| دسته بندي |
عمومي |
| فرمت فايل |
docx |
| حجم فايل |
25 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
چكيده
در ابتدا مطلب خود را اينگونه آغاز ميكنم كه نمايش خياباني، مختص مشرق زمين به نمايشهايي اطلاق ميشود كه عدهاي نمايش را اجرا و مردم آنها را همراهي ميكردند لازم به ذكر است كه نمايشهاي كارناوالي جز اينگونه نمايشي محسوب ميشود.
در ايران نيز نمايش خياباني وجود داشته و ريشهي قديمي در اين خاك دارد همانطور كه در قديم انواع آيينهايي كه در فضاي باز اجرا ميشده لفظ نمايش خياباني به آن اطلاق ميشود مثل آيين نوروز، كوسه گردي، آيين تغيير فصل و نقالي، معركه، شعبدهبازي، پردهداري يا شمايل گرداني و... كه لفظ خيابان به اينها اطلاق نميشود، بلكه آنها را نمايش ميداني ميخوانيم.
در واقع يكي از عوامل مهم تئاتر خياباني مكان اجراست يعني خيابان كه خود يكي از مشخصههاي قرن بيستم است و معماري شهري كه خود به نوعي بر شيوه اجرايي تئاتر تأثير خود را ميگذارد. زنده بودن تئاتر خياباني به لحاظ در لحظه بودنش است، در تئاتر صحنهاي تماشاگر طبق آئيني از پيش تعيين شده حاضر ميشود، بليط تهيه كرده، روي صندلي نشسته و تئاتر تماشا ميكند. اما تماشاگر خياباني بدون برنامهريزي قبلي به ديدن نمايش ميرود.
يكي از هنرهاي تئاتر خياباني هنر ارتباط است چرا كه تماشاگر خياباني ضرورتي براي رفتن به سالن تئاتر را حس نميكند و اينگونه تئاتر بنا به موضوعيت خاصي كه دارند و محل اجرا را برميگزينند به زباني ديگر آنان محل ثابتي ندارند.
تئاتر خياباني همچنين خالي از جنس ادبيات صحنهاي و تا حدودي براساس بداهه شكل ميگيرد، اين شيوهي تئاتري با گرايشات متغير فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه به سرعت همسو ميشود و سرعت اجراي اين تئاتر كه منتج به سرعت تأثير آن بر مخاطب ميشود از بارزترين خصوصيات اين تئاتر است. مثلاً شاهكار امروز شايد براي نسل فردا ديگر نتواند جذابيت ويژهاي داشته باشد و اصولاً اين تئاترها با جهتگيريهاي خاص اجتماعي كه دارند به شدت با دوره زماني خود همسو هستند و با مرتفع شدن آن مسائل، شايد ديگر محلي از اعراب نداشته باشند.
مقدمه
اگر تاريخ را از دير باز تاكنون مورد بررسي قرار دهيم متوجه ميشويم كه از دوران شكارگري شكل ارتباطي به صورت گروهي بوده است. آنان بر ديوارههاي غار نقش حيوان را ميكشيدند و با شور و هيجاني خاص به سويش سنگ و نيزه پرتاب ميكردند تا به قدرتي ذهني و جسمي براي غلبه كردن به حيوان برسند، و از اين طريق شكل عملي ارتباط را به صورت جمعي تجربه ميكردند.
در ايران نيز بسياري از آئينهاي طلب باران و مراسمي كه براي حفاظت و تضمين محصول خود انجام ميدادند، نيز از همين ويژگي عمومي ارتباط و نمايش همگاني برخوردار بوده است. به تدريج با گذر زمان، پيشرفت و تكنولوژي و با شكلگيري جوامع طبقاتي جدايي ميان بازيگر و تماشاگر صورت گرفت و تماشاگر از نقش فعال تنزل يافت و منفعل شد.
در اعصار گوناگون هميشه در هنر تئاتر سعي بر كم كردن يا اضافه كردن عقايد، روشها، امكانات و غيره را به تئاتر داشتند و همگي به اين نتيجه رسيدند، تنها يك عنصر است كه هيچگاه نميتوان آن را كم يا حذب كرد و او وجود زنده انسان "بازيگر" است در فضاي تئاتر.
اگر اين قضيه را زير ذرهبين نگاه خود قرار دهيم، به دريافتي ميرسيم كه تنها خود بازيگر است كه ميتواند در مورد نقش خود به قضاوت بنشيند.
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود