بامنزلت تبديل مي شوند. در مقابل به كساني كه از پذيرش تقلب سرباز مي زنند،به چشم افرادي لوس، ترسو و بي دست و پا نگاه مي شود، آنان نزد دانش آموزان ديگر به چهره اي منفور و نماد شرارت و خودخواهي تبديل شده، از اكثر گروه هاي دوستي طرد شده و فرصت برقراري ارتباط صميمي با بسياري از دانش آموزان مدرسه را از دست مي دهند. تمام ما بارها شاهد بوده ايم كه در محيط مدرسه با كسي كه مثلا از رواج تقلب بين دانش آموزان نزد مسئولين ابراز نگراني كرده و يا به صورت مستقيم به افراد متقلب تذكر داده است، مانند كسي كه مرتكب جنايت عليه بشريت شده برخورد شده! حتي شايد فرد تا پايان دوران تحصيل در آن مدرسه به نماد انسان بزدل و خودشيرين تبديل مي شود. به اين رفتار تند و افراطي دانش آموزان، اشتباهات و سهل انگاري هاي دبيران و مسئولين مدرسه را نيز اضافه كنيد. دبيراني كه دانش آموزان را در مورد قبح اخلاقي تقلب و اثرات آن بر زندگي اجتماعي و فردي آگاه نمي كنند، نقش عظيمي در به وجودآمدن طرزفكر فوق در بين دانش آموزان دارند.
مفاهيم اخلاقي :
رشد اخلاقي ،تحت تاثير ميزان علاقه ي كودك به معيارها و ارزشهاي معمول ، ارتباط بسياري با رشد و تكامل اجتماعي دارد .
از سوي ديگر به رشد ديني و ميزان علاقه وي به آداب و رسوم و واكنشهاي او در مقابل خيرو شر وابسته است (باهنر ،1378 :51 ). مفهوم اخلاق در روانشناسي به عنوان يكي از مفاهيم كليدي مي باشد .اين مفهوم به يك سلسله ارزشها و باورهاي دروني اطلاق مي شود كه به عنوان يكي از عوامل مهار كننده عمل مي كند .به اين ترتيب وجدان از يك قضاوت ساده نسبت به درست و نادرست فراتر مي رود و به مقام تشخيص و به كار بستن اصول ، تكاليف و قوانين اخلاقي مي رسد .(كديور ، 1378: 14). مفاهيم اخلاقي در جوامع و محيط هاي مختلف ارزشهاي متفاوت دارد و حتي در يك اجتماع نيز مفاهيم اخلاقي در بين طبقات مختلف ارزشهاي متفاوتي دارد. جنسيت نيزدراين مورد مؤثراست ،به طوري كه ارزشهاي اخلاقي ميان دو جنس زن و مرد متفاوت است. كودك در آغاز ارزشهاي اخلاقي را در خانواده مي آموزد و پس از ورود به اجتماع و قرار گرفتن در گروههاي مختلف با ارزشهاي گوناگون مواجه مي شود و همين امر اغلب او را دچار تضاد و دو دلي مي كند .درنتيجه گاهي اوقات ارزشهاي اخلاقي قبلي را تغيير مي دهد .مثلاً مفهومي را كودك در خانواده آموخته است و آن را خوب مي داند ،درحالي كه همين مفهوم در گروه همسالان و در محيط آموزشگاه ارزش ديگري دارد (مقدم ، 1366 : 32 ).
چارچوب نظري:
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود