متن مقاله ترجمه شده

متن مقاله ترجمه شده

فروشگاه دانشجو

دانلود مقاله ترجمه شده شناخت ريسك و بازده ، CAPM و مدل سه عاملي فاما – فرنچ

۲۵ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 253 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده شناخت ريسك و بازده ، CAPM و مدل سه عاملي فاما – فرنچ
به همراه متن انگليسي

ريسك و بازده:
مفهوم عمومي: انتظار بازده بالاتر داشتن مستلزم پذيرش ريسك بيشتر است.
بسياري از سرمايه گذاران به اين نكته توجه دارند كه پذيرش ريسك بالاتر براي دريافت بازده هاي بالاتر الزامي است. در اين مقاله ما دو مدل مهم را براي توضيح اين رابطه بكار گرفته وآنها را توضيح مي دهيم. آنگاه توضيح خواهيم داد كه چگونه اين ابزارها مي توانند بوسيله سرمايه گذاران براي ارزيابي داراييهايي همانند اوراق قرضه مورد استفاده قرار گيرند.

چرا بايد شركتهاي با ريسك بالاتر درآمدهاي بالاتري هم داشته باشند ؟ مسلمً يك سرمايه گذار به ازاي پذيرش ريسك بالاتر ، نياز به بازده پيش بيني شده بالاتري دارد. و ما در واقع اين ارتباط را با بررسي بازده هاي بلند مدت تاريخي سهام، اوراق قرضه و داراييهاي با ريسك كمتر ، همانگونه كه در اولين نمودار آمده است ، مشاهده مي كنيم.

براي درك اين مطلب ، فرض كنيد كه يك سرمايه گذاري كه پيش بيني شده است يك ميليون دلار را بطور مستمر و سالانه ايجاد كند ، انجام گرفته است. يك فرد براي يك چنين دارايي چقدر حاضر است بپردازد؟ پاسخ به نامشخص بودن يا ريسك پذيري گردش وجوه نقد بستگي دارد. با مشخص بودن كامل شرايط كه در آن گردش وجوهخ نقد بهنگام قرارداد كاملاض مشخص مي شود ، يك سرمايه گذار دارايي را با نرخ بدون ريسك در نظر خواهد گرفت . همچنانكه ميزان نا مشخصي افزايش مي يابد ،بازده مورد نياز براي جبران ريسك افزايش مي يابد و در نتيجه در قيمت پايينتري سرمايه گذار مايل به سرمايه گذاري است ، زيرا ريسك بالاتر مستلزم دادن تخفيف است.

بعلاوه اقتصاد دانان فرض مي كنند كه سرمايه گذاران ريسك گريز هستند ، به اين معنا كه آنها حاضرند از بخشي از بازده چشم پوشي كنند ( و حتي حاضرند كمتر از ارزش فعلي بازده آتي پيش بيني شده را دريافت كنند ) تا ريسك را كاهش دهند. اگر اين فرض درست باشد،انتظار داريم سرمايه گذاران براي جبران ريسك اضافي پذيرفته شده بواسطه نگهداري داراييهاي ريسك پذيرتر ، بازده بيشتري را تقاضا كنند.

 

بي ثباتي شاخصي براي ريسك:
يكي از معيارهاي كاملاً پذيرفته شده براي ريسك ، بي ثباتي ، يعني ميزان تغيير بازده دارايي در دوره هاي زماني موفق ، است كه عموماً به صورت انحراف استاندارد بازده ها بيان مي شود. يك دارايي كه داراي نوسانات شديد است ، انتظار ميرود كه داراي ريسك بالاتري باشد ، زيرا ارزش دارايي در زماني كه سرمايه گذار مي خواهد آنرا بفروشد كمتر از آنچه است كه پيش بيني شده بود. بعلاوه ، بي ثباتي بالاتر از نظر آماري، به معني اين است كه ارزش آتي و بالقوه يك دارايي كه بي ثباتي بالايي دارد در رنج وسيعتري افت مي كند.
متنوع كردن و ريسك سيستماتيك:

البته از نظر قانوني ، بي ثباتي يك سهام خاص مربوط به خودش است و بهنگام بررسي ريسك اصلاً اهميتي ندارد.وضعيتي را در نظر بگيريد كه يك سرمايه گذار بدون اينكه متحمل هزينه اضافي گردد ، بي ثباتي مربوط به پورتفوليو ي داراييهاي خود را كاهش دهد. اين كار معمولاً از طريق متنوع كردن انجام مي شود. فرض كنيد به جاي يك نوع سهام ، دو نوع سهم با بازده هاي پيش بينمي شده برابر نگه داري مي شوند. از انجاييكه بازده سهام هيچ همبستگي با هم ندارند ، غير ممكن است كه در يك زمان هر دو حركات شديدي را تجربه كنند و در نتيجه بي ثباتي كل پورتفوليو را كاهش مي دهند. چون داراييها در يك ارتباط محدود با يكديگر حركت نمي كنند (البته نسبت به هم كمي همبستگي مثبت دارند ) ، بي ثباتي كل بدون آنكه بازده مورد انتظار كاهش يابد و با توزيع پول در بين چند دارايي ،كاهش مي يابد .

اين مفهوم متنوع كردن يكي از مهمترين اصول پورتفوليو ي مدرن است ، بي ثباتي با اضافه شدن داراييهاي بيشتري به پورتفوليو كاهش مي يابد. اگرچه اين نكته را بايد متذكر شد كه ، نرخ كاهش بي ثباتي بر اثر اضافه شدن داراييها در صورتي كه تعداد داراييها در پورتفوليو افزايش يابد ، كاهش پيدا مي كند. همانگونه كه نمودار زير براي يك سناريوي خاص نشان مي دهد (%۲۰ بي ثباتي براي هر دارايي و كووراريانس صفر بين داراييها) ، قاعده كلي اين است كه يك پورتفوليو كه شامل حداقل ۳۰ % دارايي است ، به خوبي متنوع شده است.

بي ثبتي را مي توان بدون هيچ هزينه خاص و فقط از طريق متنوع كردن ، كاهش داد ، البته اين نكته براي سرمايه گذاران قابل ذكر است كه آنها نبايد براي آن بخش از بي ثباتي سهام و يا به خاطر يك پورتفوليوي كه به خوبي متنوع شده است ، انتظار پاداش داشته باشند. اين نوع بي ثباتي را در ادبيات مالي ، ريسك غير سيستماتيك مي گويند ، زيرا ناشي از كل بازار نيست ، بلكه فقط يك نويز اتفاقي اضافي براي بازده آن دارايي خاص است.از آنجاييكه اين نويز داراي بازده صفر است ، مي توان آنرا با اضافه كردن اوراق بهادار بيشتر به پورتفوليو ، متنوع نمود . در اين صورت ميانگين آن صفر خواهد بود و انحراف استاندارد آن هرچه تعداد داراييهاي اضافه شده بيشتر گردد ، كاهش مي يابد.

نتيجه منطقي اين فرضيه آن است كه اگر تعداد داراييهاي موجود در يك پورتفوليو كافي باشد ، بي ثباتي پورتفوليو با كل بازار هماهنگ مي شود. بنابراين ،سرمايه گذاران فقط بايستي براي آن بخش از ريسك كه نمي توان آنرا با متنوع كردن از بين برد منتظر پاداش باشند.
بتا يك معيار براي ريسك سيستماتيك:

همانگونه كه در بالا گفته شد ، يك دارايي داراي هر دو ريسك سيستماتيك و غير سيستماتيك است. بخشي از بيثباتي كه به عنوان سيستماتيك مورد توجه قرار مي گيرد با ميزان انحراف بازده آن از كل بازار اندازه گيري مي شود. براي مشخص كردن اين بي ثباتي از پارامتري به نام بتا استفاده مي شود كه توزيع ريسك را براي يك اوراق بهادار خاص در يك پورتفوليو كه به خوبي متنوع شده است را اندازه گيري مي كند.

كه در آن
بازده دارايي
بازده بازار
واريانس بازده بازارو
كووراريانس بين بازده بازار و بازده دارايي است.

در عمل،بتا با استفاده از بازده هاي تاريخي براي بازار و دارايي و براي پورتفوليو بازار به صورت شاخص كل همانند S&P 500 يا Russel 2000 محاسبه مي شود. اينگونه اطلاعات به طور گسترده از طريق بانكهاي اطلاعاتي مالي در دسترس بوده و مي توان آنها را در بسته هاي نرم افزاري همانند Excel يا SPSS دانلود كرد.
براي مشخص كردن بتا يك پورتفوليو ، به سادگي ميانگين بتاي اوراق بهادار خاص را كه با توجه به بازار سرمايه هر اوراق وزن گذاري شده است ،محاسبه مي كنيم.

بخش بعدي توضيح مي دهد كه چگونه مي توان ميزان يك ريسك را در يك مدل قرار داده و از آن براي توضيح رابطه بين ريسك سيستماتيك و بازده مورد انتظار استفاده كرد.

CAPM
فرضيات اصلي براي فرموله كردن مدل
مدل قيمت گذاري دارايي سرمايه اي (CAPM) سعي مي كند كه رابطه بين بتاي يك دارايي و بازده مورد انتظار براي آنرا توضيح دهد. مدل CAPM شامل كسري فرضيات ساده در مورد رفتار سرمايه گذار و وجود يك عامل ريسك متداول است.

اولين فرض اين است كه سرمايه گذاران فقط مراقب بازده مورد انتظار و بي ثباتي هستند. بنابراين ، همانند مصرف كنندگان معمولي ، آنها بازده مورد انتظار را براي يك سطح مشخص از بي ثباتي ، افزايش مي دهند. دوم اينكه ، تمام سرمايه گذاران نظر يكساني در مورد موازنه ريسك و بازده در بازار دارند.

فرض سوم اين است كه ، تنها يك عامل ريسك در يك پورتفوليو بزرگ بازار وجود دارد.فرض شده است كه سرمايه گذاراران پورتفوليو متنوع شده را نگهداري ميكنند ، زيرا بازار براي ريسكهايي كه از طريق متنوع كردن مي توان آنها را حذف كرد ،چيزي به سرمايه گذاراران نمي دهد. بنابراين ، CAPM مي گويد كه اگر بتاي يك اوراق بهادار مشخص باشد ، اين امكان وجود دارد كه بازده آنرا نيز محاسبه كرد.

 

مدل منطقي: بهبود درك مستقيم
براي ايجاد شناخت نسبت به اين مدل ، در ابتدا فرض كنيد كه دارايي هيچ بي ثباتي ندارد و بنابراين ريسكي هم ندارد.پس بازده آن با بازار تغيير نمي كند. بنابراين بتاي اين دارايي صفراست و بازده مورد انتظار براي آن معادل با نرخ بدون ريسك است.

سپس فرض كنيد كه ، دارايي در ارتباط با بازار حركت مي كند ، يا بتاي آن يك است. بنابراين با توجه به اين همبستگي با بازار ، طبق تعريف اين دارايي درآمدي معادل با بازار را توليد مي كند.

دوباره ، در مورد دارايي فكر كنيد كه نوسانات بازده ايي بزگتري را نسبت به بازار تجربه كرده است ، يا داراي بتاي بزرگتر از يك است. م انتظار خواهيم داشت تا اين دارايي با توجه به ريسك اضافه ايي كه دارد ، بازده بالاتري نيز داشته باشد.
اگر ما اين رابطه بين بازده هاي مورد انتظار براي يك دارايي را با ميزان ريسك بازاري كه آنها با آن مواجه هستند را عموميت دهيم ،به معادله CAPM مي رسيم:

كه در آن نرخ بدون ريسك و
بازده بيش از پورتفوليوي بازار براي دارايي بدون ريسك است ، كه اغلب به پاداش ريسك سرمايه مي گويند.
در واقع CAPM مي گويد كه ، انتظار مي رود كه يك دارايي بازده ايي معادل با نرخ بازده بدون ريسك بعلاوه يك پاداش براي قبول ريسك داشته باشد كه با بتاي دارايي اندازه گيري مي شود. نمودار زير اين رابطه پيش بيني شده را براي بتا و بازده نشان مي دهد ، اين خط را ، خط امنيت بازار مي نامند.

در انگليسي بتا نسبت افزايش بازده مورد انتظار براي يك دارايي به كل افزايش بازده در بازار است كه درآن بازده اضافي به صورت بازده مربوط به يك دارايي منهاي بازده مربوط به يك دارايي با ريسك صفر ، تعريف مي شود. براي مثال براي يك دارايي با بتاي ۵/۱ انتظار ميرود كه بازده براي اين داريي در حاليكه بازده دارايي بدون ريسك در بازار ۱۰% است ، ۱۵% باشد.
بنابراين بتا يك روش عددي براي بيان اين مطلب است كه ، بازده مورد انتظار براي داراييهايي كه با بازار داراي كوواريانس بالا هستند ،به شدت نسبت به نوسانات بازار حساس هستند.

CAPM ابزاري براي مديران ارزيابي كننده سرمايه:
به خاطر داريد كه ، CAPM ، زمانيكه بازده مورد انتظار براي يك دارايي خاص يا يك پورتفوليو متاسب با ريسك آن و بازده بازار است،مي تواند بعنوان ابزاري براي ارزيابي كارايي مديران فعال به كار گرفته شود.

مديران فعال در امر سرمايه سعي مي كنند تا با انتخاب سهامها براساس تحقيقات و گزينه هاي موجود و قرار دادن آنها در پورتفوليو بهتراز بازار عمل كنند.يكي از مهمترين پرسشهايي كه در مورد بازده واقعي مطرح است ، اين مي باشد كه آيا مديران سرمايه واقعاً بازده بالاتري نسبت به بازده بر اساس ريسك ارائه مي كنند؟ مدل CAPM يك برآورد از آنچه كه بازده بايد باشد و نيز بتاي ريسك پورتفوليو به ما مي دهد. اگر بازده واقعي بالاتر از بازده بر مبناي مدل CAPM باشد ، اين نقاط به سمت ارزش بالاتر حركت مي كنند. اگر مدير بازدهي كمتر يا مساوي داشته باشد ، او دقيقاً دستمزدش را دريافت مي كند زيرا ارزش سرمايه گذاري را اضافه نكرده است.

بر اساس توضيحات قبلي ما در مورد موازنه ريسك و بازده ،مي توانيم ببينيم كه يك راه براي آنكه يك مدير لازده مورد انتظار را براي سرمايه افزايش دهد اين است كه در جاهايي سرمايه گذاري كند كه ريسك سيستماتيك بيشتري دارند. در حقيقت با پذيرش واريانس بيشتر ، مدير مي تواند بتاي سرمايه (ريسك پورتفوليو)و در نتيجه بازده مورد انتظارش را افزايش دهد.

اگرچه برخي از سرمايه گذاران ممكن است ريسك بالاتر را براي افزايش بازده مورد انتظار قبول كنند ، اما مقادير واقعي براي يك سرمايه نشان مي دهند كه او مي تواند بازده بالاتر را با همان ريسك و يا كمتر از آن بدست آورد. در واقع ما مي پرسيم كه آيا مدير قادر است يك پورتفوليو كه بازده ايي بالاتر از انچه كه CAPM پيش بيني كرده است ، داشته باشد؟ بازده واقعي يك پورتفوليو را با بازده مورد انتظار پيش بيني شده بوسيله CAPM مقايسه كنيد. اختلاف بين ايد دو “بازده اضافي” است كه اغلب به آن α مي گويند.از نظر نموداري اگر α بزرگتر از صفر باشد به معني اين است كه اين پورتفوليو بايد بالاي خط امنيت بازار باشد. از وجود يا عدم وجود يك آلفاي مثبت مي توان براي ارزيابي كارآيي يك مدير استفاده كرد.

 

تحليلهاي رگرسيون :ابزاري براي استفاده از CAPM
براي اينكه مشخص شود آيا يك مدير بواسطه لرزش افزوده ايي كه بدست آورده بايد بستانكار شود ، مي توانيم پورتفوليوي مدير را بااستفاده از مدل CAPM و رگرسيون تجزيه و تحليل كنيم.

در اين حالت ما مي خواهيم بدانيم كه چگونه بازده يك دارايي خاص يا پورتفوليو با توجه به بازده بازار تغيير مي كند. براي انجام اين رگرسيون به سه سري اطلاعات زماني نياز داريم .
اول: بازده(معمولاً ماهيانه ) براي سهامي كه ما بتاي آنرا براي يك دوره خاص(اغلب ۳ يا ۵ ساله) مشخص كرده ايم .
دوم: بازده شاخص كل بازار براي همان دوره
سوم: بازده بدون ريسك براي همان دوره

جاي تعجب نخواهد بود اگر معادله ايي كه بدست مي آوريم شبيه به معادله CAPM باشد كه در بالا به آن اشاره شد:

توجه داشته باشيد كه اضافه شدن آلفا براي مشخص كردن ارزش افزوده مدير سرمايه است. بعلاوه توجه داشته بلاشيد كه عبارت بتا در فرمول رگرسيون معادل با همان بتايي است كه قبلاً گفته شد و محاسبه آن نير مطابق همان روش قبلي است.
با مرتب كردن اين معادله مي توانيم رگرسيون را انجام داده و مشخص كنيم آيا آلفا واقعاً مثبت است يا خير. براي انجام آزمايش ، اطلاعات را به گونه ايي تنظيم كرده ايم كه بازده بالاتر باشد. با كم كردن از دو طرف معادله خواهيم داشت:

حالا معادله به يك معادله خطي آشنا تبديل شده است و ما مي توانيم بازده سرمايه ايي تاريخي بالاتر (سهام خاص ) از بازده تاريخي بازار را مشخص كنيم.رگرسيون روي نمودار نقاطي را مشخص ميكند كه بايد نمودار تا آجاييكه ممكن است با اين نقاط انطباق داشته باشد. شيب اين خط بتا است .آلفا محل برخورد اين خط با محور عمودي است. و نشان مي دهد كه تا چه ميزان وضعيت سرمايه بهتر از CAPM پيش بيني شده است.

اگر آلفا صفر باشد انتظار ميرود كه خط رگرسيون از مبدا شروع شود ، در ضمن آلفا مي تواند منفي هم باشد.

بررسي CAPM:
اگرچه CAPM يك ابزار مفيد و بسيار كآرمد است ولي نگرانيهايي در مورد بازده كلي وجود دارد. برخي از اين نگرانيها بواسطه تحقيقات آكادميك كه در سالهاي اخير صورت گرفته است بروز كرده است.
قدرت پيش بيني صحيح CAPM جاي ترديد دارد. زماني كه بازده واقعي با آنچه كه CAPM پيش بيني كرده است مورد مقايسه قرار مي گيرد ، مشخص مي شود كه اين مدل برخي اوقات درست كار نمي كند. ما كشف كرديم كه مدلهاي CAPM مقدار۰/۸۵ را براي بدست ميآورند ، در حاليكه مقدار يكي از مهمترين دلايل براي جامعيت CAPM است ، كه مشخص شده است دقيقاً ۱۵% از انحراف مشاهده شده در بازده ها همچنان بدون دليل مانده است.

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده سود تحقق يافته و تغييرات در قيمت بازار دارائي هاي مالي به همراه متن انگليسي

۱۷ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 6 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

سود اندازه گيري شده در حسابداري (عوايد يا سود خالص ) سود اقتصادي بالا نيست . در عوض اندازه گيري سود به ميزاني است كه در زمان سرمايه گذاري انتظار مي رفت به آن نائل شود (يعني سود تحقق يافته ) . به عبارت ديگر ، اجراي يك سرمايه گذاري بر اساس حقايق واقعي است كه قابل مقايسه با انتظارات پيش بيني شده است . چون يك سرمايه گذاري بر طبق

انتظارات وجوه نقد بوجود مي آيد طبيعي است كه حقيقت تحقق يافته با انتظارات وجود نقد واقعي مقايسه شود . سود تحقيق يافته به منظور حسابداري ، سنجش عملكرد بر اساس واقعيت جريانات نقدي است كه با تخصيص بر اساس مبناي تعهدي تنظيم گردد اين مفهوم مي گويد كه عملكرد يك سرمايه گذاري توسط تغييرات ارزش دارائي هاي نگهداري شده اندازه گيري نمي شود بلكه بر اساس تحقق جريانات نقدي كه قبل از تحقق مورد انتظار بوده تا نبوده اندازه گيري مي گردد . در موارد سرمتايه گذاري حقيقي در عمليات تجاري سود بر حسب جريانات نقدي كه از فعاليت هاي تجاري مثل فروش توليدات ناشي مي شود اندازه گيري مي گردد، بدون توجه به تغييرات در ارزش دارائي هاي عملياتي .
استانداردهاي قديمي حسابداري (موسوم به حسابداري هزينه تاريخي ) كه بر آوورد دارائي ها را موقوف كرده وبجاي آن هزينه را بين دوره ها تخصيص مي دهند شديدا در رابطه با مفهوم سود تحقيق يافته مي باشد . به عبارت ديگر درمورد سرمايه گذاري در دارائي هاي مالي بطور كلي

جريانات نقدي حاصل از سرمايه گذاري ،بدون انتظار براي فروش تحقق مي يابند . تغييرات درارزش (معادل با ارزش بازار) دارائي هاي مالي برخلاف دارائي هاي عيني ،خود به معتي تحقق جريانات نقدي مي باشند .همانطور كه ذكر شد جريانات نقدي آتي مورد انتظار از دارائي هاي مالي مي

توانند به جريانات نقدي فعلي درهر زمان و به قيمت بازار تبديل شوند كه معادل جريانات نقدي آتي است وقتي قيمت براي همه يكسان باشد يك تغيير در قيمت بازاري دارائي هاي مالي ،نتيجه سرمايه گذاري قبل است كه مي توان آنرا به عنوان سود تحقق يافته درنظر گرفت ، حتي اگر هنوز به پول نقد تبديل نشده باشد . البته استانداردهاي مرسوم حسابداري و شيوه ها بطور كلي يك معامله فروش را به عنوان شرط لازم تحقق نتايج درمورد سرمايه گذاري هاي مالي درنظر دارند همچنين درمورد سرمايه گذاري هاي واقعي .يعني درصورتيكه جريانات ورودي و خروجي دارائي هاي مالي درجريانات نقدي به عنوان يك شرط لازم براي تحقق گنجانده شوند ،تغييرات درقيمت بازاري شان بوجود نمي آيد .مثلا وقتي كالا بجاي برخي داراي هاي مالي فروخته شود سود سرمايه گذاري واقعي بصورت تحقق يافته است حتي اگر فروش نقد نباشد .از طرف ديگر وقتي قيمت بازاري يك دارائي افزايش يابد ،نتيجه تازماني كه بصورت نقد در نيايد بطور تحقق يافته فرض نمي گردد. مي توان گفت اظهار نظر درمورد اينكه آيا دارائي هاي مالي با پول نقد يكسان است يا درموارد مختلف سرمايه گذاري واقعي و مالي متفاوت بوده است . اين مطلب به خودي خود موضوع مبناي تحقق نيست بلكه بيشتر مساله تفسير وتعبير آن است . چنين تفسيري از تحقيق سود ،مانعي مهم درراه اداره تخصيص سود وضرر ارزيابي دارائي هاي مالي است كه محدود به فعاليت هاي تجاري نيستند .به نظر ميرسد كه FASB براي رهائي از اين محدوديت معيار جديد «تحقق پذير» اتخاذ كرد . البته دارائي هاي عيني در تجارت هم گاهي اوقات بازارهائي دارند كه ميتوانند به پول

نقد تبديل شوند وبنابراين اغلب «تحقق پذيرند» . مگراينكه قيمت عادلانه دارائي هاي عيني درنظر گرفته شده و معني وسيعتري از جريانات نقدي آنرا تصحيح مي كند .با توجه به اينكه دارائي هاي مالي بطور آزاد مي توانند فروخته شوند ،هيچ تفاوتي بين تغيير درقيمت بازار در طي دوره نگهداري موجودي و تغيير در موجودي از طريق فروش وجود ندارد . دراين مفهوم تغييرات قيمت بازاري دارائي هاي مالي مساوي با تحقق جريانات نقدي است . اگر لازم باشد چنين موقعيتي با يك فروش واقعي تقويت شود ،اين شرط مغاير با نقش سود تحقق يافته اي است كه هدف آن اثبات انتظار پيش بيني شده توسط حقايق بوقوع پيوسته است . به اين ترتيب ،سود و ضرر ارزيابي دردارائي

هاي عملياتي عيني مستثني مي كند . چنانكه بحث شد اندازه گيري سود تحقق يافته ، كه يك حرفه قديمي در حسابداري شركت است لزوما مانع ارزيابي دارائي هاي مالي به قيمت عادله و تخصيص سود و ضرر برآيند در صورت سود و زيان نيست . طبق مفهوم سود اقتصادي ، تغيير در ارزش بايد نه تنها براي دارائي هاي مالي بلكه براي دارائي هاي عملياتي عيني نيز تخصيص يابد . اگر مفهوم افزايش ارزش پذيرفته شود از تغييرات درارزش بازار نمي توان چشم پوشي كرد حتي وقتي از سر قفلي چشم پوشي مي شود . اگر چنين ارزيابي مجدد دارائي هاي عيني در حال حاضر در نظر گرفته نشود ،ما بايد توجه بيشتري به مفهوم سود تحقق يافته داشته باشيم و عميق تر آنرا مورد بحث قرار دهيم . همانطور كه گفتيم ،بزرگترين مساله از چنين نقطه نظري اندازه گيري بازار به بازار دارائي هاي مالي است كه محدود به فعاليت هاي تجاري اند و نمي توانند آزادانه فروخته شوند .

Realized income and changes in market price of financial assets
The income measured in accounting (net income or earnings) is not the economic income mentioned above. Instead, measure of income captures the extent to which th

e results expected at the time of the investment have been achieved (i.e., realized). In other words, the performance of an investment is measured based on the ex post facts that can be compared with the ex ante expectation. Since an investment is made in expectation of cash flows, it is natural that the ex post fact to be compared with the expectation is the actual cash flows. The realized income for accounting purposes is measurement of performance based on the fact of cash flows, adjusted by allocation

on the accrual basis. This concept implies that performance of an investment is not measured by changes in the value of
a

ssets held, but measured based on the realization of cash flows that were expected or not expected before the fact. In cases of real investments in business operations, income is measured in terms of cash flows arising from business activities such as sales of products, regardless of changes in the value of operating assets. Conventional accounting standards (so-called historical cost accounting) that avoid value assessment of assets and instead allocate the cost among periods is inextricably linked with such concept of realized income. On the other hand, in cases of investment in financial assets, in general, cash flows as results of the investment are realized without waiting for sales. Changes in the value (equal to market value) of financial assets, unlike cases of physical assets, themselves have the same meaning with realization of cash flows. As already mentioned, future cash flows expected to arise from financial assets can be changed into the present cash flows at any time and at a market price that is equivalent to the future cash flows. When this price is same to anyone, a change in the market price of financial assets is already an achieved result of investment and therefore can be considered as realized income, even if it is not yet converted into cash through sales. However, conventional accounting standards and practices have generally considered a sales transaction as the requisite for realization of the results, in cases of financial investments as well as in cases of real investments. That is, while inflows and outflows of financial assets are included in cash flows as a requisite for

realization, changes in their market prices are not. For example, when goods are sold in exchange for some financial assets, the income on the real investment is considered as realized even if it is not cash sales. On the other hand, when the market price of a financial asset has increased, the result has not been deemed as realized until it is

converted into cash. We can say that judgment about whether financial assets are identical to cash has been made differently between in cases of real investments and in cases of financial investments. This is not a matter of the realization basis itself but rather a matter of its interpretation. Such an interpretation about realization of income has been a significant obstacle to recognition of valuation gains or losses of financial assets not bound to business activities. It appears that the FASB
intended to become free from such restriction when it adopted the new criteria of “realizable” instead of “realized”۵). However, physical assets used in business also sometimes have markets where they can be converted into cash and therefore they are often “realizable” in that meaning.Unless fair value measurement of physical assets is intended, it would have been enough to make the concept of realization separated from sales transactions and refine it in line with a broader sense of cash flows Anyway, with regards to financial assets that can be sold freely, there is no difference between the change in market price during the holding period and the change in stock through a sale. In this meaning, changes in the market price of financial assets are the same as realization of cash flows. If such a case is required to be backed up with an actual sale, it is a requirement alien to the role of realized income whose aim is to affirm the ex

ante expectation by the ex post facts. Considering in this way, valuation gains or losses on financial assets would be, in principle, included in the realized income that excludes valuation gains or losses on physical operating assets. As the discussion above shows, m

easurement of realized income, which is a traditional business in corporate accounting, does not necessarily preclude valuing financial assets at fair value and recognizing the resultant gains or loss in income statement. If anything, under the concept of economic income, changes in the value should be recognized for not only financial

assets but also physical operating assets. If the appreciation concept is adopted, changes in market value cannot be neglected even when goodwill can be neglected. If such revaluation of physical assets is not considered at present, we should give more attention to the concept of realized income and discuss about it in depth. As mentioned below, the largest issue from such viewpoint would be mark-to-market measurement of financial assets that are bound to business activities and therefore cannot be freely sold

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده ريسك وبازده به همراه متن انگليسي

۲۴ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 144 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

ريسك وبازده:
هنر سرمايه گذاري با ريسك و بازده تعريف مي شود. سرمايه گذاري به معني قبول يك مقدار ريسك به ازاي يك بازده مورد انتظار است.براي هر فرد قبل از ورود به بازار سهام اين نكته كاملاً مهم است تا انواع مختلف ريسك و مخاطره را شناخته و آنها را اندازه گيري كند.همچنانكه كه خواهيم ديد برخي از اين ريسك و بازده ها داراي تنوع هستند و برخي ديگر به اين گونه نيستند.مطمئن شويد كه شما آماده پرداخت براي رسيك اضافي هستيد.

زمانيكه يك سرمايه گذار يك دارايي را خريداري ميكند (سهام ، اوراق قرضه ، يك شركت ، اثر هنري و غيره ) اين داراييها داراي يك بازده مورد انتظار هستند.برخي از سرمايه گذاران اين بازده را بر حسب درصد مشخص ميكنند در حاليكه ديگران اميدوارند كه اين بازده به صورت مثبت باشد.بازده مورد انتظار از نظر رياضي به صورت درآمد +سرمايه پرداخت شده تعريف مي شود.سهام خاص كه عموماً در بخش تكنولوژي وجود دارند هيچ بازده (سود قابل تقسيم ) ندارند

زيرا آنها تمامي سودها را در موسسه سرمايه گذاري مي كنند. در مورد رشد اين سهام بازده مورد انتظار شما همان سرمايه است. به خاطر داشته باشيد كه سرمايه گذاري همانند يك خيابان دو طرفه است كه بين سرمايه گذار و شركتي كه شما مي خواهيد در آن سرمايه گذاري كنيد قرار گرفته است. اگر شما سهام يك شركت (يا اوراق قرضه آنها) را خريداري كنيد ، آنها به شما بابت اين كار يك پاداش مناسب را مي دهند كه مي توانيد آن را ردر جاي ديگر سرمايه گذاري

كنيد. بنابراين بازده مورد انتظار بابت سرمايه گذاري يك سرمايه گذار باعث ايجاد يك سطح ريسك براي دارايي مي شود.ريسك انواع مختلفي دارند كه عبارتند از:

ريسك سيستماتيك:
اين ريسكي است كه نمي توانيد آنرا متنوع كنيد.زماني كه شما يك دارايي را خريداري مي كنيد عوامل متعددي در پي آن قرار مي گيرند كه مي توانند بر بازده سرمايه گذاري (به صورت منفي يا مثبت )اثر بگذارند : نرخ ريسك سرمايه گذاري مجدد ، مخاطره بازار ، نرخ ريسك مبادله ، و ريسك قدرت خريد (تورم ) . هيچ راهي براي اينكه در دوره نوسان بتوانيد از يك سهام خاص محافظت بكنيد وجود ندارد. لطفاً به اين نكته توجه داشته باشيد كه اگر چه شما نمي توانيد در برابر اين مخاطرات حفاظتي داشته باشيد ولي راههايي وجود دارند كه از انها دوري نماييد. يك را مي تواند خريد يك بيمه با نرخ شناور است كه از سهام هنگام افزايش منفي در نرخ بهره بازار حمايت ميكند.

 

مخاطره غير سيستماتيك:
اين نوع مخاطره را مي توان با داشتن يك پرتفوليو از اوراق بهادار متنوع نمود. مخاطرات قابل متنوع شده عبارتند از: مخاطره شركت ، مخاطره مالي ، و مخاطره كشور . براي مثال اگر شما ۱۰۰۰۰ دلار داشته باشيد و با آن سهام يك شركت خانه سازي را بخريد شما ريسكتان را متنوع نكرده ايد . اگر كل سهام بازار ترقي كنند ولي بخش مسكن تنزل پيدا كند ، سهام شما بازده ايي كمتر از كل بازار خواهد داشت.بسياري از متخصصان سرمايه گذاري بر اين باور هستند كه داشتن يك سبد از ۱۰ تا ۱۵ گونه سهام بخشهاي مختلف مي تواند بخش بزرگي از ريسك غير سيستماتيك را محدود كند .

مهمترين معيار براي ريسك اوراق انحراف استاندارد آن است. اين يك معيار آماري از سابقه نوسان يك پورتفوليو در طي يك دوره ۵ يا ۱۰ ساله است. به عبارت ساده تر ، انحراف استاندارد نشان دهنده اين است كه بازده سرمايه گذاري تا چه حدودي در اطراف اين مقدار ميانگين نوسان مي كند. براي محاسبه انحراف استاندارد لازم است كه درصد بازده را براي يك سهام يا اوراق قرضه را تعيين كنيد. آنگاه اين مقادير را با هم جمع كرده و بر تعداد اوراقي كه از آنها استفاده مي

كنيد تقسيم كنيد. عدد حاصل ميانگين يا متوسط بازده را براي پورتفوليو در طي يك دوره زماني بدست ميدهد. شما ميانگين را از بازده هر سال كسر كنيد و آنرا به توان دو برسانيد. سپس تمامي اين اعداد به توان رسيده را با هم جمع ، مجموع را بر تعداد سالها تقسيم و مجذور آنها رامحاسبه كنيد. مقذار به دست آمده همان انحراف استاندارد (انحراف از معيار) است. يك پورتفوليو در بين ۱ انحراف استاندارد (تعداد هر چه كه باشد ) و در ۶۸% زمان حركت مي كند. اين پورتفوليو

در بين ۲ انحراف استاندارد ودر ۹۸% زمان حركت خواهد كرد. اين يك روش مهم براي ارزيابي ريسك و بازده بالقوه براي يك پورتفوليو از اوراق بهادار است. اين صفحه پيش فرض را از طريق سايت yahoo.com كنترل كنيد ، در آنجا وارد بخش اندازه گيري آماري ريسك شويد.

 

ريسك (مخاطره)
مخاطره به معني احتمال از دست دادن پولتان را در يك سرمايه گذار ي تعريف مي كنند. تعريف تخصصي تر ريسك به معني از دست دادن بازده در سرمايه گذار ي است .دارايي كه داري بازده هاي نامنظم است پر مخاطره تر از دارايي كه است كه بازده آن به صورت آماري و آهسته تغيير مي كند. برخي از سرمايه گذاريها بدون مخاطره هستند. به طور خاص سرمايه گذاري در سهام به معني پذيرش مقداري ريسك است. اگر شما مي خواهيد در بازار سهام به يك توفيق ناگهاني برسيد بايستي ريسك را بپذيريد. اگر شما تمام اندوخته زندگيتان را در يك سرمايه گذاري امن همانند يك حساب پس انداز، سرمايه گذار ي كنيد ،با هيچ مخاطره ايي مواجه نخواهيد شد ، اما بازده ايي كه بدست مي آوريد ناچير است و تورم باعث از دست رفتن ارزش سپرده گذاري شما مي شود. بين ريسك و بازده يك موازنه برقرار است. ريسك كمتر به معني بازده كمتر و ريسك بالاتر به معني احتمال بازده بالاتر است. سطوح مخاطره به تصميم گيري شخص بستگي دارد. اين سطح به سن شما ، اهداف سرمايه گذاري ، زمان زندگي و اينكه شما مي توانيد زيان را تحمل كنيد ، بستگي دارد.

انواع ريسك:
هنگام سرمايه گذاري در بازار سهام با دو نوع رسيك مواجه هستيد : ريسك بازار و ريسك خاص

ريسك بازار
ارزش سهام معمولاً تمايل دارد كه در جهت كل بازار حركت كند. و حركت سهام افراد به طور مشخص بر خلاف حركت FTSE 100 غير معمول است. اين بدان دليل است كه سهام تحت تاثير همان عواملي قرار مي گيرد كه كل سلامت اقتصاد را تحت تاثير قرار مي دهد (تورم ، نرخ بهره ، وضعيت GNP و غيره ). خود اينكه كل بازار مي تواند سقوط كند يك ريسك است.

ريسك خاص:
ريسك خاص مربوط به يك نوع سهام خاص است. براي مثال اگر توليد يك شركت سازنده خودرو بر اثر اعتصاب متوقف گردد ، اين فقط يك عامل ريسك خاص است زيرا فقط بر سازندهخ خاصي تاثير گذار است. ساير منابع ريسك خاص عبارتند از : اشتباهات ناشي از مديريت شركت ، ابداعات جديد از طرف شركتهاي رقيب و مقررات قانوني.

ريسك و بازده:
عموماً ريسك پذيري بيشتر در يك سرمايه گذاري به معني آن است كه بابت اين ريسك بازده بالاتري مورد انتظار است. ريسك سرمايه گذاري به اين معني است كه ارزش اوراق بهادار (سهام يا اوراق قرضه) بدون تغيير يا با كاهش مواجه خواهد شد. اما براي اينكه ارزيابي كنيد كه براي جبران ريسكي كه شما قبول كرده ايد چه بازده ايي لازم است ، بايستي براساس يك نرخ پايه عمل كنيد. اين نرخ را نرخ بدون مخاطره مي نامند.

نرخ بدون ريسك:
نرخ بدون ريسك معمولاًدر ارتباط با سرمايه گذاري بون مخاطره مطرح مي شود. در بيشتر مواقع اين نرخ براي اوراق قرضه دولتي بلند مدت كه به عنوان سرمايه گذاري بدون ريسك در نظر گرفته مي شوند ، مطرح مي گردند.

پاداش ريسك:
پاداش ريسك ،جايزه يك سرمايه گذار براي قبول ريسك است.اين پاداش به مقدار انحرافي كه يك دارايي از قيمت خريدش مي تواند داشته باشد ،بستگي دارد.
بازده مخاطره اصلاح شده:
در مورد سرمايه گذاريهاي با ريسك بالاتر (همانند سهام Small-cap) كه انتظار ميرود نوسان بيشتري نسبت به اوراق قرضه دولتي داشته باشند ، سرمايه گذاران انتظار بازده بيشتري مثلاً ۱۵% بيشتر از نرخ سرمايه گذاري بدون ريسك را دارند. اگر بازدهخ اوراق قرضه دولتي ۵% باشد آنگاه بازده اصلاح شده براي سرمايه گذاري با مخاطره بالاتر ۱۰%=۵-۱۵ است. بازده با ريسك اصلاح شده در هيچ كجا قيد نمي شود ،زيرا يك مقدار فرضي است،ولي سعي مي شود تا بهنگام تصميم گيري در سرمايه گذاري اين مقدار مد نظر قرار گيرد.بازده با ريسك اصلاح شده را مي توانيد با مقايسه بازده سرمايه گذاري نسبت به بازده سرمايه گذاري بدون مخاطره برآورد كنيد.پس از آن لازم است كه اگر بازده ،جبران كننده ريسكي است كه شما با آن مواجه هستيد ،مي توانيد تصميم گيري كنيد.
كاهش ريسك

ريسك خاص:
متنوع كردن مي تواند باعث كاهش ريسك خاص در سرمايه گذاريهاي افراد گردد.

ريسك بازار:
متنوع كردن نمي تواند باعث محدود شدن ريسك بازار گردد. شما ممكن است بتوانيد ريسك بازار را با منتقل كردن پولتان به سرمايه گذاريهاي با مخاطره كمتر ،ريسك بازار را كاهش دهيد اما در اينصورت بازده كمتري را به دست خواهيد آورد.

ريسك و بازده:
• بازده يك سرمايه اغلب با توجه به بازده دوره نگهداري آن اندازه گيري مي شود:
تغيير در قيمت بعلاوه درآمد كسب شده بر حسب درصدي از قيمت اصلي بيان مي شود. معيار بهتر مي تواند به صورت زمان بندي تقسيم سود يا ساير پرداختيها و نرخ سرمايه گذاري مجدد آنها در نظر گرفته شود.
• بازده كلي براي يك سرمايه گذاري شامل دو بخش است:
بازده پيش بيني شده و بازده پيش بيني نشده.
بازده پيش بيني نشده هانگونه كه از نام آنمشخص است به علت رويدادهاي غير منتظره است. به نظر ميرسد كه ريسك سرمايه گذاري ناشي از يك رويداد غير منتظره است.
• مجموع ريسك يك دارايي به صورت ،ميزان انحرافي كه بازد ه هاي واقعي از بازده پيش بيني شده دارند مطرح مي شود. يك معيا متداول انحراف استاندارد است ، البته براي بسياري از سرمايه گذاران ريسك منفي از نوسان بازده پر اهميت تر است. براي مديران اوراق قرضه ريسك بازده كمتر از معمول معياري است كه ارتباط بيشتري با ريسك دارد.
• اگر شخصي تصور كند كه بازده ها به صورت نرمال توزيع شده اند ، آنگاه واريانس (يا مجذور انحراف استاندارد ) يك معيار مناسب براي ريسك خواهد بود ،زيرا توزيع نرمال به صورت متقارن است و به طور كامل توسط ارزش مورد انتظار و واريانس قابل توضيح است. مدراكي وجود دارد كه نشان مي دهند منحني هاي بازده هاي سهام – ارزش نسبت به منحنيهاي پيش بيني بوسيله توزيع نرمال كشيده تر هستند.

• ريسكهاي سيستماتيك ( كه ريسك بازار نيز ناميده مي شوند) رويدادهاي غير منتظره ايي هستند كه تمامي داراييها را با نسبتهاي مختلف تحت تاثير قرار مي دهند ، زيرا اين رويدادها اقتصادي هستند. ريسكهاي غير سيستماتيك رويدادهاي غير منتظره ايي هستند كه بريك دارايي خاص يا مجموعه ايي از داراييها اثر ميگذارد . ريسكهاي غير سيستماتيك را ريسكهاي خاص يا ريسك دارايي خاص نيز مي نامند.

• سرمايه گذاران با يك تعادي بين ريسك و بازده مورد انتظار مواجه هستند. اطلاعات تاريخي نشان مي دهند كه داراييهاي با درجه كمتر ريسك بازده ايي كمتر از حد متوسط را نسبت به داراييهاي با ريسك بالاتر ، ارائه مي دهند.

• تغيير اوراق قرضه از يك پورتفوليوي ريسك دار به يك دارايي بدون ريسك ساده ترين راه براي كاهش ريسك است.روش ديگر به صورت متنوع كردن پورتفوليوي ريسك دار است.

• اوراق قرضه دولتي ايالات متحده فقط يك دارايي بدون ريسك با ارزش اسمي است. با اينهمه انحراف استاندارد از نرخ واقعي در مورد اوراق قرضه دولتي در مقايسه با ساير داراييها همانند اوراق قرضه بلند مدت و سهام عادي كمتر است ، بنابراين براي هدف تحليلي ما ، فرض مي كنيم كه اوراق قرضه دولتي يك دارايي بدون ريسك است. علاوه بر اوراق قرضه دولتي ، اوراق در بازار پول نيز داراي تعهدات مطمئن كوتاه مدت همانند اوراق تجاري و cd ها هستند. اين موارد مستلزم كمي ريسك هستند اما نسبت به ساير داراييهاي داراي ريسك از ريسك كمتري برخوردار مي باشند. براي ساده شدن بحث ما فرض ميكنيم كه اوراق در بازار پول نيز داراييهاي بدون ريسك هستند.

• يك پورتفوليوي سرمايه گذاري داراي ريسك ( كه درا اينجا به آن دارايي ريسك دار گفته مي شود ) را مي توان با توجه به نسبت پاداش به تغيير پذيري مشخص نمود.اين نسبت همان شيب خط تخصيص سرمايه است (CAL) ، خطي كه بين دارايي بدون ريسك تا دارايي ريسك دار رسم مي شود. تمامي تركيبات داراييهاي بدون ريسك و با ريسك با توجه به اين خط تعيين مي شوند. سرمايه گذاران يك شيب تند را براي CAL ترجيح ميدهند زيرا براي هر سطح از مخاطره بازده بالاتري را پيش بيني مي كند. اگر ميزان وام گرفتن بيش از مقدار وام دادن باشد CAL در نقطه مربوط به سرمايه گذاري ۱۰۰% در پورتفوليوي كاملاً ريسك دار به صورت پيچ خورده خواهد بود.

• يك سرمايه گذار ترجيح مي دهد كه انتخابي از بين پورتفوليوهاي رو خط تخصيص سرمايه كه از ريسك دور باشند، داشته باشد .سرمايه گذاران ريسك گريز در اينصورت به سمت اوراق قرضه دولتي گرايش پيدا خواهند كرد. سرمايه گذاران ريسك پذير پورتفوليوهايي از داراييهاي با مخاطره را انتخاب خواهند كرد.
• خط بازار سرمايه همان خط تخصيص سرمايه است كه با استفاده از يك استراتژي انفعالي سرمايه گذاري رسم ميشود و با يك پورتفوليوي مشخص در بازار همانند Standard & Poor’s 500 به عنوان يك دارايي با ريسك سروكار دارد.

ريسك نرخ بهره:
• حتي قرادادهاي بدون ريسك همانند اوراق قرضه دولتي نيز در معرض خطر نرخ بهره قرار دارند.معمولاً اوراق بلند مدت تر نسبت به اوراق كوتاه مدت حساسيت بيشتري به تغييرات نرخ بهره دارند. اندازه گيري عمر متوسط يك اوراق كه مدت Macaulay نام دارد ، به صورت ميانگين وزني زمانها تا هر پرداخت بوسيله سهام به ارزشهاي متناسب با ارزش فعلي پرداخت تعريف شده است.

• مدت Macaulay افق زماني را پس از آنكه بازده اوراق به صورت واقعي مشخص شد را اندازه گيري مي كند. در طي زمان ، زيان (سود) حاصل از تغيير قيمت بوسيله سود (زيان ) سرمايه گذاري مجدد كوپن بهره جبران مي شود.

• مدت اصلاح شده يك معيار مستقيم است كه حساسيت ارزش اوراق را به تغييرات در بازده آنها را اندازه گيري مي كند. مدت اصلاح شده به صورت
(۱+بازده)/ مدت Macaulay تعريف مي شود.

• مدت بقا تنها يك برآورد از تغيير درصد ارزش يك اوراق در برابر ۱% تغيير در بازده است. فرض شده است كه در يك منحني مستقيم براي بازده ، تغييرات به موازات منحني است و فقط زماني عمل مي كنند كه تغييرات كوچكي در بازده (همانند ۱۰ نقطه مبنايي) بروز كرده باشد.
• سر رسيد طولاني تر ،بازده كمتر و كوپن كوچكتر و كم تكرارتر باعث بزرگتر شدن دوره دوام مي شود. دوره دوام Macaulay براي يك اوراق قرضه بدون كوپن تقريباً معادل سر رسيد آن است.

• اندازه گيري مقدار شيب منحني مقدار تغييرات در دوره دوام را براثر تغيير در تاريخ سررسيد را نشان مي دهد.
• شيب مثبت ، كه براي بيشتر اوراق صادق است ، نشان دهنده اين واقعيت است كه حساسيت قيمتي ، كه به صورت دوره دوام اندازه گيري مي شود ، با افزايش بازده ،كاهش و با كاهش بازده ، افزايش مي يابد. شيب مثبت به عنوان يك ويژگي براي اوراق در نظر گرفته مي شود ،مخصوصاً زمتني كه بازده هاي متغير باشد. اوراق قابل فراخواني همانند اوراق تضمين شده ايالات متحده در برخي مناطق بازده داراي شيب منفي هستند.
• دوره دوام افزايشي است يعني اينكه دوره دوام يك پورتفوليو از اوراق قرضه مجموع وزني دوره دوام هر اوراق قرضه است.ازآنجاييكه دوره دوام و شيب ارزش ريسك را اندازه گيري مي كنند ، آنها مي توانند براي مديريت پورتفوليوي اوراق قرضه بكار گرفته شوند.

• سياستهاي ايمن سازي از مشخصه هاي مديريت پورتفوليو با در آمد ثابت است. اينگونه استراتژيها باعث مي شوند كه افراد يا شركتها در برابر تغييرات نرخ بهره ايمن گردند. اين ايمن سازي ميتواند به شكل ايمن سازي ارزش خالص يا ايمن سازي ارزش انباشته آتي پورتفوليوي با درآمد ثابت باشد. ايمن سازي يك طرح كاملاً سرمايه ايي با هماهنگ كردن دوره دوام داراييها و بدهيها بدست مي آيد. براي نگهداشتن وضعيت ايمن شده در مقابل تغييرات زماني و نرخ بهره لازم است كه پورتفوليو به صورت دوره ايي موازنه گردد.

• يك فرم بسيار جهت در براي ايمن سازي ، تخصيص يا هماهنگ كردن گردش وجوه نقد است. اگر يك پورتفوليو به طور صحيح گردش وجوه نقد را با بدهيهاي بودجه بندي شده هماهنگ كند ، ديگر نيازي به موازنه مجدد نمي باشد.

ريسك كيفيت بستانكاري:
• براي ساليان متمادي ، موسسات مالي و دانشگاهي در تلاش بودند تا ضررهاي ناشي از ريسك بستانكاري را پيش بيني كنند.بهترين روش شناخته شده بر اساس Altman’s Z-score است كه در آن با استفاده از اطلاعات مالي شركت ، بدنبال وضعيتهاي بدون اشكال مي گردند.

• روش جديدتر CreditMetrics نوسانات را بر اساس upgrades, downgrades, and defaults پيش بيني مي كند. اطلاعات تاريخي براي تعيين انحراف پيش بيني در مورد يك رويداد بستانكاري احتمالي كه شامل upgrades and downgrades و حذف defaults است ، بكار گرفته مي شود.
• براي مثال محاسبات CreditMetrics احتمال تغيير نرخ جاري اوراق را با توجه به ساير نرخها و در طي يك زمان مشخص ،نشان مي دهند. هر جابجايي باعث تغير در ارزش بر آورد شده مي گردد (با استفاده از اطلاعات تاريخي در مورد بستانكاري يا نرخهاي احيا شده به صورت default ). هر مقدار به دست آمده با احتمال ايجاد يك توزيع از ارزش در بين هر وضعيت بستانكاري ناش از اين مقدار ارزش گذاري مي شود.در اينحالت ارزش مورد انتظار دارايي و نوسان ارزشي محاسبه مي شود.
• براي محاسبه نوسان ارزش پورتفوليو ناشي از نوسان ارزش داراييهاي خاص لازم است كه همبستگي بين تغييرات كيفي بستانكاري محاسبه گردد.با توجه به اين كه اينگونه موارد را نمي توان مستقيماً از روي اطلاعات تاريخي مشاهده كرد ، يك راه اين است كه اين اطلاعات را از همبستگي تاريخي دارايي ، كه از مجموعه حقوق صاحبان شركت بدست ميآيد ، استنتاج كنيم. البته از راههاي مختلف ديگري همانند ، يك همبستگي ساده ثابت ، نيز مي توان استفاده كرد.

ابعاد ظرفيت ريسك را مي توان به ۵ گروه تقسيم كرد كه به صورت زير تعريف مي شوند:
ابعاد پنجگانه ظرفيت ريسك
بعد اول: افق زماني و نيازهاي نقدينگي
بعد افق زماني و نيازهاي نقدينگي نشان ميدهد كه چگونه سرمايه گذاران مي توانند به سرعت پول خود را از اين سرمايه گذاريها خارج كنند. نمره كم به معني اين است كه يك سرمايه گذار ممكناست در كمتر از دو سال به پول خود نياز داشته باشد. اعداد بالاتر به اين معنا است كه يك سرمايه گذار ممكن است پول خود را در ۱۰ سال يا بيشتر برداشت كند. هر چه سرمايه گذار مدت طولاني تري پول خود را در يك دارايي با بازده مشخص شده براي حداقل بيست سال نگه دارد ،احتمال اينكه بازده انباشته كمتري بدست آورد كاهش مي يابد. نمودار سريهاي زماني اهميت افق زماني و ريسك و بازده مرتبط با آنرا نشان مي دهد .
بعد دوم: گرايش به سمت ريسك

بعد گرايش به سمت ريسك ميزان تمايل يا عدم تمايل به ريسك را بر آورد مي كند. ريسك به صورت “احتمال ضرر ” تعريف مي شود و اين بعد توانايي تحمل كاهش در ارزش سرمايه گذاري به علت ريسك را نشان مي دهد. اگر هيچ كاهشي وجود نداشته باشد ،هيچ ريسكي وجود ندارد و هيچ دليلي براي سرمايه گذاري و كسب در آمد موجود نخواهد بود.در آمدهاي بالا بدون پذيرش ريسك امكان پذير نخواهد بود. اعداد بالا نشان دهنده پذيرش سرمايه گذاري با ريسك بالا براي بدست آوردن درآمدهاي بالقوه بالاتر است.اعداد كمتر نشان دهنده عدم تمايل به ريسك و سرمايه گذاري با احتياط است. گرايش به سمت ريسك بالا به شخصيت افراد ، تجربه ، گرايش به سمت قمار ، يا عوامل ديگر بستگي دارد.از بين تمامي ابعاد ظرفيت ريسك ، اين بعد براي مشخص شدن از همه مشكلتر است، زيرا يك مقدار غير قابل رويت مي باشد. شكل ۲-۱۰ ارتباط بين ريسك پذيري ، افق زماني و پورتفوليوهاي بهينه را نشان مي دهد.

بعد سوم: ارزش خالص
بعد ارزش خالص ظرفيت مرتبط با سطوح مختلف ريسك را در سرمايه گذاريها نشان مي دهد .ارزش خالص بالا تكيه گاهي را براي نيازهاي نا مشخص آتي ايجاد مي كند. از آنجاييكه زندگي غير قابل پيش بيني است ، ما نمي توانيم نيازهاي فردا را به طور كامل مشخص كنيم . هر چه دارايي بيشتري انوخته باشيم فرد در معرض ريسك بيشتري قرار خواهد داشت.ارزش خالص بالاتر ،ظرفيت پذيرش ريسك را نيز بالاتر مي برد.

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

تحقيق در مورد دانلود مقاله ترجمه شده ده فايده سازمان تجارت جهاني به همراه متن انگليسي

۱۸ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 860 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

WORD TRADE ORGANIZATION

جهان پيچيده است و ما سعي كرده ايم كه در اينجا، فقط طبيعت پيچيده وپوياي تجارت را منعكس نمائيم. به طور اختصار بر برخي مزاياي سيستم تجاري WTO تاكيد كرده ايم ولي ادعا نمي كنيم كه همه چيز در اينجا كامل وبي عيب است زيرا درغير اينصورت مذاكرات بيشتري درجهت اصلاح سيستم صورت نمي گرفت. همچنين ادعا نميكنيم كه همه تمام اجزاء WTO را قبول دارند كه اين خود شايد دليلي براي ماندگاري سيستم باشد. دراينجا كشورها گردهم چمع مي شوند تا اختلافات تجاري خود را حل و فصل كنند.

دلايل قانع كننده بسياري براي برپائي و ماندگاري سيستم موجود است كه دراينجا ده مورد آن ذكر و بحث ميشود:
۱- اين سيستم به حفظ و ارتقاء صلح كمك ميكند
۲- مناقشات و اختلافات به طريقه اي سودمند مشكل گشائي ميشوند

۳- رعايت قوانين، زندگي را براي همه آسانتر مي سازد
۴- تجارت آزادتر، هزينه هاي زندگي را كم ميكند

۵- حق انتخاب كالاها بيشتر شده و كيفيتها بالاتر مي رود
۶- تجارت، درآمدها را افزايش مي دهد
۷- تجارت، رشد اقتصادي را افزايش مي دهد

۸- قوانين و ضوابط پايه اي، زندگي را آسانتر مي كنند
۹- دولت ها در برابر اعمال نفوذهاي شخصي و گروهي محافظت مي شوند
۱۰- اين سيستم دولتهاي شايسته و خوب را ارج مي دهد و تشويق ميكند

۱- اين سيستم به حفظ صلح جهاني كمك مي كند
شايد اين ادعايي بزرگ بنظر رسد و نمي توان فقط بر آن تكيه كرد، اما اين سيستم به برقراري صلح جهاني ياري ميرساند و اگر دليل آنرا بدانيم تصوير واضحتري از كاري كه

سيستمWTO واقعا انجام مي دهد خواهيم داشت .
صلح تقريبا نتيجه دو اصل اساسي تجارت است :
– جريان يافتن تجارت به صورت روان
– فراهم آوردن بستري عادلانه و سازنده براي حل و فصل اختلاف تجاري كشورها
تاريخ پر از جنگهايي است كه براثر مناقشات تجاري ايجاد شده اند يكي از مشخصترين مثالها، جنگ دهه ۱۹۳۰است كه كشورها به منظور حمايت از توليدكنندگان داخلي، از واردات خارجي جلوگيري كردند وتلاقي سياستهاي گوناگوني كه كشورهاي مختلف در اين مورد اتخاذ مي كردند ركود اقتصادي اوايل دهۀ ۱۹۳۰ را وخيم تر كرد و سرانجام منجر به آغاز جنگ جهاني دوم شد.

بلافاصله پس از جنگ، دو رويداد مهم به جلوگيري از تكرار تنش كمك كرد : در اروپا، همكاري بين المللي در GATTمورد ذغال سنگ ، آهن و فولاد گسترش يافت و موافقت نامه عمومي تعرفه و تجارت موسوم به (General Agreement on Tarrifs and Trade) در سطح جهان ايجاد شد.
هردو اين دو رويداد به قدري موفقيت آميز بودند كه امروزه به صورت قابل توجهي گسترش يافته اند ، اولي به اتحاديه اروپا تبديل شده است و دومي به سازمان تجارت جهاني(WTO).

 

WTO چگونه عمل مي كند ؟
بايستي خاطر نشان كنيم در معاملات و تجارت، معمولا فروشندگان مايل به جرو بحث با مشتريان خود نيستند به عبارت ديگر، اگر تجارت راحت و بي دردسر جريان داشته باشد و هر دو طرف از يك رابطه تجاري سالم لذت ببرند احتمال چالش سياسي كمتر خواهد بود. به علاوه تجارت روان ، به بالا بردن سطح رفاه اقتصادي تمام مردم كمك ميكند، و كساني كه پولدارتر و راضي تر هستند كمتر تمايل به جروبحث و دعوا دارند .

اما اين همه قضيه نيست، جنگهاي تجاري دهۀ ۱۹۳۰ گواه براين هستند كه چگونه سياست حمايت از صنايع داخلي مي تواند به راحتي كشورها را در وضعيتي قرار دهد كه برنده اي نداشته باشيم و همه ببازند .نگرش بستن درها بر روي واردات برخي كالاها براي حمايت از صنايع داخلي كوته فكرانه است چرا كه اين روش ، واكنش و پاسخ كشورهاي ديگر را ناديده انگاشته است . واقعيت اين است كه در درازمدت حتي يك قدم بسوي حمايت از صنايع داخلي ، بسادگي ميتواند مشكلات ديگري را بوجود آورد از قبيل:
اقدامي متقابل از سوي ساير كشورها ، ازبين رفتن اطمينان درتجارت آزاد، گامي بسوي ايجاد مشكلات اقتصادي، (حتي براي بخشهايي كه در ابتدا حمايت و محافظت شدند ) ،شرايطي كه در آن همه ضرر خواهند كرد.
اطمينان كليد جلوگيري از ايجاد اين سناريوي بدون برد است و سيستم GATT/WTO اين اطمينان را ايجاد ميكند. اگر دولتها مطمئن باشند كه سايرين موانع واردات تجاري خود را علم نخواهند كرد آنان نيز به انجام چنين كاري ترغيب نخواهند شد . همچنين همه در يك قالب فكري بهتري براي همكاري بيشتر قرار خواهند گرفت.
سيستم تجاري WTO نقشي حياتي در خلق و تقويت اين اطمينان بازي مي كند ، مذاكراتي كه به موافقت نامه هاي تجاري عمومي منجر شوند و وفاداري به اين موافقت نامه ها و قوانين از اهميت خاصي برخوردار است .

۲- اين سيستم راه را براي حل وفصل مشكلات تجاري باز مي كند
با گسترش و توسعه تجارت به لحاظ كميت و افزايش شمار كشورهاي تجارت كننده ،احتمال بوجود آمدن اختلافات بيشترشده است. سيستم WTO كمك مي كند تا اين اختلافات به طريقي مسالمت آميز و سودمند حل شوند

تجارت وتوسعه آزاد يك جنبه منفي نيز دارد كه آن پديد آمدن و بالا گرفتن مناقشات و اختلافات است . توجه نكردن و ناديده گرفتن اين مناقشات وتنش هاي حاصل از آن ، مي تواند به درگيري شديدتري منجر شود، در WTO، كشورها ميتوانند به طرح اختلاف پرداخته و به طريقي مسالمت آميز آنرا حل و فصل كنند. اين مهم پيش از جنگ جهاني دوم ممكن نبود، پس از جنگ، جوامع تجارت كننده در باره قوانين تجاري كه اكنون به WTO محول شده اند مذاكره كردند. طبق اين قوانين، اعضاي اين سازمان موظفند مناقشات خود را در WTO اقامه كنند و يك جانبه اقدام نكنند.

وقتي مناقشات درWTO مطرح ميشود سيستم نگاه و نگرش آنها را متوجه قوانين مي كند پس از بررسي و صدورحكم، كشورها از آن تبعيت مي كنند و البته شايد در آينده دوباره در باره قوانين مذاكره كنند اما با يكديگر در گير نمي شوند. از زمان تاسيس WTO در سال ۱۹۹۵ تا به حال حدود ۳۰۰ مناقشه در آن مطرح شده است اگر روشي براي حل دوستانه و مسالمت آميز اين مناقشات نبود برخي از آنها مي توانست به نزاعهاي سياسي جدي منجر شود .
اين واقعيت كه مناقشات در WTO براساس توافقات حل وفصل مي شوند بدان معناست كه پايه و اساس محكمي براي قضاوت درمورد اينكه “حق با كيست” وجود دارد. با صدور حكم راه براي اقدامات مورد نياز بعدي فراهم مي شود .

شمار روز افزون مناقشات مطروحه درGATT/ WTO نشان دهنده افزايش تنشها درجهان نيست بلكه منعكس كننده روابط اقتصادي نزديكتر در سراسر دنيا، افزايش اعضا GATT/ WTO، و اين واقعيت است كه كشورها براي حل وفصل اختلافاتشان به سيستم WTO اعتقاد دارند . گاهي اوقات مشاجرات بين كشورهاي در گير تند و گزنده مي شود اما اين كشورها هميشه قصد دارند با توافقات و تعهدات ميان خود سازگار و هماهنگ شوند.

كشورهاي درگير هميشه به اين نتيجه ميرسند كه پايبند توافقات باشند
۳-سيستمي كه پايه واساس آن قوانين باشد نه زور، زندگي را براي همه آسان مي سازد
WTOنمي تواند ادعا كند كه تمام كشورها را برابر مي سازد. ولي بعضي تبعيضات را از
طريق اعطاي حق اظهار نظر بيشتر به كشورهاي كوچكتر و كاهش پيچيده گي مذاكرات بين كشورهاي قدرتمند، كاهش مي دهد.
درWTO تصميمات به اتقاق آرا گرفته مي شود . موافقت نامه ها توسط اعضاي آن مورد مذاكره قرار ميگيرد، با راًي عمومي مورد تاييد قرار مي گيرد و در مجلس كشورهاي عضو تصديق مي شود . موافقت نامه هاي WTOبراي همه ارسال مي گردد و حق كشورهاي غني و فقير براي مبارزه با يكديگر در روند حل وفصل مناقشات برابر است .

اين امر زندگي را براي همه آسان مي سازد. كشورهاي كوچكتر مي توانند از امكان چانه زني يا مذاكره بيشتري برخوردار باشند. بدون يك نظام چند جانبه مانندWTO ، كشورهاي قدرتمند براي تحميل يك جانبه

خواسته هايشان برشركاي تجاري كوچكتر خود آزادتر خواهند بود . اين عمل موجب مي شود كه كشورهاي كوچكتر به تنهايي با قدرتهاي اقتصادي بزرگ معامله كنند و در نتيجه متحمل فشارهاي ناخواسته بسياري مي شوند. به علاوه، كشورهاي كوچكتر اگر از فرصتهايي براي جمع آوري منابع، ذخاير و برقراري اتحاد استفاده كنند ميتوانند به طور موثرتري عمل كنند، خيلي ها اين كار را از قبل شروع كرده اند.
براي كشورهاي بزرگتر نيز مزاياي قابل توجهي وجود دارد، قدرتهاي اقتصادي بزرگ مي توانند از طريق گردهمايي هاي WTO با همه يا اكثر شركاي تجاري خود در يك زمان مذاكره كنند، اين امر زندگي را براي كشورهاي تجاري قدرتمند نيز بسيار ساده تر مي سازد.

.
كشورهاي كوچكتر از امكان مذاكره بيشتري برخوردار مي شوند و زندگي براي كشورهاي بزرگتر نيز آسانتر مي شود
البته راههاي ديگري نيز هست مانند مذاكرات دو جانبه وقت گير و پيچيده با دهها كشور در آن واحد، كه در نتيجه هر كشور سرانجام به شرايط متفاوتي براي تجارت با هر يك از طرفهاي تجاري خود مي رسد و زندگي براي واردكنندگان و صادركنندگان ، به شدت بغرنج و پيچيده مي شود .

وجود اصل عدم تبعيض در موافقت نامه هاي WTO از اين بغرنجي جلوگيري مي كند . و به علت اعمال مجموعه واحدي از قوانين، براي تمام كشورهاي عضو، كل نظام تا حد زيادي ساده شده است . اين قوانين توافق شده به دولتها نگاه روشن تري نسبت به اينكه كدام يك از خط مشي ها قابل قبول تر هستند را مي دهد.
۴- تجارت آزاد موجب كاهش هزينه هاي زندگي مي شود
همه ما به نوعي مصرف كننده هستيم . بهايي كه براي غذا و پوشاك ، ضروريات و تجملات زندگي، و هر چيز ديگري كه مي پردازيم همه تحت تاثير خط مشي ها و تدابير تجاري قراردارد
حمايت از صنايع داخلي گران تمام مي شود چون قيمتها را بالا مي برد. سيستم جهاني WTO، موانع تجارت را از طريق مذاكره وعدم تبعيض كاهش مي دهد. حاصل آن كاهش هزينه هاي توليد (به دليل ارزانتر بودن واردات به كار رفته درتوليد)، كاهش قيمت خدمات، كالاها و محصولات آماده مصرف، درنتيجه هزينه ارزانتر زندگي است.
تحقيقات بسياري، نتايج سياست حمايت از صنايع داخلي و درمقابل، سياست حمايت از تجارت آزاد را نشان مي دهند، نظر شما را در اين خصوص به آمار و ارقام چندي جلب مي كنيم :

مواد غذايي ارزانتر مي شود
با حمايت از كشاورزي داخلي، هزينه غذا به صورت زير افزايش مي يابد. در اتحاديه اروپا، سالانه ۱۵۰۰ دلار براي هر خانواده چهار نفري، در ژاپن افزايشي معادل با ۵۱% ماليات برغذا( طبق آمار سال ۱۹۹۵ )، اضافه شدن ۳ ميليارد دلار درسال به حسابهاي فروشندگان مواد غذايي در ايالات متحده امريكا فقط براي حمايت از شكر(طبق آمار سال ۱۹۸۸).

مذاكرات در مورد اصلاحات تجاري در بخش كشاورزي يك تعهد پيچيده و بغرنج است. دولت ها هنوز بر سر نقش سياست كشاورزي در محدوه وسيعي، از امنيت غذا گرفته تا حفاظت از محيط زيست، بحث مي كنند.
اما اعضاي WTO، هم اكنون درحال كاهش سوبسيدها و موانع تجارت آزاد هستند كه مضرترين عوامل شناخته شده اند. در سال ۲۰۰۰ نيز، مذاكرات جديدي در خصوص ادامه اصلاحات در كشاورزي آغاز شد.

طبق يك محاسبه، مصرف كنندگان و دولت ها در كشورهاي ثروتمند سالانه براي حمايت از
بخش كشاورزي، ۳۵۰ ميليارد دلار پرداخت مي كنند، كه با اين مبلغ مي توانستند ۴۱ ميليون
رأس گاو شيرده خود را با بليط درجه يك هواپيما، ۱/۵ دور كل جهان بچرخانند .

اين مذاكرات اكنون در يك برنامه كاري وسيع به نام دستور كاردوحه (Doha Development Agenda) ادغام شده اند، كه در چهارمين كنفرانس وزارتي WTO در دوحه پايتخت قطر، در تاريخ نوامبر ۲۰۰۱، به جريان افتاد.

پوشاك ارزان تر مي شود
كنترل واردات و عوارض گمركي سنگين دست به دست هم دادند تا قيمت پوشاك و منسوجات در ايالات متحده امريكا، در اواخر دهه ۱۹۸۰، ۵۸% افزايش يابد.
به دليل اين كنترل ها، مصرف كنندگان در انگلستان سالانه ۵۰۰ ميليون پوند اضافه تر براي پوشاك مي پردازند. و براي كانادائي ها اين مبلغ حدود ۷۸۰ ميليون دلار كانادا است . و براي استراليايي ها، اگر عوارض گمركي اين كشور در اواخر دهه ۱۹۹۰ كاهش نمي يافت اين مبلغ براي هر خانواده معمولي سالانه ۳۰۰ دلار كانادا مي شد .
تجارت منسوجات و پوشاك در غالب WTO ، به سوي يك اصلاح كلي و اساسي پيش مي رود كه در سال ۲۰۰۵ تكميل خواهد شد . اين برنامه شامل از ميان برداشتن نظارت و محدوديت ها بر كالاهاي وارداتي است. اقتصاددانان محاسبه كرده اند كه اگر عوارض گمركي حذف مي شد، كل دنيا حدود ۲۳ ميليارد دلار سود مي كرد : ۱۲/۳ ميليارد دلار براي ايالات متحده امريكا، ۰/۸ ميليارد دلار براي كانادا، ۲/۲ ميليارد دلار براي اتحاديه اروپا، و حدود ۸ ميليارد دلار براي كشورهاي در حال توسعه .

ساير كالاها نيز ارزان تر مي شود
وقتي امريكا واردات اتومبيل هاي ژاپني را در اوايل دهه ۱۹۸۰ محدود كرد، قيمت اتومبيل بين سالهاي ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴، ۴۱% افزايش يافت، تقريبا دو برابر بهاي متوسط تمام محصولات مصرفي. هدف از اين كار نجات مشاغل بود اما به دليل فروش نرفتن يك ميليون اتومبيل جديد، افراد بيشتري از كار بيكار شدند .
اگر استراليا تعرفه هاي خود را در همان سطوح سال ۱۹۹۸ نگاه مي داشت، امروز مصرف كنندگان استراليايي مي بايست براي هر ماشين به طور متوسط ۲۹۰۰ دلار استراليا بيشتر پرداخت مي كردند. در سال ۱۹۹۵ ، مصرف كنندگان آلومينيوم دراتحاديه اروپا به دليل تعرفه هاي گمركي، ۴۷۲ ميليون دلار بيشتر پرداختند .

محدودكردن واردات اتومبيل هاي ژاپني در امريكا، منجر به گراني آنها شد، و عده زيادي نيز كارخود را از دست دادند .

يكي از اهداف دستور كار توسعه كار دوحه (DDA )، دور ديگري از كاهش در تعرفه هاي گمركي توليدات صنعتي، يعني معادن و مصنوعات است. برخي از اقتصاددانان (Robert Stern, Alan Deardroff Drusilla Brown ) پيش بيني مي كنند كه كاهش اين تعرفه ها تا يك سوم، درآمد كشورهاي درحال توسعه را، حدود ۵۲ ميليارد دلار افزايش خواهد داد. در فرانسه نيز چنين محدوديت ها و نظارت هايي حدود ۳۳% به قيمت اتومبيل هاي فرانسوي افزود . تحت سياست حمايت از صنايع داخلي، تلويزيون، راديو و ويدئو گرانتر بودند و هستند.

ارائه خدمات هم ارزان تر مي شود
خدمات تلفني آزاد، نرخ مكالمات را ارزانتر مي كند: تماسهاي تلفني در دهه ۱۹۹۰ در كشورهاي در حال توسعه سالانه ۴% و در كشورهاي صنعتي سالانه ۲% كاهش بها يافت. در چين تاسيس يك شركت درجه دو تلفن همراه و سپس رقابت با بقيه، يكي از علل مهم كاهش حداقل ۳۰% بها، به ازاي هر مكالمه بود. در غنا اين كاهش ۵۰% بود.

يك گروه از اقتصاددانان به رهبري Robert Stern ، همچنين برآورد مي كنند كه كاهش تعرفه هاي خدماتي تا يك سوم ( تحت مصوبه اجلاس دوحه – DDA ) درآمد كشورهاي در حال توسعه را در حدود ۶۰ ميليارد دلار افزايش خواهد داد.
و آمار و ارقام هم چنان ادامه دارد . اين سيستم كه اكنون WTO عهده دار آن است بيش از پنجاه است كه فعاليت مي كند. در آن زمان مذاكرات تجاري طي هشت دور اصلي برپا شد ، در تجارت مدرن، موانع تجارت در سراسر دنيا كمتر از قبل شده اند و هم چنان كمترو كمتر مي شوند تا همه به آسودگي زندگي كنيم .
۵- اين سيستم به واسطه دردسترس قراردادن طيف وسيعي از كالاها
حق انتخاب بيشتري رابه مصرف كننده ميدهد
به تمام چيزهايي كه به دليل واردات مي توانيم از آنها برخوردارباشيم فكر كنيد، ميوه ها و سبزيجات خارج از فصل، مواد غذايي ، پوشاك و تمام چيزهايي كه درداخل كشور موجود نيست، شاخه هاي گل از هر سراسردنيا، انواع وسايل خانگي، كتابها، موسيقي، فيلم و ………
هم چنين به تمام چيزهايي كه به دليل واردات مي توانيم از آنها برخوردار باشيم فكر كنيد، نگاهي به اطراف بيندازيد و به تمام چيزهايي فكر كنيد كه در صورت عدم واردات موجود نبودند . واردات حق انتخاب بيشتري به ما ميدهد؛ كالاهاي بيشتر و خدمات بهتر، هم چنين طيف وسيعي از كيفيتها، حتي كيفيت كالاهاي داخلي نيز مي تواند به دليل رقابت با كالاهاي وارداتي بهتر شود .

حق انتخاب وسيعتر تنها به اين معني نيست كه مصرف كننده ها كالاي آماده خارجي بخرند . به مفهومي ديگر ، واردات به منزله مواد، قطعات و تجهيزات بهتر براي توليدات داخلي است . اين امر طيف خدمات و كالاهاي ساخت داخل را افزايش مي دهد و نيز طيف تكنولوژيهاي همراه توليد را نيز افزايش مي دهد. به عنوان مثال هنگامي كه استفاده از تلفن همراه همگاني شد خدمات تلفن همراه حتي در كشورهايي كه تلفن همراه نمي ساختند رواج يافت.
گاهي اوقات موفقيت يك كالا يا يك خدمت در بازارهاي داخلي ، عاملي براي تشويق توليدكنندگان به رقابت مي شود كه اين منجر به افزايش طيف كالاها و خدمات، و در نتيجه حق انتخاب بيشتر مصرف كننده مي شود .

اگر تجارت به ما اجازه واردات بيشتر مي دهد متقابلا به ديگران نيز اجازه مي دهد كه كالاهاي صادراتي ما رانيز بيشتر بخرند . اين امر درآمدهاي ما را افزايش داده و باعث ايجاد مفهوم لذت از حق انتخاب بالاتر و وسيعتر ميشود .
تجارت درآمدها را افزايش مي دهد

كم كردن سدها و موانع تجارت، باعث رشد تجارت مي شود و درآمدها بالاتر ميرود ، هم درآمدهاي ملي و هم درآمدهاي شخصي، اما برخي راهكارها در اين خصوص ضروري است

برآورد WTO در مورد معاملات تجاري در نشست دور هشتم مذاكرات اروگوئه، سال ۱۹۹۴ ، بالا رفتن درآمد جهان بين ۱۰۹ تا ۵۱۰ ميليارد دلار بود. ( با توجه به مفروضات محاسباتي و حاشيه خطا )
تحقيقات اخير آمار و ارقام مشابهي ارائه داده اند؛ اقتصاددانان ارزيابي مي كنند كه كاهش موانع تجارت در كشاورزي، توليدات صنعتي و خدمات تا يك سوم ، اقتصاد دنيا را تا ۶۱۳ ميليارد دلار ترقي مي دهد ، معادل افزودن اقتصاد كانادا به اقتصاد كل جهان .
در اروپا، كميسيون اتحاديه اروپا محاسبه كرده است كه طي سالهاي ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳، درآمدهاي اتحاديه اروپا، تحت يك بازارمتحد، ۱/۱ تا ۱/۵ درصد بيشتر از بازار انفرادي است .
بنابراين بي ترديد تجارت درآمدها را افزايش مي دهد. هم چنين به دليل رقابت توليد كنندگان داخلي با خارجي منجر به چالش مي شود. افزايش درآمدها به اين معناست كه دولت منابعي را در اختيار مي گيرد تا سود را از اشخاصي كه بالاترين سود را دارند گرفته و دوباره در ميان بقيه توزيع كند . در اين صورت همه مي توانند در كار خود فعالتر و با رقابت تر ظاهر شوند و يا اينكه دست به فعاليت جديدي بزنند .

افزايش درآمد به اين معني است كه دولتها منابع و امكانات بيشتري براي توزيع مجدد ثروت در اختيار خواهند داشت
۸- تجارت اقتصاد را رونق مي بخشد واين خبر خوبي براي اشتغال زائي است

بي ترديد تجارت توان بالقوه اي براي ايجاد فرصتهاي شغلي دارد . در عمل، شواهدي عيني وجود دارد كه موانع تجاري كمتر، فرصتهاي شغلي بيشتري را به دنبال دارد البته عوامل ديگري نيز در اين مسئله دخيل هستند، با اين وجود سياست حمايت از صنايع داخلي، راه مبارزه با مشكلات اشتغال نيست.
پرداختن و حل و فصل مسئله اشتغال به سادگي امكانپذير نيست، شواهد محكمي دال بر اينكه تجارت رشد اقتصادي را رونق مي بخشد و اينكه رشد اقتصادي بهتر به منزله فرصتهاي شغلي بيشتر است وجود دارد. البته اين قضيه نيز صادق است كه حتي با وجود گسترش تجارت بعضي فرصتهاي شغلي از دست ميرود.
اما يك تجزيه و تحليل موثق دست كم دو شق را مطرح مي كند :

نخست اينكه عوامل ديگري غير از تجارت نقش دارند؛ به عنوان مثال پيشرفت فناوري، كه تاثير شديدي بر اشتغال و بهره وري داشته است و براي بعضي مشاغل مفيد و براي برخي ديگرنيز مضر بوده است.
دوم اينكه، گرچه تجارت قطعا باعث رشد درآمد و رفاه ملي مي شود اما اين امر هميشه اشتغال زائي براي كارگراني كه كار خود را به خاطر رقابت كالاهاي وارداتي از دست داده اند نمي باشد.

اين مسئله در تمام دنيا يكسان نيست. مدت زمان متوسطي كه يك كارگر براي پيدا كردن شغل جديد صرف ميكند بسيار طولاني تر و يا بسيار كمتراز مدت زماني باشد كه يك كارگر مشابه در كشورهاي ديگر با شرايط مشابه صرف مي كند. به بيان ديگر، بعضي كشورها در تطبيق شرايط موجود بهتر از كشورهاي ديگر عمل مي كنند و اين امر تا حدي به اين خاطر است كه اين كشورها تدابير مؤثرتري براي تطبيق دارند، آنهايي كه تدابير مؤثر و كارا ندارند فرصت هايي را از دست مي دهند.
مثالهاي متعددي وجود دارد كه نشان مي دهد در كشورهايي تجارت آزادتر براي اشتغال مفيد بوده و فرصتهاي زيادي نيز ايجاد شده است . كميسيون اتحاديه اروپا محاسبه كرده است كه با ايجاد بازار واحد (اتحاديه تجاري )، حدود ۳۰۰ تا ۹۰۰ هزار فرصت شغلي بيشتري حاصل شده است .

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده حقايق در مورد گسب به همراه متن انگليسي

۲۰ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 194 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

حقايق در مورد گسب
در سال ۱۹۸۴ هيئت استانداردهاي سود دولت (گسب ) بر طبق شالوده سود مالي(فاف) تشكيل شد تا استاندارد هاي آن گزارش هاي آمادگي ظاهري مالي اين را هدايت مي كنند. شالوده ، براي انتخايب اعضاي گسب و هيئت مشاور مسئول است. و براي فاليتهاي آنها و تمرين و توجه كلي آنها به استثناي قطعنامه مسائل فني گسب تأمين بودجه مي كند. وظيفة گسب مهم است زيرا گزارش ظاهري مالي ميتواند مسئوليت مالي را نسبت به مردم شرح دهد و اساس سرمايه گذاري ، اعتبار و بسياري از قانونگذاران و تصميمات منظم و با قاعده مي باشد.

مأموريت هيأت استاندارد هاي سود دولت
مأموريت هيئت استانداردهاي سود دولت اين است كه استانداردهاي سود دولت محلي و كشوري و گزارشات مالي را كخ بصورت زير خواهد بود ، تأييد و اصلاح كند.
ـ اطلاعات سودمند را براي استفاده كنندگان گزارشات مالي باعث مي‌شود.
ـ عموم را راهنمايي و تعليم و تربيت مي‌كند كه اين شامل توليد كنندگان، حسابرسان و استفاده كنندگان گزارشات مالي مي‌باشد كاربردها و استفاده كنندگان سود دولتي و گزارش مالي
استانداردهاي مالي و سود براي عملكرد موثر و قابل اجراي سيستم دموكراتيك دولت ضروري هستند.
ـ گزارش مالي يك نقش مهم را در انجام وظيفه دولت ايفا مي‌كند تا آشكارا پاسخگو باشد

.
ـ گزارش مالي دولتهاي محلي و كشوري عادتا مسئوليت را ارزيابي مي‌كنند و تصميمات اقتصادي، اجتماعي و سياسي اتخاذ مي‌كنند.
گزارشات مالي اولين استفاده كنندگان دولت محلي و كشوري موارد زير مي‌باشد.
ـ دولت ابتدا در مقابل شهروندان خود مسئول است.
ـ بطور مستقيم نمايندة شهروندان، قانونگذار و هيئت مراقب مي‌باشد و
ـ بودجه دولت را تهيه مي‌كند يا در فرآيندهاي دارايي، ماليات دهندگان، دولتهاي ديگر، سرمايه‌گذاران، اعتبار دهندگان، دادن تعهدات مالي و متخصص تجزيه شركت و دخالت مي‌كند.
همچنين مديران استفاده كنندگان گزارشات مالي هستند، آيا آنها استفاده كنندگان اول را كه وابسته هستند مورد بررسي قرار مي‌دهند يا آيا آنها آماده‌اند كه به اطلاعات دروني دسترسي يابند.
چگونه ماموريت كامل مي‌شود
براي اينكه ماموريت آن كامل شود گسب به طريق زير عمل مي‌كند:
ـ استانداردهايي را فراهم كنيد كه سودمندي گزارشات مالي را كه بر پايه نيازهاي گزارش مالي استفاده كنندگان است بهبود بخشد مثل خصوصيات مهم قابل درك، مناسب و معتبر و خصوصيات يكسان و ثابت.
ـ استانداردها را بطور رايج و مرسوم نگه داريد تا تغييرات را در محيط دولتي منعكس كنند.
ـ براي اجراي استانداردها يك راهنما تهيه كنيد.
ـ زمينه‌هاي مهم گزارشات مالي و سود بانكي را كه مي‌تواند در ميان فرآيندهاي بكارگيري استانداردها بهبود بخشيده شود را مورد رسيدگي قرار دهيد.
ـ درك عمومي از طبيعت و اهداف اطلاعات را كه در گزارشات مالي به چشم مي‌خورند را بهبود ببخشيد.
گسب توسعه مي‌يابد و از مفاهيم استفاده مي‌كند تا كار تاسيس استانداردهايش را هدايت كند. اين مفاهيم يك چارچوب از معرف، يا چارچوب تصوري را تهيه مي‌كند كه براي حل گزارشات مالي و سود بانكي فرض مي‌شود. اين چارچوب كمك مي‌كند تا شاخه‌هاي معقولي را براي داوري در آماده‌سازي و استفاده از گزارشات مالي ايجاد كنيم. همچنين آن به درك عمومي از ماهيت و محدوديت‌هاي گزارش مالي كمك مي‌كند.

كار گسب هم بر مفاهيم و هم بر استانداردها بر پايه تحقيقي است كه بوسيله كارمندان گسب و ديگران انجام مي‌شود.
هيئت استانداردهاي سود دولتي
بهبود مسئوليت دولتي از طريق گزارشات مالي باشد.
گسب فعالانه درخواست مي‌كند و نظرات مختلف ناحيه انتخاباتي‌اش را در همه گزارشات مالي

و سود بانكي كه صادر شده‌اند مورد رسيدگي قرار مي‌دهد. فعاليت‌هاي گسب براي شركت عموم و مشاهده تحت عنوان «مراحل وظيفه» آزاد است كه اين بوسيله قوانين روش آن تحت قيومت دولت در مي‌آيد.
اصول رهبري
در ايجاد مفاهيم و استانداردها، گسب تشخيص را بعد از تحقيق تمرين مي‌كند كه اين بنابر فرآيندها و سنجش و مشورت با دقت مي‌باشد. آن توسط اين اصول هدايت و رهبري مي‌شود.
ـ هدف و بي‌طرف بودن در تصميم‌گيري آن و تا حد ممكن مطمئن بودن از اينكه اطلاعاتي كه از استانداردهاي آن نتيجه شده است يك نمايش و نمود صادق از تاثيرات فعاليتهاي دولت محلي و ايالتي مي‌باشد. هدف و بي‌طرف بودن به معني آزادي از تعصب، جلوگيري كسب از جاي دادن هر سود خاص بالا و سودهاي زيادي مي‌باشد كه متكي به اطلاعاتي هستند كه در گزارشات مالي موجود است.
ـ نظرات اعضا در توسعه مفاهيم و استانداردها بايد بدقت سبك و سنگين شود بنابراين آنها به اين صورت خواهند بود:
ـ مسئوليت و تصميم‌گيري كه نيازهاي استفاده كنندگان گزارشات مالي دولت است را درباره ببينيد، و
ـ پذيرش عمومي را در ميان آماده شدن و حسابرسان گزارشات مالي بدست آوريد.
ـ استانداردها را تنها موقعي تاسيس كنيد كه انتظار سود متجاوز از هزينه‌هاي دريافتي را داريد. گسب سعي و تلاش زيادي مي‌كند تا تعيين كند كه استانداردهاي طرح شده و شامل مطلب افشا شده مورد تقاضاي يك نياز مهم را پر مي‌كند.
هزينه‌هايي كه آنها تحميل كرده‌اند كه با چاره راه‌هاي ممكن مقايسه مي‌شود تنها زماني توجيه مي‌شود كه با سود كلي عمومي مقايسه شود.
ـ تمام استانداردهاي مشمول را مورد بررسي قرار دهيد كه بطور مجزا اهداف كلي اظهارات مالي دولت را كه عناوين خاص خودشان را دارند مورد بحث قرار مي‌دهد. گسب بطور دقيق شباهتهاي عناوين خاص و فعاليتهاي آنها و معاملات در بخش‌هاي عمومي و خصوصي و نياز، در نمونه‌هاي مسلم براي مقايسه با بخش خصوصي را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.
ـ تغييرات نيازها را در روش‌هايي فراهم كنيد كه جدايي فرآيندهاي گزارش مالي و سود بانكي به حداقل برسد. وعده‌هاي موثر و مناسب و انتقال تداركات موقعي تاسيس مي‌شوند كه استانداردهاي جديد معرفي شوند. گسب مورد مطلوبش را بررسي مي‌كند كه تغيير بايد تكامل يابد تا حدي كه بتواند توسط نياز به درك و فهم، تناسب، اعتبار، يكساني و پايداري تطبيق داده شود.
ـ تاثيرات تصميمات گذشته و تفسير آن را دوباره مرور كنيد، استانداردها را موقعي كه لازم شد بهبود ببخشيد و يا عوض كنيد.
فرآيند مقرر
گسب اظهار عقيده مي‌كند تا از يك راه آزاد، فرآيندهاي مرتب را براي بكارگيري استانداردها دنبال كند. در همة زمانها گسب تلاش و كوشش خواهد كرد تا اطلاع دادن توسعه‌هاي مهم در عملكردها و فعاليت‌ها را به عموم نگه دارد.

روش‌هاي فرآيند مقرر كه توسط گسب دنبال مي‌شود طراحي مي‌شوند تا به موقع مطالعه گسترده و دقيق گزارش مالي و سود بانكي مورد بحث را مجاز كنند. اين روش‌ها شراكت عمومي هيئت را در فرآيندهاي بكارگيري استانداردهاي سود بانكي و ارتباط همة نقطه نظرها و اظهار عقيده در تمام مراحل فرآيند تشويق مي‌كند. گسب دريافته است كه پذيرش عمومي نتايج آن توسط انتقال بالا مي‌رود كه نظريه‌هايي كه در فرآيند مقرر دريافت شده‌اند بدقت بررسي شده‌اند.
يك ساختار مستقل
هيئت استانداردهاي سود دولتي (گسب)، گسب يك بازوي عمل كنندة فاف اس

ت كه مستقل از همة دولتهاي ديگر و انجمن‌هاي حرفه‌اي مي‌باشد. بخشي از بودجة گسب از بخش فروش انتشارات و بخشي از دولتها، اظهار سود بانكي عمومي و انجمن مالي تامين مي‌شود.
كسب جانشين كنسول ملي در سود دولت است. استانداردهاي ان سي جي اي در فشار باقي مي‌مانند مگر اينكه توسط گسب اصلاح يا جايگزين شوند. قدرت و توانايي گسب براي استانداردهاي آن تحت قوانين مديريت انتستيتوي آمريكايي سي پي اي اس شناخته مي‌شود. همچنين قانون‌گذاري در بسياري از ايالت‌ها احتياج به اطاعت از استانداردهاي گسب دارد.
كنسول مشورتي استانداردهاي سود دولتي (گساك)
گساك براي مشورت با گسب مسئول است همانطور كه بطور تكنيكي در مورد دستور جلسه هيئت، برتري‌هاي پروژه، مواردي كه احتمالاً نياز به توجه گسب دارند، انتخاب و سازمان‌دهي و وظيفه نيروها و موارد ديگري كه شايد بوسيلة گسب يا مدير گروه آن درخواست شود، بحث و گفتگو مي‌شود.
كنسول ۲۹ عضو دارد كه بطور كلي معرف‌هاي آماده، شاهدان و استفاده كنندگان اطلاعات مالي هستند.
اساس و شالوده سود مالي (فاف)
فاف تركيب مي‌شود تا فقط براي صدقه، تعليم و تربيت، اهداف علمي و ادبي در معني كردن بخش (۳)(۲)۵۰۱ از كد درآمد داخلي عمل كند. علاوه بر مسئوليت اشتباه آن براي گسب و كنسول مشورتي، همچنين شالوده براي انتخاب اعضا، تهيه بودجه و تمرين اشتباهات كلي هيئت استانداردهاي سود مالي مسئول است كه استانداردهاي سود مالي و گزارش براي عناوين بالاتر از عناوين دولت محلي و كشوري را ايجاد كرده است. تشكيلاتي كه شالوده را متصل مي‌كند براي كانديد كردن اعضاي هيئت امنا مسئول است.
همچنين شالوده از ديگر تشكيلات جدا مي‌شود. بهرحال، هيئت امنا از اعضاي سازمانهاي رأي دهنده كه سود خاصي در گزارش مالي دارند، تشكيل شده است. كانديد كردن از تشكيلات راي دهنده توسط هيئت امنا تائيد مي‌شود.
همچنين هيئت امناي زيادي وجود دارد كه توسط اين تشكيلات كانديد نمي‌شود اما توسط هيئت امناي بكار گرفته شده انتخاب مي‌شود. تشكيلات راي دهنده بدين شرح‌اند:
ـ انجمن سود بانكي آفريقا
ـ انستيتوي آفريقايي حساب‌هاي عمومي تائيد شده
ـ انجمن تحقيق و مديريت سرمايه‌گذاري

ـ اجراي مالي بين‌المللي
ـ انجمن كارمندان دارايي دولت
ـ انستيتو مديريت حساب‌هاي بانكي
ـ انجمن ملي حسابرسان دولت و خزانه‌ها
ـ انجمن امنيت‌هاي صنعت

اعضاي هيئت امناي فاف بدين شرحند:
ـ مانوشل اچ، جانسون (رئيس هيئت و رئيس فاف) رئيس مشترك بين‌المللي جانسون اسميك
ـ استفان سي پاتريك (نايب رئيس فاف)، رئيس كارمندان مالي، شركت كولگات پالموليو
ـ جوديث اچ اول (بخش امنيتي و هيئت امناء فاف)، رئيس، ارزيابي مشورتي ادل ال ال سي
ـ جان جي برنان، رئيس و رئيس كارمندان اجرايي، گروه پيشتاز با مسئوليت محدود
ـ ساموئل اي دي بازا، جي آر، كارمند رئيس اجرايي، پرايس واتر هاوس كوپر
ـ دوگلاس آر، السوورث مدير بودجه، دهكدة كوه پروسپاتت، لينوس
ـ پيترجي گولد مارك، جي آر رئيس و رئيس اجرايي كارمندان، موالد تريبون بين‌المللي
ـ ويليام اچ هنسل، مدير اجرايي، مدير انجمن بين‌المللي شهر / استان
ـ ريچارد دي. جانسون، حسابرس ايالت، لووا
ـ دان كان ام، مك فارلند، رئيس، رئيس اجرايي كارمندان و شريك مديريت، ويلينگتون مديريت شركت
ـ فرانك سي. فيلمتر، نايب رئيس بازنشسته و رئيس كارمندان مالي، راي تي و تي بين‌المللي
ـ لي ران پرايس، رئيس و رئيس افسر اجرايي، سيستم‌هاي سنجش اجراي قيمت با مسئوليت محدود
ـ ديويد اس رودر، ويليام دبليو، پرفسور گورلي مموريال قانون، دانشگاه نورث وسترن مدرسه، قانون
ـ استيورام سامك، شريك سابق، اندرسن
ـ ديويد اي، وينيار، رئيس افسر مالي، گولدمن، ساش و شركت ر
ـ جري جي ويگانت پرفسور اندرسن اگومني جاب بانكي، دانشگاه ماديسون ويسكونين
يك روش تصميم‌گيري آزاد
هدف اصلي گسب اين استكه اظهارات استانداردهاي سود دولتي را مورد بحث و بررسي قرار دهد كه اينها طراحي شده‌اند تا گزارش مالي دولتهاي محلي و كشوري را بهبود ببخشند. همچنين آن توسط قوانين روشش وكالت دارد تا اظهارات مفاهيم سود دولتي و تفسير آنرا مورد بحث و بررسي قرار دهد. كارمندن گسب مجازند گزارشات كوتاه و رسمي و تكنيكي و سئوال و جواب گزارشات خاص را مورد بحث و بررسي قرار دهند.
فرآيند مقرري را كه گسب بايد قبلاً دنبال مي‌كرد، استانداردهاي آن را مورد بحث قرار مي‌دهند كه طراحي و مرتب مي‌شوند تا به موقع مجاز شوند، مطالعه آزاد و قابل سود مالي و گزارش توسط گزارشات مالي آماده، شاهدان و استفاده كنندگان مورد بحث قرار مي‌گيرد. بنابراين شراكت عمومي هيئت را در فرآيند بكارگيري استاندارد تشويق مي‌كند.

پروژه‌هاي مهم
در دستور جلسة تكنيكي آن، براي پروژه‌هاي زيادي هيئت يك نيروي كار مشورتي از افراد ماهر خارجي تشكيل مي‌دهد. مطالعات موجود در موضوع ادبيات و مديريت‌ها يا بهتري‌ها چنان تحقيقات اضافي را در بردارد كه شايد لازم باشند. انتشارات سند بحث كه به سمت جلو مورد بحث قرار مي‌گيرد و راه‌حل‌هاي ممكن كه اساس نظرية عمومي مي‌باشد يك محاكمة عمومي را مديريت مي‌كند و به هيئت، افشاي توزيع اظهارات طرح شده را براي نظريه عممي مي‌دهد.
در بعضي شرايط مناسب شايد يك طرح افشاء شده پايه محاكمه و دادرسي عموم

ي را يا در مرحله اول و يا در مرحله آخر ايجاد كند. گام‌هاي مهم در فرآيندها بطور عمومي اعلام مي‌شوند. جلسات هيئت براي مشاهده عموم آزاد است و يك ركورد عمومي باقي مي‌ماند.
نيروي ويژه
بزودي بعد از پروژه‌هاي زيادي كه در دستور جلسه هيئت قرار دارند، نيروي ويژه‌اي كه تقريباً متشكل از ۱۵ نفر است، شامل آماده‌ها، شاهدان و استفاده كنندگان اطلاعات مالي مي‌باشد كه در مورد موضوع مورد نظر آگاهي دارند، تشكيل مي‌شود. شايد افراد ماهر از ديگر انتظامات هم گماشته شوند. مراقبت انجام مي‌شود تا مطمئن شويم كه نقطه نظرات مختلف كه در مباحث وجود دارند در نيروي ويژه نشان داده مي‌شوند.
نيروي ويژه با هيئت مشورتي و كارمندان در تعريف و موضوع پروژه، ماهيت و هر تحقيق اضافي موجود كه شايد مورد نياز باشد و همكاري در بحث اثبات شده و موارد مربوط مثل يك پايه براي نظريه عمومي ديدار و گفتگو دارد. جلسات نيروي ويژه براي عموم مشاهده كنندگان آزاد است.
نيروي‌هاي ويژه يك نقش مهم را در فرآيند جايگيري استانداردها ايفا مي‌كند كه اين بوسيله تهيه مهارت در يك زمينة خاص، تنوع نقطه نظرات و مكانيسم ارتباط با اينها كه شايد توسط استانداردهاي فرضي تاثير بردارند، تهيه مي‌شود.
بحث نامه غير رسمي
به عنوان يك پايه و اساس براي نظريات نوشته شده يا هم نظريات نوشته شده و هم نمودهاي شفاهي در محاكمه عمومي يك بحث نامة غير رسمي مي‌تواند توسط كارمندان گسب با همكاري و مشورت نيروي ويژه حاضر شود. بطور كلي بحث نامه غير رسمي تعريف مساله، موضوع پروژه و سود مالي و گزارش مورد بحث را به سمت جلو بكار مي‌برد، تحقيق يافت شده و مربوط به ادبيات را مورد بحث قرار مي‌دهد و راه حل‌ها را براي اين بحث تحت توجه قرار مي‌دهد در رابطه با هم بحث و دلالت مي‌كند.
يك بحث نامه غير رسمي يك ضرب العجل را براي نظريات نوشته شده مشخص مي‌كند و بطور كلي شامل يك توجه به محاكمة عمومي است. آن بطور گسترده پخش مي‌شود تا احزاب را جمع كند.
دعوت به نظريه‌دادن
همچنين يك دعوت به نظريه دادن يك سند كارمندان است.
شايد وابستگي به محيط و شرايط شامل عناصر يك بحث نامه غير رسمي، يك سند نظرات اوليه و يا هر دو باشد. به عنوان مثال شايد درخشندگي و با شكوهي در گزارش تحقيق، يك مونوگراف، يك استاندارد يا يك استاندارد فرضي بحث شده توسط ديگر هيئت‌هاي بكارگ

يري استاندارد خواسته شود. يك دعوت به نظريه دادن براي توزيع عمومي و نظريات كه بطور آزاد تهيه خواهد شد، ۴ يا بيشتر اعضاي گسب با مباحثه آن مخالفت ندارند. شايد نظريات در يك دعوت به نظريه دادن يا بصورت نوشتاري و يا هم بصورت نوشتاري و هم در ارتباط با محاكمة عمومي جستجو شدند و بدون در نظر گرفتن نيروي ويژه تاسيس شده‌اند وگرنه برا

ي مشورت در يك پروژه در دسترس بودند.
نظرات اوليه
سند نظرات اوليه يك سند مثبت است كه طراحي شده است تا پيشاپيش بكار برده شود و نظريات را در توافق كلي هيئت در مرحله ابتدايي مربوط به يك پروژه جستجو كند. شايد آن آماده باشد، به عنوان مثال وقتي كه هيئت پيش‌بيني مي‌كند كه درخشندگي‌ها احتمالاً بطور واضح در بحث‌ها

تقسيم مي‌شوند. موقعي كه در عضو هيئت يك نظر در مورد راه‌حل دارند، يك سند نظرات اوليه شامل نمود كامل توافق كلي نظر اوليه و نظر در مورد راه‌حل مي‌باشد. سند نظرات اوليه براي توزيع عمومي آزاد خواهد بود و بعد از اكثريت هفت عضو هيئت نظريه را براي مباحثه ثابت مي‌كنند

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده تئوري محدوديت ها و حسابداري به همراه متن انگليسي

۱۹ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 293 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده تئوري محدوديت ها و حسابداري به همراه متن انگليسي

تئوري محدوديت ها : يك ارزيابي مقايسه اي (ظرفيت حاشيه اي = حاشيه سود )
تغيير سازمان در اقتصاد جهاني كه دردهه اخير صورت گرفت با پذيرش مفاهيم توليد lean و سيستم انعطاف پذير همراه بود . اين مفاهيم به به صورت تلويحي معياري از توليد و ظرفيت كاري را كه با تقاضا و ظرفيت فعلي پذيرش هم خواني داشتند را عرضه مي كنند . سر منشاء وجود مديريت ظرفيت محدود به دليل تحقيق مستمر براي راندمان بالاتر و عدم توازن بين منابع و تقاضا براي منابع بيشتر بوده است . براي موسسات خصوصي و در تمام زمينه ها در اقتصاد ايرلند محدوديتهاي مضاعفي اعمال شده است . موسساتي كه در سطح بين المللي فعاليت مي كنند با محدوديت هاي در سطح جهاني در مورد مدل هاي توليدي lean مواجه هستند . موسساتي كه در بخش هاي غير تجاري فعاليت مي كنند با مشكلات تازه اي كه مربوط به كمبود كارمندان و ساير منابع مي باشد مواجه مي باشند در حالي كه قبلا مشكل ركود و پايين بودن راندمان در مورد منابع وجود داشت .

سئوالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه حسابداري مديريتي ميتواند در مديريت اين گونه مشكلات و ارائه ظرفيت موجود به آنچه كه مد نظر است مفيد باشد . صرف نظر از اين مطلب نبود تكنيك هاي برتر كمي به روز به آن نحوي كه در گفته ها وجود دارد نيز از مشكلات است. روش بهينه سازي در برنامه ريزي خطي اين امكان را به شما مي دهد كه مشكلات پيچيده اي كه شامل محدوديت هاي مختلف ظرفيت هستند را حل كنيد . عليرغم اصول شناخته شده و تفكر وجود مباني بلند مدت حسابداري ، مدارك كمي وجود دارد كه نشان دهنده كاربرد متداول اين اصول و تفكر در حسابداري يا عملكردهاي هيئت مديره باشند .

Eli gold ratt در كتاب ((the goal)) با ارائه نظرات به صورت تئوري محدوديت ها جان تازه اي به ديدگاههاي بهينه سازي تجاري داد . (گولدرات و كوكس ۱۹۹۳ ) . اين نظرات مديريتي بهترين فروشنده به صورت يك داستان مهيجي است كه در آن تلاش مدير شركت ظرف مدت ۹۰ روزبراي حفظ زيان ناشي از عملكرد جلوگيري از ورشكستگي پيگيري مي شود . در اين داستان گلدرات و دكوكس به حسابداري قيمت تمام شده به عنوان ((دشمني براي بهره وري )) حمله مي كنند به جاي آن از تكنيك ها ي پيشرفته كلي نگري همانند MRP درست سر موقع jit و كنترل آماري پروسه استفاده مي كنند .

در اين مقاله به تفضيل كمك نسبي فرضيه محدوديت ها نسبت به روش هاي تجاري حسابداري مديريتي براي بهره گيري از منابع و تصميم گيري توضيح داده شده است . اين مقاله همچنين اشاعه و ارزيابي تئوري محدوديت ها و واكنش هايي كه در قبال آن در حسابداري و فرهنگ مديريتي ايجاد شده نيز مورد بررسي قرار مي دهد . تداوم بقاي حسابداري قيمت تمام شده در برابر حملات مستمري كه به آن مي شود مشابه احتمالات گلدرات در بخش مربوط به توانا

يي مقررات براي ايجاد تغيير و قرار دادن پيشرفت هاي اجباري به صورت برنامه و برنامه هاي آموزشي است . يك نمونه در زمينه خود تئوري محدوديت ها است
leg horgren et al(1999) &morse &Zimmerman(1997) مدارك در طي پروسه نشان مي دهند كه چه عقايد جديدي اساس اين مثال جذب تفكر مديريت سنتي شده است .

كلمات كليدي :
مديريت ظرفيت ، تئوري محدوديت ها ، حسابداري مديريتي
مقدمه :
تغيير سازمان در اقتصاد كه در دهه اخير صورت گرفت با پذيرش مفاهيم توليد lean و سيستم هاي انعطاف پذير همراه بود . اين مفاهيم به صورت تلويحي معياري از توليد ظرفيت كاري را كه با تقاضا و ظرفيت پذيرش فعلي همخواني داشتند را عرضه مي كنند . شكوفا شدن اخير اقتصاد ايرلند نيز اهميت در نظر گرفتن روشهاي مديريت ظرفيت را پر رنگتر نموده است . سر منشا وجود مديريت ظرفيت به دليل تحقيق مستمر براي راندمان بالاتر و عدم توازن بين منابع و تقاضا براي منابع بيشتر بوده است . مشكل مديريت ظرفيت در سطح اقتصاد كلان و محلي يا در سطح موسسه وجود دارد .

سوالي كه در اينجا مطرح مي شود نحوه مشاركت حسابداري مديريتي در مديريت اين گونه مشكلات است . صرفنظر از اين مطالب نبود تكنيك ها ي برتر و به روز به نحوي كه در گفته ها مطرح مي شود نيز يكي از مشكلات است .
تئوري محدوديت ها :
Eli goldratt در كتاب((the goal)) با ارائه نظريات خود به صورت تئوري محدوديتها جان تازه اي به ديدگاه هاي بهينه سازي تجاري بخشيد . (گولدرات دكوكس ۱۹۹۳ ) اين نظرات مديريتي بهتترين فروشنده به صورت داستان مهيجي است كه در آن تلاش مدير شركت ظرف مدت ۹۰ روز براي حفظ زيان ناشي از عملكرد جلوگيري از ورشكستگي پيگيري مي شود . در اين داستان گلدرات دكوكس به حسابداري قيمت تمام شده به عنوان ((دشمني براي بهروري )) حمله كرده و به جاي آن از تكنيك هاي پيشرفته كلي تري همانند MRT ، JIT و كنترل آماري پروسه استفاده مي كنند . تداوم بقاي حسابداري قيمت تمام شده در برابر حملات

مستمري كه به آن مي شود مشابه به احتمالات گلدرات در بخش مربوط به توانايي مقررات برا ي ايجاد تغيير و قرار دادن پيشرفت هاي اجباري به صورت برنامه و برنامه هاي آموزشي است . يك نمونه در اين زمينه خود تئوري محدوديت هاست . تئوري محدوديت ها (TOC) روش هايي را براي افزايش سود عملياتي با شناسايي گلوگاههاي عملياتي ، و درك اين مطلب كه محدوديت منابع تعين كننده ظرفيت پذيرش مجموعه به صورت كلي است ، توضيح مي دهد . گلوگاه را

مي توان با شناسايي عملياتي كه در آن حجم زيادي از كالا ها منتظر انجام تعيين كننده ظرفيت پذيرش مجموعه به طور كلي است ، توضيح مي دهد . گلوگاه را ميتوان با شناسايي عملياتي كه در آن حجم زيادي از كالاها منتظر انجام كار روي آن ها هستند شناسايي نمود . خلاصه اي از بهبود تئوري در مقاله jones & dugdale(1998) آمده است .
مدير بايد مطمئن شود كه گلوگاه منابع هميشه مشغول بماند و ساير منابع طبق برنامه در مرحله بعد از گلوگاه قرار گيرند .
تئوري محدوديتها بر پايه سه معيار اصلي طراحي و ايجاد شده است :
۱- سهم ظرفيت پذيرش = در آمد فروش- هزينه مواد مستقيم
۲- سرمايه گذاري (سهام ) = موجوي كالا (مثل مواد خام ، wip ، كالاي ساخته شده (فقط شامل مواد )+ هزينه هاي تحقيق و توسعه + ساختمان و تجهيزات
۳- هزينه هاي عملياتي = شامل هزينه هاي عملياتي به غير از مواد مستقيم ، هزينه هاي دستمزد و سر بارها و استهلاك .در ضمن به طور تلويحي فرض شده است كه همه اين مواد ثابت هستند اين فرض ممكن است باعث شود كه بسياري از منتقدان تصور كنند كه اندازه گيريهاي TOC داراي كابردي كوتاه مدت هستند .
TOC قصد افزايش ظرفيت پذيرش را همراه با كاهش سرمايه گذاري و هزينه هاي عملياتي را دارد . و اين عمل با پيگيري يكسري مراحل مرتبط با مديريت كمبود منابع انجام مي شود .
پنج مرحله كلي :

مرحله ۱ : تشخيص اين كه ظرفيت پذيرش كل مدرسه به وسيله محدوديت منابع محدود مي شود.
مرحله ۲: شناسايي محدوديت منابع كه معمولا با مشاهده محلي كه كالا ها براي انجام كار بيشتر معطل مي مانند انجام مي شود .
مرحله ۳ : نگهداري مداوم گلوگاه توليدي به صورت شغول و برنامه ريزي تمامي عمليات با توجه به آن نياز به منابع محدود باعث مي شود كه برنامه توليد بر پايه ساير منابع طرح گردد و در اين حالت جايگاهي براي ساير ماشينها يا عمليات در نظر گرفته مي شود . افزايش توليد فقط باعث افزايش كالا بدون افزايش ظرفيت پذيرش مي شود . TOC مي خواهد كه موجودي كار در جريان ساخت را محدود كند . با اينحال TOC طرفدار نگهداري حجمي از كالا قبل از گلوگاه ماشين است تا مطمئن شود كه ماشين ناخواسته بيكار نمي ماند .

مرحله۴ : ارزيابي تنگناهاي سيستم با افزايش ظرفيت سيستم اين عمل در صورت افزايش پذيرش بيش از هزينه صرف شده براي توسعه ميسر مي باشد .
مرحله ۵ :اگر در هر كدام از مراحل بالا محدوديتي مشاهده شده به مرحله ۱ برگرديد .

Drum-Buffer,ropeگلدرات TOC را به سه قسمت Drum ، Buffer ، rope خلاصه نموده است . نتايج حاصل از سيستم هاي توليد ، آهنگي را براي توليد ايجاد مي كند كه از طريق آن مي توان محدوديتهاي ماشين ها را پيگيري نمود (Drum) از طريق اين پيگيري قبل از اين ماشين ذخاير احتياطي انباشت نمود (Buffer) تا در صورت نياز با توجه به سفارش مشتري مواد اوليه را جذب يا آزاد نمود (Rope)
تئوري محدوديت ها و حسابداري :
دلايل گلدرات دكوكس (۱۹۹۳)در شناسايي حسابداري هزينه ها به عنوان ((دشمن شماره يك بهره وري در داستان))درداستان “the goal” آمده است . قهرمان داستان (آلكس)كشف مي كند كه همزمان با توقف توليد در يك گلوگاه ماشيني (با پيگيري Drum) يك افت در ميزان ظرفيت به رئيس دفتر مربوطه گزارش شده است . معيارهاي جديد حسابداري همانند هزينه يابي بر مبناي فعاليت (ABC) ممكن است ضعف حسابداري رايج را كه بر پايه هزينه يابي جذبي عمل مي كنند با ايجاد انگيزه بالاتر براي توليد بيشتر در هر فعاليت و با مراحل كمتر او شايد با اجراي طولاتر توليد و توليد خروجي با منابع بدون محدوديت جبران كند . در كل TOC به جاي آنكه اطلاعاتي را براي كنترل مديريت يا هزينه يابي توليد در دسترس قرار دهد اطلاعاتي راجع به تصميم گيري را فراهم مي كند .

همچنين طرفداران TOC اظهار مي دارند كه معيار هاي حسابداري رايج مخالف بهبود راندمان واحد در اثر نتايج TOC حاصل از حذف حساب سود و زيان از مانده قبلي كار در جريان ساخت از ماشين هاي بدون مشكل و محدوديت مي باشند . (قبلا به صورت يك دارايي در تراز نامه عنوان مي شد ) البته بايستي به اين نكته توجه داشت كه اين تاثير محدود به ميزان سربار اختصاص داده شده به WIP مي باشد و به علاوه اين تاثير يك اثر “منحصر بفرد” روي اولين اجراي TOC مي باشد و تنها زماني بروز مي كند كه كميت WIP كاهش پيدا مي كند .
آن چه جالب است اسن است كه بدانيم حداقل در بخش تفسير هاي حسابداري يا تحليل هاي TOC چه توصيه هايي در زمينه حسابداري از تئوري محدوديتها مورد قبول قرار گرفته است . مثلا جونز و داگدال (۱۹۹۸)توجه خودداري تاثير TOC و نحوه ارائه آن به صورت يك الگو متمركز كرده اند به همين دليل آن ها

حسابداري مديريتي ارائه شده بوسيله گلدرات را مورد بررسي قرار ندادند و يا اينكه خود مدل TOC را از نظر وجود نقطه ضعف مورد آزمايش قرار ندادند . با اين وجود برخي از نقاط ضعف به وسيله جونز و داگدال (همچنين به وسيله گلدرات ) به هنگام ارزيابي TOC به صورت يك انديشه جديد مديريتي در مقالات منتشر شده بعد از “THE GOAL” همانند ‘the Haystack syndrome” پذيرفته شده است در تعريف جديد اهداف موسسه از حداكثر سازي ظرفيت به يك سري اهداف سه گانه تبديل شده است مثلا برآورده كردن احتياجات (۱)مالكان (۲)كارمندان يا (۳)بازار .يكي از سه گروه بايستي با توجه به محدوديت هاي در گروه ديگر به عنوان هدف موسسه مورد بررسي قرار گيرد . به طور مشخص اين تغيير به سمت اهداف كمتر كيفي هستند كه گفته مي شود اجزاء مهم محاسباتي TOC را به

عنوان يك “كنولوژي تفكري ” يا “پروسه تفكري” جديد در نظر گرفتند اما اين دلايل كمتر قابل اندازه گيري هستند . مشخصاً نورين ، اسميت و ماكي (۱۹۹۵)گزارش كرده بودند كه در مورد اكثر موسساتي كه ادعا كرده بودند با TOC منطبق هستند يا به وسيله آن تحت تاثير قرار گرفته اند ، نسخه به كار رفته از تئوري به صورت اوليه و بيشتر كيفي بود كه به آن ها اجازه مي داد هنوز هم مسائل را از ديدگاه حسابداري نگاه كنند . در حقيقت درگزارش نورين و ديگران آمده بود كه “ما از اين كه ببينيم كه آن (كاربرد پروسه تفكري)به طور متداول مورد استفاده قرار بگيرد مايوس شده بوديم … در بيشتر موارد از آن استفاده نمي كردند ” (صفحه۱۳۸)اين مقوله همچنين ظرفيت پذيرش در TOC را كه دارد متون حسابداري مديريتي شده بود را نيز تدوين كرد .

جونز و داگدال تكامل TOC را به صورت سازگار با مدل اوليه همانند قهرمان كتاب “هدف”كه مي خواست سود آوري موسسه را با حفظ مشاغل مرتبط افزايش دهد ، پذيرفتند با اينحال اخراج كاركنان در مدل اوليه به صورت تلويحي اشاره شده بود در اين مدل خروجي بايستي در نقاط غير گلوگاهي به گونه اي محدود شوند كه هزينه ها كاهش يابند . در مدل بعدي همانند مغايرتها قبولانده شده بود كه براي حذف محدوديت تتقاضاي محدود بايستي تلاش شود كه مشتريان جديد پيدا شوند يا فروش بيشتري براي مشتريان موجود داشته باشيم . با اينحال “اين معاملات با مفهوم بهره متناقض بوده و روش هاي كنترل مديريتي را ناديده مي گيرند “(صفحه ۸۸).

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده استدلال مديران به همراه متن انگليسي

۱۵ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 38 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده استدلال مديران به همراه متن انگليسي

راز موفقيت : به همان اندازه كه قضيه نادرست كريستنسن اثبات مي شود،تشخيص راز موفقيت بيشتر از كتاب درسي مديريت اتخاذ مي شود.
نوامبر۲۰۰۳
روبرت هلر
انسان قرون وسطايي براي سنگ فيلسوفي جستجو كردكه مي توانست اصل فلز را به طلا تغيير شكل دهد.اغلب مديران و مؤسسان شركت يك اميد مشابه و معمولا بيهوده را دنبال مي كنند،اما نيازي نيست كه آن بيهوده باشد،از طريق نتايج شركتها دريك صنعت شناخته مي شود.

آنها از فروش درسالهاي۱۹۹۴ -۱۹۷۶ شصت و دو ميليون دلاربدست آوردند،قيمت براي رقبايي كه سنگ را نيافته بودند،بيست مرتبه زمان بندي شد.اگرچه كه بقدر كافي متقاعدكننده نيست،فروش در شركت در گروه خسته و كسل تنها يك۵/۶۴ ميليون دلاراضافي را ميانگين مي گيرد : ميانگين موفقيت ۹/۱ بيليون دلاري – يك تفاوت ۲۹ – رتبه اي است.آمارهاي اضافي از كتاب يك مديريت مشهورو درست نوشته كليتون ام ۰ كريستنسن بدست مي آيد.آن عنوان واضحي است،مثله غامض بدعت گذار :زماني كه تكنولوژي هاي جديد باعث مي شوند شركت هاي بزرگ ورشكست

شوند،عدالت را نسبت به پيغامش كمتر رعايت مي كنند كه در همه زمانها براي همه مديران و شركتها به كار برده مي شود و فقط براي بدعت گذاران نيست.سنگ فيلسوف كه در بالا درآمارهاي اضافي ذكرشد،بهرحال ابداع در تكنولوژي هاي در هم گسيخته است.رشد موفقيت جستجو شده از طريق عضويت بازارهاي كوچك آشكار شده است.در تضادبا اين،علامت گذاري هاي قبلي رشد رادر بازارهاي بزرگ دنبال كردند.هر دو گروه ريسك را قبول كردند.برندگان فرصتي داشتند كه درآن يك بازارآشكارشده براي تكنولوژي در هم گسيخته به هيچ وجه نبايدآشكارمي شد.بازندگاني كه خطر

رقابتي مبارزه بر هند شركت هاي تاسيس شده در بازارهاي تاسيس شده را پذيرفتندو اولين درس اين بود كه اين اساسا استراتژي ضعيفي است.
قضيه نادرست مديريت :
بهرحال تمام كتاب، متقاعد كننده اين فرضيه است كه شركتهاي بزرگ بر روي اين حالت مسدود وقفل هستند. آنها توسط تقاضاهاي مشتري و فشارهاي رقابتي براي سرمايه گذاري كلان براي نگه داري نيروهاي موجود آنها تحت فشار قرارگرفتندو اگر ممكن بود مهارت بايد زياد شود.اين مساله افزايش را نسبت به قضيه نادرست كريستنسن ارائه مي دهد.توضيح قراردادي موقعي است كه اشتباه شركتهاي بزرگ در اين است كه آنها ازبي لياقتي، بروكراسي تكبر ،رابطه فاميلي و اجرايي خسته كننده،طراحي ضعيف و خطوط،افق سرمايه گذاري كوتاه دوره رنج مي برند.بهرحال قضيه نادرست،بيان مي كندكه شركتهاي بزرگ بطور كامل يا نسبي در اعتبار تكنولوژي هاي در هم گسيخته شكست مي خورندنه تنها بدليل اينكه آنها خيلي ضعيف اداره مي شوندبلكه بدليل اين است كه مديريت انها عالي است.
بنابراين چگونه اشتباهات رهبري را نسبت به تكنولوژي هاي در هم گسيخته جديد از دست دادند؟ آن به اين دليل بودكه آنها دقيقا آنچه را كه هر پروفسوردانشگاه تجارت بايداز توصيه و سفارش آن خوشحال باشد انجام دادند:
۱ ۰به مشتري ها گوش كنيد
۲ ۰سرمايه گذاري در تكنولوژي هاي جديدي كه اين تقاضاهاي برخاسته مشتري ها براي اجرا را برآورده خواهد كرد،تجاوز كارانه است.
۳ ۰مطالعه با دفت و ديدن و بررسي روشهاي بازار

۴ ۰اختصاص دادن منابع به سرمايه گذاري هايي كه بهترين سودراقول و وعده مي دهند.
نويسنده ،دستيار پروفسوردر دانشگاه تجارت هاروارد، پشت سرهم ازديسك درايوها(وسايل
الكتريكي براي دادن و گرفتن اطلاعات از ديسك)كامپيوترها،خرده فروشي، ساخت فولاد،
تجهيزات زمين لرزه و………مثال مي زند.براي نشان دادن اينكه چگونه اين مديريت خوب مي تواند از عهده يك تكنولوژي از هم گسيخته برآيد،يك نفر يك طبقه بندي متفاوت ازمشتريها را معرفي مي كند.نوعا اينها بوسيله قيمتهاي پايين تر و بوسيله قابليت استفاده متفاوت جذب شدند كه كمك مي كند انواع جديد محصولات توليد شود.همچنين نوعا بدعت گذاران از هم گسيخته از هرچهارقاعده مديريت خوب كه در بالاذكر شد نافرماني مي كنند:

۱ ۰ آنها به مشتري گوش نمي دهند زيرا آنها چيزي ندارند.
۲ ۰ آنها انجام و اجراي كمترمحصولات را بجاي انجام و اجراي بيشتر محصولات توسعه مي دهند.
۳ ۰ آنها به تحقيق بازار اطمينان ندارند زيرا در اين اوضاع آن بي فايده است.
۴ ۰ آنها در بازارهاي كوچك،با فروشي كه از صفر تا بي مقدارمرتب مي شود،سخت كار مي كنند.
آنها هنوزمي برند و زياد مي برند مثل موفقيتهايي كه در شروع ذكر شد.دلواپسي صنعت،
ديسك درايوها مي باشد.استراتژي صنعت درليو ۱۴ اينچي،قضيه كريستنسن را خلاصه مي كند.مصنوعات به فواصل بسيار بزرگ تكنيكي و مالي مي روندتا مشترياني كه همه چارچوب اصلي كامپيوترها را مي سازندرا راضي و خشنود كند.درايوهاي ۸ اينچي توسط تازه وارداني مثل شوگارت،پاريام و كوانتوم معرفي شدند كه براي اين مشتري ها استفاده اي نداشتند.
ديسك ها بازارشان را باميني كامپيوترها و سپس يك بخش خيلي كوچك پيدا كردند.بهر حال همانطوركه بخش رشد يافت و همانطور كه ديسكهاي ۸ اينچي با اجراي هدف پايين ترمدلهاي

۱۴ اينچي فرا رسيدند،بنا براين سازندگان بعدي ضرر ديدند وشكست خوردند.هنوز اينچرها هرگز يك مدل ۸ اينچي را معرفي نكردند.آنهايي كه دو سال بعد آن اطراف نبودند و سرانجام هر سازنده درايو ۱۴ اينچي از صنعت رانده شد.اين تكراري نبود،زيراهر مديريت واقعي بي لياقت بود اما به اين دليل بود كه مخالف آن وجود داشت.درايوهاي ۸ اينچي مابه التفاوتهاي كمترو يك بازاربسيار كوچكتررا پيشنهاد كردندو مشتري هاي آنها را نخواستند.كتاب بطور محكم وثابت مفهوم و معني شبكه ها را

تصديق و تاييدمي كند كه درآن مشتري ها و حمايت كنندهيك سود سهم تجاري رادر يك تكنولوژي داده شده گسترش مي دهندكه اين تكنولوژي داده شده براي هر دو هدف آنها مناسب است و شاما اهداف سودده آنها است.حماقت ناديده گرفتن بازار جديد آشكارشده تنها در قدرت درك آنچه در گذشته اتفاق افتاده است،واضح و روشن مي شود.
افزايش سودهاي بازار
در هر زمان رد پتانسيل پايين بازارعاقلانه بود :با اين روش نه سود و نه درآمدهاي در انتظار ذخيره نمي شوند.بهرحال بازار ساخته مي شود و هر دو را پيشنهاد مي كند.اينجا دوباره دانشگاه تجرت استاندارد و درس صنعت است.هر مديري اصرار دارد كه دربالاي گوشه دست چپ قالب اجرا / قيمت واقع شود جايي كه شما بيشترين قيمت را براي بالاترين كيفيت مي بريد
آن خوش بيني نسبت به حال است اما شايد تحليل نشود و حتي آينده را حذف كند. براي روشن شدن موقعيت روش ديگر،شركت هاواشخاص بطور طبيعي نسبت به توانايي هاي آنهانقش ايفا مي كنند – در چه مورد آنها خوب به نظر مي رسند كه به خوبي در گذشته كار كرده است و هنوز به خوبي كارمي كند.بهرحال زمان مي آيد،موقعي كه اين توانايي ها ازطريق كهنگي حتي اگرچه كه آنها هنوز موفق اند،عمل مي كنند. آن كابوس برگردنده آي بي ام بود.شايد شركت سزاوارشهرت مديريت سطح بالايش حداقل در يك بخش باشد،اما آن،سودهاي زيادش و توانايي بازاربزرگ را ازبكارگيري مشتريان متحد و زياد مي گيرد.اگرچه كه سرانجام آن خيلي موثرتر نسبت به برخاستن هم ميني كامپيوتروهم پي سي عكس العمل نشان مي دهد،تمايل طبيعي آن نيست مشتريان مشابه است اما اين رشد محسوس در فروش پي سي خارج از همكاريهاي مشترك و سهم بازار آي بي ام براي استفاده مديريت مي شوند،يكبارتا ۸۰% به شكل هاي منفرد تنزل يافت.دوباره اين يك شكست مخصوص نسبت به آي بي ام نيست.در ديسك درايوها،سي گيت،رهبر۲۵/۵ اينچي در ديسك هاي۵/۳ اينچي ديرتر آمدندو تا سال
۱۹۹۱ يك محصول واحد رانفروخته بودندتا ثابت كردندكه مهمترين مصرف كنندگان آنها سازندگان پزتابل و دفترچه هاي كامپيوترهاست.بنابراين،هركس مشكلي دارد.شايدبزرگترين
فرصت و مهمترين تهديد بخوبي بعدها بكار گرفته شود زيرا شبكه بالاترين سودهاي رايج و رضايت بخش را براي شما تهيه مي كند.

كل سازمان و فكروتوجه ثابت مديريت،كاملا بدرستي و آنطور كه بايد باشندآماده كار هستند.يك سازمان مشابه چگونه مي تواند بطور موثرتربر آنچه كه نيست و شايد هرگزنباشد،اثر بگذارد؟
پاسخ بدون ابهام كريستنسن اين است كه آن نمي تواند.سازمان موجودهرگز با يك تكنولوژي از هم گسيخته موفق نخواهدشد.كتاب ارزش پشم را درآمريكا ذكر مي كند كه تلاش شد از طريق باز كردن بازارهاي شركت پشم خودش و بطورهمزمان با توسعه ذخايرمختلف باستاني با كاهش ذخايرمبارزه كند.تلاش و كوشش حتي عميق ترازحركت آي بي ام براي جذب عملكرد موفقيت آ

ميزو شگفت آورپي سي در روش اصلي عمل سازمان در رابطه با موضوعات،شكست خورد.شركت هاي پشم بطور كامل نابود شدند.همانطور كه ذكرشد آِي بي ام مبالغ كلاني ازسهم بازار را از دست داد.در اصل هنوزعملكرد پي سي يك مدل معتبر براي مسئله غامض بدعت گذاربود.آن يك راه حل است كه من براي سالها ازآن حمايت كرده ام و نسبت به مطالعات زياد دقيق كريستنسن نيروي اضافي مي دهد.
دستورالعملهاي كليدي
فعاليت پي سي بخوبي دورازهز مركزآي بي ام دربوكاراتون،فلوريدا تحت مديريت مستفل با يك حكم مجزا ساخته شده بود.آن بطور مناسب و خوب بيشتردستورالعملهاي كليدي كتاب را پيدا كرد:
۱ ۰ اندازه سازمان را نسبت نه اندازه بازار پيدا كنيد.
۲ ۰ در مورد بازارومشتري هاي آن بطريقي كه بتوانيد آنها راهمراهي كنيد،بياموزيد.
۳ ۰ آنرا زود بدست آوريد،زماني كه هنوز بازار در حال ثابت شدن است.
۴ ۰ طبيعي بودن اشتباهات را بپذيريد.
۵ ۰ ضعف تكنولوژي از هم گسيخته و مقادير آنرا برسميت بشناسيد.
اين اعتبارها مثل يك دليل براي “كارهاي راسوي بدبو” يك سازمان آرودي يك وظيفه خاص را ارائه مي دهدو در محلي تعيين مي شودكه مداخلات نامتشابهي را مي سازد.بهرحال بيشتركار هاي يك راسو شكست مي خورد،معمولا به اين دليل است كه يا ضامن مديريت اعتماد واقعي به پروژه نداردويا آرودي به ساختن و فروختن ارتباط ندارد.شكست مصيبت آميززيراكس كردن نسبت به بكارانداختن هر موضوع درخشان در دوره ساخت پي سي در مركز تحقيق پالو آلتو كشف شدكه از جدايي دانشمندان از ساختن و فروختن ناشي مي شود.يك تناقض آشكاربين آنچه كه براي پي اي آر سي اتفاق افتاده است و دليل بكارگيري فعاليتهاي جديد كه بخوبي بدور ازموارد موجود هستند، وجوددارد.اما آن تنها آشكار است فعاليت طرح شده بايد يك عملكرد كاملا تكميل شده باشد،نه يك با اثاثيه مجهز كردن خويش(مثل پي اي آر سي) بدون پيوستن هاي تجاري،بدون يك حامي،حتي تحقيق برجسته و توسعه از دست خواهد رفت.حتي با يك حامي ، اگرچه كه عملكرد

مستقل،شايد تكنولوژي از هم گسيخته درست را توليد نكند يا آن را بطورمقتضي به دسته بندي هاي مختلف از مشتري هايي كه شامل مي شوند بفروشد.بدعت گذاران مجبورند كه بياموزند چگونه از ضعف دور شوند.از اينرو آنها نمي توانند با تجارت تاسيس شده رقابت كنند و درآغازدر مورد اينكه دركجا محصولاتشان بخوبي فروش خواهد رفت نظر كمي و ياهيچ نظري ندارند. آنها مجبورند استحكام و قدرت جديدي را ايجاد كنند.آنها مجبورند كه بياموزند چگونه مشتريان جديد را پيدا كنند و بازارهاي جديدي ايجاد كنند كه از موفقيت درخشان مي توانند ناشي شوند.بهرحال موقعي كه اين بازارها در حقيقت تاسيس شده اند،آن را آسان كننده نسبت به از هم گسيختگي شامل شده درتغيير،نمي سازند. براي سازندگان ديسك درايو ۱۴ اينچي كه دوباره و دوباره هر دفعه توليد

موسسان شركت جديد بوي را كه اندازه هاي ديسك را كاهش مي دهند را تكرار مي كنند چه اتفاقي افتاد .شاگردان قديمي و ثروتمند ناتواني و عاجزي از مقاومت در برابر رقابت راثابت كردند،حتي با وجود اينكه آن نزديكي يكساني را بكاربردكه ثروت آنها را ساخنه بود (و رقابت آنها را از بين برده بود) پادزهر مهم اين است كه بپذيريم در هر تكنولوژي از هم گسيخته تجارتي يا معادل آن كه در نوبت و انتظار قرار دارد،روزي توسعه بازار را نسبت به زيان شما توسعه خواهند داد و منقلب خواهند كرد .يكي از داستانهاي موفقيت عالي موسسان شركتهاي بريتانيايي اين بود كه جي.سي.بام فورد از شكاف و از هم گسيختگي ناشي مي شود.در سال ۱۹۴۷ جوبام فورد اولين و بهترين حفر كننده هيدرركيلي را توليد كرد – يك ماشين كوچك،طراحي شد تا دز پشت تراكتورها بكار گرفته شود كه بطور كامل براي شغلهاي مهم صنعت ساختماني نا مناسب بود.
نياز نبود،استفاده ممكن نبودسازندگان آنها تازه واردان هيدروليكي را مطالعه كردند،اما همانطور كه كريستنسن ذكر كرد، هيدروليكها تكنولوژي بود كه مشتريان آنها نياز نداشتند – براستي استفاده ممكن نبود.موقعي كه ماشينهاي هيدروليكي توانست بالاخره با كابل تركيب شود، براي كابل خيلي دير بود كه نسبت به تحت تاثير قرارگرفتن حمايت شود.جي سي بي و ديگرمصنوعات هيدروليكي بيشتر بازاررا در بر گرفتند.در فرايند،جو و پسرش آقاي آنتوني فروش را براي مبالغ بالاتر دردست گرفتند
۷۰۰ ميليون پوند در سال ۱۹۹۵ سهام مشترك آنها بوسيله شركتي بوجود آمد كه باعزم ثابت بطور خصوصي باقي مانده و در سال ۱۹۹۶ به ۸۰۰ ميليون پوند رسيد.درشروع، استحكام مهم مبارزه طلباني مثل بام فوردها در راه بسيارمناسب آنها قرار گرفت:در اين تجارتهاي از هم گسيخته با بازار هاي غيرمطمئن آنها،راه چاره اي براي نكات مهمي كه زودترساخته شده بود،وجود ندارد تا همراه شما آموزش ببيند و غلط ها و اشتباهات را از اول بسازد اما به سرعت تاثيرمي گذارد و اين تا وقتي است كه شما راه بهتررا پيدا كنيد.به دلايل كاملا عميق
شركتهاي بزرگ اين رفتاررا خارج از وجود در عملكردهاي آنها در رابطه با موضوعات تاديب كردند.اين دليل اين است كه چرا همانطوري كه آي بي ام نشان داد از طريق بهترين راه براي آنها كه ازمورد ۱۴ اينچي اجتناب كنند،تاسيس و سرمايه كردن بعضي از تقليدهاست كه خودشان با لوتزم مستقل شروع كردند كه مي تواند با بازارهاي كوچك بوجود آمده و به شكل شركت هاي كوچك بوجود امده مبارزه كند. آن استيل و شكل شامل ۸ اصولي است كه برندگان را از درندگان و شركاء را از موسسان شركت جدا مي كند. فرصت بدست آمده با ارزشترين در تجارت است اما درشروع آن قطعي است،برندگان در شروع شرط بندي مي كنند.
۱ ۰ پاداش قبول كردن ريسك و تنبيه نكردن شكست
۲ ۰ دادن عقايد جديد و تاپ ،با تقدم اولويت
۳ ۰ اجازه دادن به اين عقايد براي توسعه آزادانه
۴ ۰ قرار دادن اجراي بزرگ در روي سفارش خوب

۵ ۰ رقابت و همكاري حريصانه با خودشان
۶ ۰ نام نويسي ازمديران حرفه اي در زمان مناسب
۷ ۰ مهم دادن پاداش هاي مالي بطور گسترده ومايه دار
۸ ۰ دنبال نمودن سهم بازار اول و جلوتر از همه

بيشتر اين ۸ مورد( از مطالعه يك تجارت هفتگي دره سيليكون اقتباس شد) بطور قوي براي مهم مديران در استدلال مديران مصلحت آميز بوده است به خارج از ضرورت خالص،اشخاصي كه به موفقيت هاي سريع نايل مي شوند،مجبور شده اند كه رزشهاي سلسله مراتبي و سنتي را رها كنند و آموختند كه با بي نظمي در بهره هاي سرعت بالا و آنهايي كه مي توانند تحول ايجاد كنند،زندگي كنند.آن از بدست اوردن اطلاعات سري و خالص از موسسان شركت تلفيق مي شود كه يك جريان بدون سابقه از كرم را در دستان مديريت هاي غير قرار دادي توليد مي كند.بنا براين براي بدست آوردن موقعيت مقتدر بازار در اينترنت(۸)
كه با نت اسكيپ معروف شروع مي شود،فقط چراندمندگان آن را دور نگه داريد شما بسادگي مجبوريد كه موانع قديمي را فراموش كنيد ،به عنوان مثال با خودتان رقابت كنيد (۲) بدين معني است كه در شروع نگران نباشيد كه محصولات موجودتان را آدمخواري كنيد :اگر شما فرزندتان را نخوريد،كس ديگري آن راخواهدخورد.سيكيتس آل شوگارت موسس ديسك درايو تنها يك نيمه شوخي است : گاهي اوقات من فكر مي كنم ما روزي را خواهيم ديد كه زماني است كه شما يك محصول را در صبح معرفي مي كنيد و در پايان روز پايان زندگي آن را خبر مي دهيد.
چهار تفاوت
فرصت ۸ تايي،احتياجات ماهرانه است.اما آنها درچهار قاعده استراتژيكي استراحت مي كنند كه استراتژي هاي برنده شدن را ازدرندگان و كساني كه سنگين راه مي روند،نشان مي دهند.
برندگان بر جهت برنده شدن متمركز مي شوند،هر شرطي را پوشش مي دهند،با شركاءقوي كار مي كنند واقعا بزرگ فكرمي كنند. يك مثال فوق العاده از فكربزرگ ،نوكياي فنلاند است،
تكنولوژي تلفن سلولي كه بهاي فروش آن در بازار تا ۹ بيليون دلار برده است.يكباركه فنلاندي ها فرصت برنده شدن را درپتانسيل سلولي تشخيص داده بودند، آنها سرمايه هايشان را درجهت

بدست آوردن يك چهارم از فروش تلفن دنيا جاري كردند كه به معني تمركزشديد آنهاست.به خاطر سلوس دار بودن،نوكيا كاغذ ،لاستيك هاي چرخ،فلزات ،الكترونيك هاي ديگر،كابل ها ،مجموعه هاي تلويزيون و سودهاي پي سي را رها كرد وبه آي سي ال فروخت.بهرحال آن تمركز شديد تنها بخشي از داستان است. آن شما را از قضيه نادرست كريستنسن نجات نخواهد داد. آنجا محلي است كه هر شرطي كه در آن وارد شود راپوشش مي دهد.رهبران بازارشكست خورده توسط

قضيه نادرستي كه لزوما ديده شده بود، حبس شدند – آنها نه تنها خودشان تكنولوژي هاي از هم گسيخته را توسعه دادند بلكه اغلب توسعه را به نقطه طرح يك تجارت بردند. اما آن هرگزاحساس اقتصادي براي بردن تكنولوژي به بازار- نه در سازمان تاسيس شده ،ايجاد نكرد، بنابراين سعي و تلاش صورت نگرفت. شروع هاي مستقل تنها پاسخ هستند. همچنين شما مي توانيد شركاء را برگزينيد. دهكده هاي عظيم سيليكون عادت خوب سرمايه گذاري در شزوع كم را شكل دادند كه نظريات و عقايد خوبي را ارائه مي داد. سيستم هاي سيسكو خريده شده اند يا در ۳۴ مورداز آنها در مدت سه سال سرمايه گذاري شده است.اينتل به طورجدا۵۰۰ ميليون دلاربراي اهداف مشابه قرارداده است.اگر سرمايه گذاري با يك تكنولوژي جديد موفق شود، سرمايه گذاردر طبقه همكف است،اگر شروع از نظر مالي موفقيت آميز باشد،سرمايه گذارامتياز مي گيرد والبته اضافه شده ها ،پيشرفت هاي جديد تكنولوژي و مالي است كه دست در دست هم خواهند رفت.اگر سازندگان درايو ۱۴ اينچي در شكننده هاي ۸ اينچي سرمايه گذاري كرده بودند،رهبران نبايد شكست مي خوردند، البته كه آنها به معترضان اجازه داده بودند كه منطق خودشان را دنبال كنند. هولت پاكاردباصراحت زماني كاركردها بكارگيري آزاد يك سازمان جديد براي ساخت ماده جوهرچاپ

كنندگان انجام گرفت كه بايد موقعيت تا اندازه اي سودمند خودش رادر چاپ كنندگام ليزري به رقابت مي گرفت. پس تكنولوژي ازهم گسيخته با مزاياي كلي اچ – پي كاركرد ومنطق قضيه نادرست كريستنسن را دنبال كرد. هيچ چيزديگري جدايي احتمالي از ديگر پيروي كنندگان را دعوت نكرد، آيا شما از طريق جدايي۱۴ اينچي هستيد؟
.شركت استدلال مديران س‏دوشنبه‏، ۲۰۰۵‏/۰۹‏/۱۲

اين فقط قسمتي از متن مقاله است . جهت دريافت كل متن مقاله ، لطفا آن را خريداري نماييد
tick 
 

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده استدلال مديران به همراه متن انگليسي

۱۵ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 38 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده استدلال مديران به همراه متن انگليسي

راز موفقيت : به همان اندازه كه قضيه نادرست كريستنسن اثبات مي شود،تشخيص راز موفقيت بيشتر از كتاب درسي مديريت اتخاذ مي شود.
نوامبر۲۰۰۳
روبرت هلر
انسان قرون وسطايي براي سنگ فيلسوفي جستجو كردكه مي توانست اصل فلز را به طلا تغيير شكل دهد.اغلب مديران و مؤسسان شركت يك اميد مشابه و معمولا بيهوده را دنبال مي كنند،اما نيازي نيست كه آن بيهوده باشد،از طريق نتايج شركتها دريك صنعت شناخته مي شود.

آنها از فروش درسالهاي۱۹۹۴ -۱۹۷۶ شصت و دو ميليون دلاربدست آوردند،قيمت براي رقبايي كه سنگ را نيافته بودند،بيست مرتبه زمان بندي شد.اگرچه كه بقدر كافي متقاعدكننده نيست،فروش در شركت در گروه خسته و كسل تنها يك۵/۶۴ ميليون دلاراضافي را ميانگين مي گيرد : ميانگين موفقيت ۹/۱ بيليون دلاري – يك تفاوت ۲۹ – رتبه اي است.آمارهاي اضافي از كتاب يك مديريت مشهورو درست نوشته كليتون ام ۰ كريستنسن بدست مي آيد.آن عنوان واضحي است،مثله غامض بدعت گذار :زماني كه تكنولوژي هاي جديد باعث مي شوند شركت هاي بزرگ ورشكست

شوند،عدالت را نسبت به پيغامش كمتر رعايت مي كنند كه در همه زمانها براي همه مديران و شركتها به كار برده مي شود و فقط براي بدعت گذاران نيست.سنگ فيلسوف كه در بالا درآمارهاي اضافي ذكرشد،بهرحال ابداع در تكنولوژي هاي در هم گسيخته است.رشد موفقيت جستجو شده از طريق عضويت بازارهاي كوچك آشكار شده است.در تضادبا اين،علامت گذاري هاي قبلي رشد رادر بازارهاي بزرگ دنبال كردند.هر دو گروه ريسك را قبول كردند.برندگان فرصتي داشتند كه درآن يك بازارآشكارشده براي تكنولوژي در هم گسيخته به هيچ وجه نبايدآشكارمي شد.بازندگاني كه خطر

رقابتي مبارزه بر هند شركت هاي تاسيس شده در بازارهاي تاسيس شده را پذيرفتندو اولين درس اين بود كه اين اساسا استراتژي ضعيفي است.
قضيه نادرست مديريت :
بهرحال تمام كتاب، متقاعد كننده اين فرضيه است كه شركتهاي بزرگ بر روي اين حالت مسدود وقفل هستند. آنها توسط تقاضاهاي مشتري و فشارهاي رقابتي براي سرمايه گذاري كلان براي نگه داري نيروهاي موجود آنها تحت فشار قرارگرفتندو اگر ممكن بود مهارت بايد زياد شود.اين مساله افزايش را نسبت به قضيه نادرست كريستنسن ارائه مي دهد.توضيح قراردادي موقعي است كه اشتباه شركتهاي بزرگ در اين است كه آنها ازبي لياقتي، بروكراسي تكبر ،رابطه فاميلي و اجرايي خسته كننده،طراحي ضعيف و خطوط،افق سرمايه گذاري كوتاه دوره رنج مي برند.بهرحال قضيه نادرست،بيان مي كندكه شركتهاي بزرگ بطور كامل يا نسبي در اعتبار تكنولوژي هاي در هم گسيخته شكست مي خورندنه تنها بدليل اينكه آنها خيلي ضعيف اداره مي شوندبلكه بدليل اين است كه مديريت انها عالي است.
بنابراين چگونه اشتباهات رهبري را نسبت به تكنولوژي هاي در هم گسيخته جديد از دست دادند؟ آن به اين دليل بودكه آنها دقيقا آنچه را كه هر پروفسوردانشگاه تجارت بايداز توصيه و سفارش آن خوشحال باشد انجام دادند:
۱ ۰به مشتري ها گوش كنيد
۲ ۰سرمايه گذاري در تكنولوژي هاي جديدي كه اين تقاضاهاي برخاسته مشتري ها براي اجرا را برآورده خواهد كرد،تجاوز كارانه است.
۳ ۰مطالعه با دفت و ديدن و بررسي روشهاي بازار

۴ ۰اختصاص دادن منابع به سرمايه گذاري هايي كه بهترين سودراقول و وعده مي دهند.
نويسنده ،دستيار پروفسوردر دانشگاه تجارت هاروارد، پشت سرهم ازديسك درايوها(وسايل
الكتريكي براي دادن و گرفتن اطلاعات از ديسك)كامپيوترها،خرده فروشي، ساخت فولاد،
تجهيزات زمين لرزه و………مثال مي زند.براي نشان دادن اينكه چگونه اين مديريت خوب مي تواند از عهده يك تكنولوژي از هم گسيخته برآيد،يك نفر يك طبقه بندي متفاوت ازمشتريها را معرفي مي كند.نوعا اينها بوسيله قيمتهاي پايين تر و بوسيله قابليت استفاده متفاوت جذب شدند كه كمك مي كند انواع جديد محصولات توليد شود.همچنين نوعا بدعت گذاران از هم گسيخته از هرچهارقاعده مديريت خوب كه در بالاذكر شد نافرماني مي كنند:

۱ ۰ آنها به مشتري گوش نمي دهند زيرا آنها چيزي ندارند.
۲ ۰ آنها انجام و اجراي كمترمحصولات را بجاي انجام و اجراي بيشتر محصولات توسعه مي دهند.
۳ ۰ آنها به تحقيق بازار اطمينان ندارند زيرا در اين اوضاع آن بي فايده است.
۴ ۰ آنها در بازارهاي كوچك،با فروشي كه از صفر تا بي مقدارمرتب مي شود،سخت كار مي كنند.
آنها هنوزمي برند و زياد مي برند مثل موفقيتهايي كه در شروع ذكر شد.دلواپسي صنعت،
ديسك درايوها مي باشد.استراتژي صنعت درليو ۱۴ اينچي،قضيه كريستنسن را خلاصه مي كند.مصنوعات به فواصل بسيار بزرگ تكنيكي و مالي مي روندتا مشترياني كه همه چارچوب اصلي كامپيوترها را مي سازندرا راضي و خشنود كند.درايوهاي ۸ اينچي توسط تازه وارداني مثل شوگارت،پاريام و كوانتوم معرفي شدند كه براي اين مشتري ها استفاده اي نداشتند.
ديسك ها بازارشان را باميني كامپيوترها و سپس يك بخش خيلي كوچك پيدا كردند.بهر حال همانطوركه بخش رشد يافت و همانطور كه ديسكهاي ۸ اينچي با اجراي هدف پايين ترمدلهاي

۱۴ اينچي فرا رسيدند،بنا براين سازندگان بعدي ضرر ديدند وشكست خوردند.هنوز اينچرها هرگز يك مدل ۸ اينچي را معرفي نكردند.آنهايي كه دو سال بعد آن اطراف نبودند و سرانجام هر سازنده درايو ۱۴ اينچي از صنعت رانده شد.اين تكراري نبود،زيراهر مديريت واقعي بي لياقت بود اما به اين دليل بود كه مخالف آن وجود داشت.درايوهاي ۸ اينچي مابه التفاوتهاي كمترو يك بازاربسيار كوچكتررا پيشنهاد كردندو مشتري هاي آنها را نخواستند.كتاب بطور محكم وثابت مفهوم و معني شبكه ها را

تصديق و تاييدمي كند كه درآن مشتري ها و حمايت كنندهيك سود سهم تجاري رادر يك تكنولوژي داده شده گسترش مي دهندكه اين تكنولوژي داده شده براي هر دو هدف آنها مناسب است و شاما اهداف سودده آنها است.حماقت ناديده گرفتن بازار جديد آشكارشده تنها در قدرت درك آنچه در گذشته اتفاق افتاده است،واضح و روشن مي شود.
افزايش سودهاي بازار
در هر زمان رد پتانسيل پايين بازارعاقلانه بود :با اين روش نه سود و نه درآمدهاي در انتظار ذخيره نمي شوند.بهرحال بازار ساخته مي شود و هر دو را پيشنهاد مي كند.اينجا دوباره دانشگاه تجرت استاندارد و درس صنعت است.هر مديري اصرار دارد كه دربالاي گوشه دست چپ قالب اجرا / قيمت واقع شود جايي كه شما بيشترين قيمت را براي بالاترين كيفيت مي بريد
آن خوش بيني نسبت به حال است اما شايد تحليل نشود و حتي آينده را حذف كند. براي روشن شدن موقعيت روش ديگر،شركت هاواشخاص بطور طبيعي نسبت به توانايي هاي آنهانقش ايفا مي كنند – در چه مورد آنها خوب به نظر مي رسند كه به خوبي در گذشته كار كرده است و هنوز به خوبي كارمي كند.بهرحال زمان مي آيد،موقعي كه اين توانايي ها ازطريق كهنگي حتي اگرچه كه آنها هنوز موفق اند،عمل مي كنند. آن كابوس برگردنده آي بي ام بود.شايد شركت سزاوارشهرت مديريت سطح بالايش حداقل در يك بخش باشد،اما آن،سودهاي زيادش و توانايي بازاربزرگ را ازبكارگيري مشتريان متحد و زياد مي گيرد.اگرچه كه سرانجام آن خيلي موثرتر نسبت به برخاستن هم ميني كامپيوتروهم پي سي عكس العمل نشان مي دهد،تمايل طبيعي آن نيست مشتريان مشابه است اما اين رشد محسوس در فروش پي سي خارج از همكاريهاي مشترك و سهم بازار آي بي ام براي استفاده مديريت مي شوند،يكبارتا ۸۰% به شكل هاي منفرد تنزل يافت.دوباره اين يك شكست مخصوص نسبت به آي بي ام نيست.در ديسك درايوها،سي گيت،رهبر۲۵/۵ اينچي در ديسك هاي۵/۳ اينچي ديرتر آمدندو تا سال
۱۹۹۱ يك محصول واحد رانفروخته بودندتا ثابت كردندكه مهمترين مصرف كنندگان آنها سازندگان پزتابل و دفترچه هاي كامپيوترهاست.بنابراين،هركس مشكلي دارد.شايدبزرگترين
فرصت و مهمترين تهديد بخوبي بعدها بكار گرفته شود زيرا شبكه بالاترين سودهاي رايج و رضايت بخش را براي شما تهيه مي كند.

كل سازمان و فكروتوجه ثابت مديريت،كاملا بدرستي و آنطور كه بايد باشندآماده كار هستند.يك سازمان مشابه چگونه مي تواند بطور موثرتربر آنچه كه نيست و شايد هرگزنباشد،اثر بگذارد؟
پاسخ بدون ابهام كريستنسن اين است كه آن نمي تواند.سازمان موجودهرگز با يك تكنولوژي از هم گسيخته موفق نخواهدشد.كتاب ارزش پشم را درآمريكا ذكر مي كند كه تلاش شد از طريق باز كردن بازارهاي شركت پشم خودش و بطورهمزمان با توسعه ذخايرمختلف باستاني با كاهش ذخايرمبارزه كند.تلاش و كوشش حتي عميق ترازحركت آي بي ام براي جذب عملكرد موفقيت آ

ميزو شگفت آورپي سي در روش اصلي عمل سازمان در رابطه با موضوعات،شكست خورد.شركت هاي پشم بطور كامل نابود شدند.همانطور كه ذكرشد آِي بي ام مبالغ كلاني ازسهم بازار را از دست داد.در اصل هنوزعملكرد پي سي يك مدل معتبر براي مسئله غامض بدعت گذاربود.آن يك راه حل است كه من براي سالها ازآن حمايت كرده ام و نسبت به مطالعات زياد دقيق كريستنسن نيروي اضافي مي دهد.
دستورالعملهاي كليدي
فعاليت پي سي بخوبي دورازهز مركزآي بي ام دربوكاراتون،فلوريدا تحت مديريت مستفل با يك حكم مجزا ساخته شده بود.آن بطور مناسب و خوب بيشتردستورالعملهاي كليدي كتاب را پيدا كرد:
۱ ۰ اندازه سازمان را نسبت نه اندازه بازار پيدا كنيد.
۲ ۰ در مورد بازارومشتري هاي آن بطريقي كه بتوانيد آنها راهمراهي كنيد،بياموزيد.
۳ ۰ آنرا زود بدست آوريد،زماني كه هنوز بازار در حال ثابت شدن است.
۴ ۰ طبيعي بودن اشتباهات را بپذيريد.
۵ ۰ ضعف تكنولوژي از هم گسيخته و مقادير آنرا برسميت بشناسيد.
اين اعتبارها مثل يك دليل براي “كارهاي راسوي بدبو” يك سازمان آرودي يك وظيفه خاص را ارائه مي دهدو در محلي تعيين مي شودكه مداخلات نامتشابهي را مي سازد.بهرحال بيشتركار هاي يك راسو شكست مي خورد،معمولا به اين دليل است كه يا ضامن مديريت اعتماد واقعي به پروژه نداردويا آرودي به ساختن و فروختن ارتباط ندارد.شكست مصيبت آميززيراكس كردن نسبت به بكارانداختن هر موضوع درخشان در دوره ساخت پي سي در مركز تحقيق پالو آلتو كشف شدكه از جدايي دانشمندان از ساختن و فروختن ناشي مي شود.يك تناقض آشكاربين آنچه كه براي پي اي آر سي اتفاق افتاده است و دليل بكارگيري فعاليتهاي جديد كه بخوبي بدور ازموارد موجود هستند، وجوددارد.اما آن تنها آشكار است فعاليت طرح شده بايد يك عملكرد كاملا تكميل شده باشد،نه يك با اثاثيه مجهز كردن خويش(مثل پي اي آر سي) بدون پيوستن هاي تجاري،بدون يك حامي،حتي تحقيق برجسته و توسعه از دست خواهد رفت.حتي با يك حامي ، اگرچه كه عملكرد

مستقل،شايد تكنولوژي از هم گسيخته درست را توليد نكند يا آن را بطورمقتضي به دسته بندي هاي مختلف از مشتري هايي كه شامل مي شوند بفروشد.بدعت گذاران مجبورند كه بياموزند چگونه از ضعف دور شوند.از اينرو آنها نمي توانند با تجارت تاسيس شده رقابت كنند و درآغازدر مورد اينكه دركجا محصولاتشان بخوبي فروش خواهد رفت نظر كمي و ياهيچ نظري ندارند. آنها مجبورند استحكام و قدرت جديدي را ايجاد كنند.آنها مجبورند كه بياموزند چگونه مشتريان جديد را پيدا كنند و بازارهاي جديدي ايجاد كنند كه از موفقيت درخشان مي توانند ناشي شوند.بهرحال موقعي كه اين بازارها در حقيقت تاسيس شده اند،آن را آسان كننده نسبت به از هم گسيختگي شامل شده درتغيير،نمي سازند. براي سازندگان ديسك درايو ۱۴ اينچي كه دوباره و دوباره هر دفعه توليد

موسسان شركت جديد بوي را كه اندازه هاي ديسك را كاهش مي دهند را تكرار مي كنند چه اتفاقي افتاد .شاگردان قديمي و ثروتمند ناتواني و عاجزي از مقاومت در برابر رقابت راثابت كردند،حتي با وجود اينكه آن نزديكي يكساني را بكاربردكه ثروت آنها را ساخنه بود (و رقابت آنها را از بين برده بود) پادزهر مهم اين است كه بپذيريم در هر تكنولوژي از هم گسيخته تجارتي يا معادل آن كه در نوبت و انتظار قرار دارد،روزي توسعه بازار را نسبت به زيان شما توسعه خواهند داد و منقلب خواهند كرد .يكي از داستانهاي موفقيت عالي موسسان شركتهاي بريتانيايي اين بود كه جي.سي.بام فورد از شكاف و از هم گسيختگي ناشي مي شود.در سال ۱۹۴۷ جوبام فورد اولين و بهترين حفر كننده هيدرركيلي را توليد كرد – يك ماشين كوچك،طراحي شد تا دز پشت تراكتورها بكار گرفته شود كه بطور كامل براي شغلهاي مهم صنعت ساختماني نا مناسب بود.
نياز نبود،استفاده ممكن نبودسازندگان آنها تازه واردان هيدروليكي را مطالعه كردند،اما همانطور كه كريستنسن ذكر كرد، هيدروليكها تكنولوژي بود كه مشتريان آنها نياز نداشتند – براستي استفاده ممكن نبود.موقعي كه ماشينهاي هيدروليكي توانست بالاخره با كابل تركيب شود، براي كابل خيلي دير بود كه نسبت به تحت تاثير قرارگرفتن حمايت شود.جي سي بي و ديگرمصنوعات هيدروليكي بيشتر بازاررا در بر گرفتند.در فرايند،جو و پسرش آقاي آنتوني فروش را براي مبالغ بالاتر دردست گرفتند
۷۰۰ ميليون پوند در سال ۱۹۹۵ سهام مشترك آنها بوسيله شركتي بوجود آمد كه باعزم ثابت بطور خصوصي باقي مانده و در سال ۱۹۹۶ به ۸۰۰ ميليون پوند رسيد.درشروع، استحكام مهم مبارزه طلباني مثل بام فوردها در راه بسيارمناسب آنها قرار گرفت:در اين تجارتهاي از هم گسيخته با بازار هاي غيرمطمئن آنها،راه چاره اي براي نكات مهمي كه زودترساخته شده بود،وجود ندارد تا همراه شما آموزش ببيند و غلط ها و اشتباهات را از اول بسازد اما به سرعت تاثيرمي گذارد و اين تا وقتي است كه شما راه بهتررا پيدا كنيد.به دلايل كاملا عميق
شركتهاي بزرگ اين رفتاررا خارج از وجود در عملكردهاي آنها در رابطه با موضوعات تاديب كردند.اين دليل اين است كه چرا همانطوري كه آي بي ام نشان داد از طريق بهترين راه براي آنها كه ازمورد ۱۴ اينچي اجتناب كنند،تاسيس و سرمايه كردن بعضي از تقليدهاست كه خودشان با لوتزم مستقل شروع كردند كه مي تواند با بازارهاي كوچك بوجود آمده و به شكل شركت هاي كوچك بوجود امده مبارزه كند. آن استيل و شكل شامل ۸ اصولي است كه برندگان را از درندگان و شركاء را از موسسان شركت جدا مي كند. فرصت بدست آمده با ارزشترين در تجارت است اما درشروع آن قطعي است،برندگان در شروع شرط بندي مي كنند.
۱ ۰ پاداش قبول كردن ريسك و تنبيه نكردن شكست
۲ ۰ دادن عقايد جديد و تاپ ،با تقدم اولويت
۳ ۰ اجازه دادن به اين عقايد براي توسعه آزادانه
۴ ۰ قرار دادن اجراي بزرگ در روي سفارش خوب

۵ ۰ رقابت و همكاري حريصانه با خودشان
۶ ۰ نام نويسي ازمديران حرفه اي در زمان مناسب
۷ ۰ مهم دادن پاداش هاي مالي بطور گسترده ومايه دار
۸ ۰ دنبال نمودن سهم بازار اول و جلوتر از همه

بيشتر اين ۸ مورد( از مطالعه يك تجارت هفتگي دره سيليكون اقتباس شد) بطور قوي براي مهم مديران در استدلال مديران مصلحت آميز بوده است به خارج از ضرورت خالص،اشخاصي كه به موفقيت هاي سريع نايل مي شوند،مجبور شده اند كه رزشهاي سلسله مراتبي و سنتي را رها كنند و آموختند كه با بي نظمي در بهره هاي سرعت بالا و آنهايي كه مي توانند تحول ايجاد كنند،زندگي كنند.آن از بدست اوردن اطلاعات سري و خالص از موسسان شركت تلفيق مي شود كه يك جريان بدون سابقه از كرم را در دستان مديريت هاي غير قرار دادي توليد مي كند.بنا براين براي بدست آوردن موقعيت مقتدر بازار در اينترنت(۸)
كه با نت اسكيپ معروف شروع مي شود،فقط چراندمندگان آن را دور نگه داريد شما بسادگي مجبوريد كه موانع قديمي را فراموش كنيد ،به عنوان مثال با خودتان رقابت كنيد (۲) بدين معني است كه در شروع نگران نباشيد كه محصولات موجودتان را آدمخواري كنيد :اگر شما فرزندتان را نخوريد،كس ديگري آن راخواهدخورد.سيكيتس آل شوگارت موسس ديسك درايو تنها يك نيمه شوخي است : گاهي اوقات من فكر مي كنم ما روزي را خواهيم ديد كه زماني است كه شما يك محصول را در صبح معرفي مي كنيد و در پايان روز پايان زندگي آن را خبر مي دهيد.
چهار تفاوت
فرصت ۸ تايي،احتياجات ماهرانه است.اما آنها درچهار قاعده استراتژيكي استراحت مي كنند كه استراتژي هاي برنده شدن را ازدرندگان و كساني كه سنگين راه مي روند،نشان مي دهند.
برندگان بر جهت برنده شدن متمركز مي شوند،هر شرطي را پوشش مي دهند،با شركاءقوي كار مي كنند واقعا بزرگ فكرمي كنند. يك مثال فوق العاده از فكربزرگ ،نوكياي فنلاند است،
تكنولوژي تلفن سلولي كه بهاي فروش آن در بازار تا ۹ بيليون دلار برده است.يكباركه فنلاندي ها فرصت برنده شدن را درپتانسيل سلولي تشخيص داده بودند، آنها سرمايه هايشان را درجهت

بدست آوردن يك چهارم از فروش تلفن دنيا جاري كردند كه به معني تمركزشديد آنهاست.به خاطر سلوس دار بودن،نوكيا كاغذ ،لاستيك هاي چرخ،فلزات ،الكترونيك هاي ديگر،كابل ها ،مجموعه هاي تلويزيون و سودهاي پي سي را رها كرد وبه آي سي ال فروخت.بهرحال آن تمركز شديد تنها بخشي از داستان است. آن شما را از قضيه نادرست كريستنسن نجات نخواهد داد. آنجا محلي است كه هر شرطي كه در آن وارد شود راپوشش مي دهد.رهبران بازارشكست خورده توسط

قضيه نادرستي كه لزوما ديده شده بود، حبس شدند – آنها نه تنها خودشان تكنولوژي هاي از هم گسيخته را توسعه دادند بلكه اغلب توسعه را به نقطه طرح يك تجارت بردند. اما آن هرگزاحساس اقتصادي براي بردن تكنولوژي به بازار- نه در سازمان تاسيس شده ،ايجاد نكرد، بنابراين سعي و تلاش صورت نگرفت. شروع هاي مستقل تنها پاسخ هستند. همچنين شما مي توانيد شركاء را برگزينيد. دهكده هاي عظيم سيليكون عادت خوب سرمايه گذاري در شزوع كم را شكل دادند كه نظريات و عقايد خوبي را ارائه مي داد. سيستم هاي سيسكو خريده شده اند يا در ۳۴ مورداز آنها در مدت سه سال سرمايه گذاري شده است.اينتل به طورجدا۵۰۰ ميليون دلاربراي اهداف مشابه قرارداده است.اگر سرمايه گذاري با يك تكنولوژي جديد موفق شود، سرمايه گذاردر طبقه همكف است،اگر شروع از نظر مالي موفقيت آميز باشد،سرمايه گذارامتياز مي گيرد والبته اضافه شده ها ،پيشرفت هاي جديد تكنولوژي و مالي است كه دست در دست هم خواهند رفت.اگر سازندگان درايو ۱۴ اينچي در شكننده هاي ۸ اينچي سرمايه گذاري كرده بودند،رهبران نبايد شكست مي خوردند، البته كه آنها به معترضان اجازه داده بودند كه منطق خودشان را دنبال كنند. هولت پاكاردباصراحت زماني كاركردها بكارگيري آزاد يك سازمان جديد براي ساخت ماده جوهرچاپ

كنندگان انجام گرفت كه بايد موقعيت تا اندازه اي سودمند خودش رادر چاپ كنندگام ليزري به رقابت مي گرفت. پس تكنولوژي ازهم گسيخته با مزاياي كلي اچ – پي كاركرد ومنطق قضيه نادرست كريستنسن را دنبال كرد. هيچ چيزديگري جدايي احتمالي از ديگر پيروي كنندگان را دعوت نكرد، آيا شما از طريق جدايي۱۴ اينچي هستيد؟
.شركت استدلال مديران س‏دوشنبه‏، ۲۰۰۵‏/۰۹‏/۱۲

اين فقط قسمتي از متن مقاله است . جهت دريافت كل متن مقاله ، لطفا آن را خريداري نماييد
tick 
 

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده استدلال مديران به همراه متن انگليسي

۱۷ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 38 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده استدلال مديران به همراه متن انگليسي

راز موفقيت : به همان اندازه كه قضيه نادرست كريستنسن اثبات مي شود،تشخيص راز موفقيت بيشتر از كتاب درسي مديريت اتخاذ مي شود.
نوامبر۲۰۰۳
روبرت هلر
انسان قرون وسطايي براي سنگ فيلسوفي جستجو كردكه مي توانست اصل فلز را به طلا تغيير شكل دهد.اغلب مديران و مؤسسان شركت يك اميد مشابه و معمولا بيهوده را دنبال مي كنند،اما نيازي نيست كه آن بيهوده باشد،از طريق نتايج شركتها دريك صنعت شناخته مي شود.

آنها از فروش درسالهاي۱۹۹۴ -۱۹۷۶ شصت و دو ميليون دلاربدست آوردند،قيمت براي رقبايي كه سنگ را نيافته بودند،بيست مرتبه زمان بندي شد.اگرچه كه بقدر كافي متقاعدكننده نيست،فروش در شركت در گروه خسته و كسل تنها يك۵/۶۴ ميليون دلاراضافي را ميانگين مي گيرد : ميانگين موفقيت ۹/۱ بيليون دلاري – يك تفاوت ۲۹ – رتبه اي است.آمارهاي اضافي از كتاب يك مديريت مشهورو درست نوشته كليتون ام ۰ كريستنسن بدست مي آيد.آن عنوان واضحي است،مثله غامض بدعت گذار :زماني كه تكنولوژي هاي جديد باعث مي شوند شركت هاي بزرگ ورشكست

شوند،عدالت را نسبت به پيغامش كمتر رعايت مي كنند كه در همه زمانها براي همه مديران و شركتها به كار برده مي شود و فقط براي بدعت گذاران نيست.سنگ فيلسوف كه در بالا درآمارهاي اضافي ذكرشد،بهرحال ابداع در تكنولوژي هاي در هم گسيخته است.رشد موفقيت جستجو شده از طريق عضويت بازارهاي كوچك آشكار شده است.در تضادبا اين،علامت گذاري هاي قبلي رشد رادر بازارهاي بزرگ دنبال كردند.هر دو گروه ريسك را قبول كردند.برندگان فرصتي داشتند كه درآن يك بازارآشكارشده براي تكنولوژي در هم گسيخته به هيچ وجه نبايدآشكارمي شد.بازندگاني كه خطر

رقابتي مبارزه بر هند شركت هاي تاسيس شده در بازارهاي تاسيس شده را پذيرفتندو اولين درس اين بود كه اين اساسا استراتژي ضعيفي است.
قضيه نادرست مديريت :
بهرحال تمام كتاب، متقاعد كننده اين فرضيه است كه شركتهاي بزرگ بر روي اين حالت مسدود وقفل هستند. آنها توسط تقاضاهاي مشتري و فشارهاي رقابتي براي سرمايه گذاري كلان براي نگه داري نيروهاي موجود آنها تحت فشار قرارگرفتندو اگر ممكن بود مهارت بايد زياد شود.اين مساله افزايش را نسبت به قضيه نادرست كريستنسن ارائه مي دهد.توضيح قراردادي موقعي است كه اشتباه شركتهاي بزرگ در اين است كه آنها ازبي لياقتي، بروكراسي تكبر ،رابطه فاميلي و اجرايي خسته كننده،طراحي ضعيف و خطوط،افق سرمايه گذاري كوتاه دوره رنج مي برند.بهرحال قضيه نادرست،بيان مي كندكه شركتهاي بزرگ بطور كامل يا نسبي در اعتبار تكنولوژي هاي در هم گسيخته شكست مي خورندنه تنها بدليل اينكه آنها خيلي ضعيف اداره مي شوندبلكه بدليل اين است كه مديريت انها عالي است.
بنابراين چگونه اشتباهات رهبري را نسبت به تكنولوژي هاي در هم گسيخته جديد از دست دادند؟ آن به اين دليل بودكه آنها دقيقا آنچه را كه هر پروفسوردانشگاه تجارت بايداز توصيه و سفارش آن خوشحال باشد انجام دادند:
۱ ۰به مشتري ها گوش كنيد
۲ ۰سرمايه گذاري در تكنولوژي هاي جديدي كه اين تقاضاهاي برخاسته مشتري ها براي اجرا را برآورده خواهد كرد،تجاوز كارانه است.
۳ ۰مطالعه با دفت و ديدن و بررسي روشهاي بازار

۴ ۰اختصاص دادن منابع به سرمايه گذاري هايي كه بهترين سودراقول و وعده مي دهند.
نويسنده ،دستيار پروفسوردر دانشگاه تجارت هاروارد، پشت سرهم ازديسك درايوها(وسايل
الكتريكي براي دادن و گرفتن اطلاعات از ديسك)كامپيوترها،خرده فروشي، ساخت فولاد،
تجهيزات زمين لرزه و………مثال مي زند.براي نشان دادن اينكه چگونه اين مديريت خوب مي تواند از عهده يك تكنولوژي از هم گسيخته برآيد،يك نفر يك طبقه بندي متفاوت ازمشتريها را معرفي مي كند.نوعا اينها بوسيله قيمتهاي پايين تر و بوسيله قابليت استفاده متفاوت جذب شدند كه كمك مي كند انواع جديد محصولات توليد شود.همچنين نوعا بدعت گذاران از هم گسيخته از هرچهارقاعده مديريت خوب كه در بالاذكر شد نافرماني مي كنند:

۱ ۰ آنها به مشتري گوش نمي دهند زيرا آنها چيزي ندارند.
۲ ۰ آنها انجام و اجراي كمترمحصولات را بجاي انجام و اجراي بيشتر محصولات توسعه مي دهند.
۳ ۰ آنها به تحقيق بازار اطمينان ندارند زيرا در اين اوضاع آن بي فايده است.
۴ ۰ آنها در بازارهاي كوچك،با فروشي كه از صفر تا بي مقدارمرتب مي شود،سخت كار مي كنند.
آنها هنوزمي برند و زياد مي برند مثل موفقيتهايي كه در شروع ذكر شد.دلواپسي صنعت،
ديسك درايوها مي باشد.استراتژي صنعت درليو ۱۴ اينچي،قضيه كريستنسن را خلاصه مي كند.مصنوعات به فواصل بسيار بزرگ تكنيكي و مالي مي روندتا مشترياني كه همه چارچوب اصلي كامپيوترها را مي سازندرا راضي و خشنود كند.درايوهاي ۸ اينچي توسط تازه وارداني مثل شوگارت،پاريام و كوانتوم معرفي شدند كه براي اين مشتري ها استفاده اي نداشتند.
ديسك ها بازارشان را باميني كامپيوترها و سپس يك بخش خيلي كوچك پيدا كردند.بهر حال همانطوركه بخش رشد يافت و همانطور كه ديسكهاي ۸ اينچي با اجراي هدف پايين ترمدلهاي

۱۴ اينچي فرا رسيدند،بنا براين سازندگان بعدي ضرر ديدند وشكست خوردند.هنوز اينچرها هرگز يك مدل ۸ اينچي را معرفي نكردند.آنهايي كه دو سال بعد آن اطراف نبودند و سرانجام هر سازنده درايو ۱۴ اينچي از صنعت رانده شد.اين تكراري نبود،زيراهر مديريت واقعي بي لياقت بود اما به اين دليل بود كه مخالف آن وجود داشت.درايوهاي ۸ اينچي مابه التفاوتهاي كمترو يك بازاربسيار كوچكتررا پيشنهاد كردندو مشتري هاي آنها را نخواستند.كتاب بطور محكم وثابت مفهوم و معني شبكه ها را

تصديق و تاييدمي كند كه درآن مشتري ها و حمايت كنندهيك سود سهم تجاري رادر يك تكنولوژي داده شده گسترش مي دهندكه اين تكنولوژي داده شده براي هر دو هدف آنها مناسب است و شاما اهداف سودده آنها است.حماقت ناديده گرفتن بازار جديد آشكارشده تنها در قدرت درك آنچه در گذشته اتفاق افتاده است،واضح و روشن مي شود.
افزايش سودهاي بازار
در هر زمان رد پتانسيل پايين بازارعاقلانه بود :با اين روش نه سود و نه درآمدهاي در انتظار ذخيره نمي شوند.بهرحال بازار ساخته مي شود و هر دو را پيشنهاد مي كند.اينجا دوباره دانشگاه تجرت استاندارد و درس صنعت است.هر مديري اصرار دارد كه دربالاي گوشه دست چپ قالب اجرا / قيمت واقع شود جايي كه شما بيشترين قيمت را براي بالاترين كيفيت مي بريد
آن خوش بيني نسبت به حال است اما شايد تحليل نشود و حتي آينده را حذف كند. براي روشن شدن موقعيت روش ديگر،شركت هاواشخاص بطور طبيعي نسبت به توانايي هاي آنهانقش ايفا مي كنند – در چه مورد آنها خوب به نظر مي رسند كه به خوبي در گذشته كار كرده است و هنوز به خوبي كارمي كند.بهرحال زمان مي آيد،موقعي كه اين توانايي ها ازطريق كهنگي حتي اگرچه كه آنها هنوز موفق اند،عمل مي كنند. آن كابوس برگردنده آي بي ام بود.شايد شركت سزاوارشهرت مديريت سطح بالايش حداقل در يك بخش باشد،اما آن،سودهاي زيادش و توانايي بازاربزرگ را ازبكارگيري مشتريان متحد و زياد مي گيرد.اگرچه كه سرانجام آن خيلي موثرتر نسبت به برخاستن هم ميني كامپيوتروهم پي سي عكس العمل نشان مي دهد،تمايل طبيعي آن نيست مشتريان مشابه است اما اين رشد محسوس در فروش پي سي خارج از همكاريهاي مشترك و سهم بازار آي بي ام براي استفاده مديريت مي شوند،يكبارتا ۸۰% به شكل هاي منفرد تنزل يافت.دوباره اين يك شكست مخصوص نسبت به آي بي ام نيست.در ديسك درايوها،سي گيت،رهبر۲۵/۵ اينچي در ديسك هاي۵/۳ اينچي ديرتر آمدندو تا سال
۱۹۹۱ يك محصول واحد رانفروخته بودندتا ثابت كردندكه مهمترين مصرف كنندگان آنها سازندگان پزتابل و دفترچه هاي كامپيوترهاست.بنابراين،هركس مشكلي دارد.شايدبزرگترين
فرصت و مهمترين تهديد بخوبي بعدها بكار گرفته شود زيرا شبكه بالاترين سودهاي رايج و رضايت بخش را براي شما تهيه مي كند.

كل سازمان و فكروتوجه ثابت مديريت،كاملا بدرستي و آنطور كه بايد باشندآماده كار هستند.يك سازمان مشابه چگونه مي تواند بطور موثرتربر آنچه كه نيست و شايد هرگزنباشد،اثر بگذارد؟
پاسخ بدون ابهام كريستنسن اين است كه آن نمي تواند.سازمان موجودهرگز با يك تكنولوژي از هم گسيخته موفق نخواهدشد.كتاب ارزش پشم را درآمريكا ذكر مي كند كه تلاش شد از طريق باز كردن بازارهاي شركت پشم خودش و بطورهمزمان با توسعه ذخايرمختلف باستاني با كاهش ذخايرمبارزه كند.تلاش و كوشش حتي عميق ترازحركت آي بي ام براي جذب عملكرد موفقيت آ

ميزو شگفت آورپي سي در روش اصلي عمل سازمان در رابطه با موضوعات،شكست خورد.شركت هاي پشم بطور كامل نابود شدند.همانطور كه ذكرشد آِي بي ام مبالغ كلاني ازسهم بازار را از دست داد.در اصل هنوزعملكرد پي سي يك مدل معتبر براي مسئله غامض بدعت گذاربود.آن يك راه حل است كه من براي سالها ازآن حمايت كرده ام و نسبت به مطالعات زياد دقيق كريستنسن نيروي اضافي مي دهد.
دستورالعملهاي كليدي
فعاليت پي سي بخوبي دورازهز مركزآي بي ام دربوكاراتون،فلوريدا تحت مديريت مستفل با يك حكم مجزا ساخته شده بود.آن بطور مناسب و خوب بيشتردستورالعملهاي كليدي كتاب را پيدا كرد:
۱ ۰ اندازه سازمان را نسبت نه اندازه بازار پيدا كنيد.
۲ ۰ در مورد بازارومشتري هاي آن بطريقي كه بتوانيد آنها راهمراهي كنيد،بياموزيد.
۳ ۰ آنرا زود بدست آوريد،زماني كه هنوز بازار در حال ثابت شدن است.
۴ ۰ طبيعي بودن اشتباهات را بپذيريد.
۵ ۰ ضعف تكنولوژي از هم گسيخته و مقادير آنرا برسميت بشناسيد.
اين اعتبارها مثل يك دليل براي “كارهاي راسوي بدبو” يك سازمان آرودي يك وظيفه خاص را ارائه مي دهدو در محلي تعيين مي شودكه مداخلات نامتشابهي را مي سازد.بهرحال بيشتركار هاي يك راسو شكست مي خورد،معمولا به اين دليل است كه يا ضامن مديريت اعتماد واقعي به پروژه نداردويا آرودي به ساختن و فروختن ارتباط ندارد.شكست مصيبت آميززيراكس كردن نسبت به بكارانداختن هر موضوع درخشان در دوره ساخت پي سي در مركز تحقيق پالو آلتو كشف شدكه از جدايي دانشمندان از ساختن و فروختن ناشي مي شود.يك تناقض آشكاربين آنچه كه براي پي اي آر سي اتفاق افتاده است و دليل بكارگيري فعاليتهاي جديد كه بخوبي بدور ازموارد موجود هستند، وجوددارد.اما آن تنها آشكار است فعاليت طرح شده بايد يك عملكرد كاملا تكميل شده باشد،نه يك با اثاثيه مجهز كردن خويش(مثل پي اي آر سي) بدون پيوستن هاي تجاري،بدون يك حامي،حتي تحقيق برجسته و توسعه از دست خواهد رفت.حتي با يك حامي ، اگرچه كه عملكرد

مستقل،شايد تكنولوژي از هم گسيخته درست را توليد نكند يا آن را بطورمقتضي به دسته بندي هاي مختلف از مشتري هايي كه شامل مي شوند بفروشد.بدعت گذاران مجبورند كه بياموزند چگونه از ضعف دور شوند.از اينرو آنها نمي توانند با تجارت تاسيس شده رقابت كنند و درآغازدر مورد اينكه دركجا محصولاتشان بخوبي فروش خواهد رفت نظر كمي و ياهيچ نظري ندارند. آنها مجبورند استحكام و قدرت جديدي را ايجاد كنند.آنها مجبورند كه بياموزند چگونه مشتريان جديد را پيدا كنند و بازارهاي جديدي ايجاد كنند كه از موفقيت درخشان مي توانند ناشي شوند.بهرحال موقعي كه اين بازارها در حقيقت تاسيس شده اند،آن را آسان كننده نسبت به از هم گسيختگي شامل شده درتغيير،نمي سازند. براي سازندگان ديسك درايو ۱۴ اينچي كه دوباره و دوباره هر دفعه توليد

موسسان شركت جديد بوي را كه اندازه هاي ديسك را كاهش مي دهند را تكرار مي كنند چه اتفاقي افتاد .شاگردان قديمي و ثروتمند ناتواني و عاجزي از مقاومت در برابر رقابت راثابت كردند،حتي با وجود اينكه آن نزديكي يكساني را بكاربردكه ثروت آنها را ساخنه بود (و رقابت آنها را از بين برده بود) پادزهر مهم اين است كه بپذيريم در هر تكنولوژي از هم گسيخته تجارتي يا معادل آن كه در نوبت و انتظار قرار دارد،روزي توسعه بازار را نسبت به زيان شما توسعه خواهند داد و منقلب خواهند كرد .يكي از داستانهاي موفقيت عالي موسسان شركتهاي بريتانيايي اين بود كه جي.سي.بام فورد از شكاف و از هم گسيختگي ناشي مي شود.در سال ۱۹۴۷ جوبام فورد اولين و بهترين حفر كننده هيدرركيلي را توليد كرد – يك ماشين كوچك،طراحي شد تا دز پشت تراكتورها بكار گرفته شود كه بطور كامل براي شغلهاي مهم صنعت ساختماني نا مناسب بود.
نياز نبود،استفاده ممكن نبودسازندگان آنها تازه واردان هيدروليكي را مطالعه كردند،اما همانطور كه كريستنسن ذكر كرد، هيدروليكها تكنولوژي بود كه مشتريان آنها نياز نداشتند – براستي استفاده ممكن نبود.موقعي كه ماشينهاي هيدروليكي توانست بالاخره با كابل تركيب شود، براي كابل خيلي دير بود كه نسبت به تحت تاثير قرارگرفتن حمايت شود.جي سي بي و ديگرمصنوعات هيدروليكي بيشتر بازاررا در بر گرفتند.در فرايند،جو و پسرش آقاي آنتوني فروش را براي مبالغ بالاتر دردست گرفتند
۷۰۰ ميليون پوند در سال ۱۹۹۵ سهام مشترك آنها بوسيله شركتي بوجود آمد كه باعزم ثابت بطور خصوصي باقي مانده و در سال ۱۹۹۶ به ۸۰۰ ميليون پوند رسيد.درشروع، استحكام مهم مبارزه طلباني مثل بام فوردها در راه بسيارمناسب آنها قرار گرفت:در اين تجارتهاي از هم گسيخته با بازار هاي غيرمطمئن آنها،راه چاره اي براي نكات مهمي كه زودترساخته شده بود،وجود ندارد تا همراه شما آموزش ببيند و غلط ها و اشتباهات را از اول بسازد اما به سرعت تاثيرمي گذارد و اين تا وقتي است كه شما راه بهتررا پيدا كنيد.به دلايل كاملا عميق
شركتهاي بزرگ اين رفتاررا خارج از وجود در عملكردهاي آنها در رابطه با موضوعات تاديب كردند.اين دليل اين است كه چرا همانطوري كه آي بي ام نشان داد از طريق بهترين راه براي آنها كه ازمورد ۱۴ اينچي اجتناب كنند،تاسيس و سرمايه كردن بعضي از تقليدهاست كه خودشان با لوتزم مستقل شروع كردند كه مي تواند با بازارهاي كوچك بوجود آمده و به شكل شركت هاي كوچك بوجود امده مبارزه كند. آن استيل و شكل شامل ۸ اصولي است كه برندگان را از درندگان و شركاء را از موسسان شركت جدا مي كند. فرصت بدست آمده با ارزشترين در تجارت است اما درشروع آن قطعي است،برندگان در شروع شرط بندي مي كنند.
۱ ۰ پاداش قبول كردن ريسك و تنبيه نكردن شكست
۲ ۰ دادن عقايد جديد و تاپ ،با تقدم اولويت
۳ ۰ اجازه دادن به اين عقايد براي توسعه آزادانه
۴ ۰ قرار دادن اجراي بزرگ در روي سفارش خوب

۵ ۰ رقابت و همكاري حريصانه با خودشان
۶ ۰ نام نويسي ازمديران حرفه اي در زمان مناسب
۷ ۰ مهم دادن پاداش هاي مالي بطور گسترده ومايه دار
۸ ۰ دنبال نمودن سهم بازار اول و جلوتر از همه

بيشتر اين ۸ مورد( از مطالعه يك تجارت هفتگي دره سيليكون اقتباس شد) بطور قوي براي مهم مديران در استدلال مديران مصلحت آميز بوده است به خارج از ضرورت خالص،اشخاصي كه به موفقيت هاي سريع نايل مي شوند،مجبور شده اند كه رزشهاي سلسله مراتبي و سنتي را رها كنند و آموختند كه با بي نظمي در بهره هاي سرعت بالا و آنهايي كه مي توانند تحول ايجاد كنند،زندگي كنند.آن از بدست اوردن اطلاعات سري و خالص از موسسان شركت تلفيق مي شود كه يك جريان بدون سابقه از كرم را در دستان مديريت هاي غير قرار دادي توليد مي كند.بنا براين براي بدست آوردن موقعيت مقتدر بازار در اينترنت(۸)
كه با نت اسكيپ معروف شروع مي شود،فقط چراندمندگان آن را دور نگه داريد شما بسادگي مجبوريد كه موانع قديمي را فراموش كنيد ،به عنوان مثال با خودتان رقابت كنيد (۲) بدين معني است كه در شروع نگران نباشيد كه محصولات موجودتان را آدمخواري كنيد :اگر شما فرزندتان را نخوريد،كس ديگري آن راخواهدخورد.سيكيتس آل شوگارت موسس ديسك درايو تنها يك نيمه شوخي است : گاهي اوقات من فكر مي كنم ما روزي را خواهيم ديد كه زماني است كه شما يك محصول را در صبح معرفي مي كنيد و در پايان روز پايان زندگي آن را خبر مي دهيد.
چهار تفاوت
فرصت ۸ تايي،احتياجات ماهرانه است.اما آنها درچهار قاعده استراتژيكي استراحت مي كنند كه استراتژي هاي برنده شدن را ازدرندگان و كساني كه سنگين راه مي روند،نشان مي دهند.
برندگان بر جهت برنده شدن متمركز مي شوند،هر شرطي را پوشش مي دهند،با شركاءقوي كار مي كنند واقعا بزرگ فكرمي كنند. يك مثال فوق العاده از فكربزرگ ،نوكياي فنلاند است،
تكنولوژي تلفن سلولي كه بهاي فروش آن در بازار تا ۹ بيليون دلار برده است.يكباركه فنلاندي ها فرصت برنده شدن را درپتانسيل سلولي تشخيص داده بودند، آنها سرمايه هايشان را درجهت

بدست آوردن يك چهارم از فروش تلفن دنيا جاري كردند كه به معني تمركزشديد آنهاست.به خاطر سلوس دار بودن،نوكيا كاغذ ،لاستيك هاي چرخ،فلزات ،الكترونيك هاي ديگر،كابل ها ،مجموعه هاي تلويزيون و سودهاي پي سي را رها كرد وبه آي سي ال فروخت.بهرحال آن تمركز شديد تنها بخشي از داستان است. آن شما را از قضيه نادرست كريستنسن نجات نخواهد داد. آنجا محلي است كه هر شرطي كه در آن وارد شود راپوشش مي دهد.رهبران بازارشكست خورده توسط

قضيه نادرستي كه لزوما ديده شده بود، حبس شدند – آنها نه تنها خودشان تكنولوژي هاي از هم گسيخته را توسعه دادند بلكه اغلب توسعه را به نقطه طرح يك تجارت بردند. اما آن هرگزاحساس اقتصادي براي بردن تكنولوژي به بازار- نه در سازمان تاسيس شده ،ايجاد نكرد، بنابراين سعي و تلاش صورت نگرفت. شروع هاي مستقل تنها پاسخ هستند. همچنين شما مي توانيد شركاء را برگزينيد. دهكده هاي عظيم سيليكون عادت خوب سرمايه گذاري در شزوع كم را شكل دادند كه نظريات و عقايد خوبي را ارائه مي داد. سيستم هاي سيسكو خريده شده اند يا در ۳۴ مورداز آنها در مدت سه سال سرمايه گذاري شده است.اينتل به طورجدا۵۰۰ ميليون دلاربراي اهداف مشابه قرارداده است.اگر سرمايه گذاري با يك تكنولوژي جديد موفق شود، سرمايه گذاردر طبقه همكف است،اگر شروع از نظر مالي موفقيت آميز باشد،سرمايه گذارامتياز مي گيرد والبته اضافه شده ها ،پيشرفت هاي جديد تكنولوژي و مالي است كه دست در دست هم خواهند رفت.اگر سازندگان درايو ۱۴ اينچي در شكننده هاي ۸ اينچي سرمايه گذاري كرده بودند،رهبران نبايد شكست مي خوردند، البته كه آنها به معترضان اجازه داده بودند كه منطق خودشان را دنبال كنند. هولت پاكاردباصراحت زماني كاركردها بكارگيري آزاد يك سازمان جديد براي ساخت ماده جوهرچاپ

كنندگان انجام گرفت كه بايد موقعيت تا اندازه اي سودمند خودش رادر چاپ كنندگام ليزري به رقابت مي گرفت. پس تكنولوژي ازهم گسيخته با مزاياي كلي اچ – پي كاركرد ومنطق قضيه نادرست كريستنسن را دنبال كرد. هيچ چيزديگري جدايي احتمالي از ديگر پيروي كنندگان را دعوت نكرد، آيا شما از طريق جدايي۱۴ اينچي هستيد؟
.شركت استدلال مديران س‏دوشنبه‏، ۲۰۰۵‏/۰۹‏/۱۲

اين فقط قسمتي از متن مقاله است . جهت دريافت كل متن مقاله ، لطفا آن را خريداري نماييد
tick 
 

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده سيستم اطلاعات مديريتي (MIS) به همراه متن انگليسي

۱۸ بازديد
دسته بندي حسابداري
فرمت فايل docx
حجم فايل 24 كيلو بايت

پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود

پرداخت و دانلود

دانلود مقاله ترجمه شده سيستم اطلاعات مديريتي (MIS) به همراه متن انگليسي

سيستم هاي اطلاعات مديريتي (MIS) به آن دسته از سيستم هاي اطلاعاتي اطلاق مي گردد كه معمولا بر اساس كامپيوتر استوار بوده ودر داخل يك سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد . شبكه جهاني از سيستم اطلاعاتي به عنوان سيستمي ياد مي كند كه شامل شبكه همه كانالهاي اطلاعاتي مي باشد كه در داخل يك سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد . همچنين مي توان سيستم اطلاعات مديريتي را به عنوان سيستمي تعريف كرد كه به جمع آوري و پردازش

اطلاعات پرداخته و اين اطلاعات را در اختيار مديران قرار داده تا از آن در جهت تصميم گيري ، برنامه ريزي ، اجراي برنامه و نظارت استفاده نمايند . يك سيستم اطلاعاتي مشتمل بر همه بخشهايي است كه به گردآوري ، پردازش و اشاعه اطلاعات مي پردازند . معمولا اين سيستم شامل سخت افزار ، نرم افزار ، انسانها ، سيستم هاي ارتباطي مانند خطوط تلفن و اطلاعات مي باشند . فعاليت هايي كه در اين سيستم صورت مي گيرد عبارتند از وارد كردن داده ها ، پردازش داده به اطلاعات ، ذخيره سازي داده ها و اطلاعات و توليد خروجي هايي از قبيل گزارشات مديريتي .

از سيستم اطلاعات تحت عنوان مديريت تكنولوژي اطلاعات ياد مي شود .معمولا مطالعه سيستم هاي اطلاعاتي جزء رشته مديريت بازرگاني بوده و شامل برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي نرم افزاري مي شود . بنابراين حوزه از مطالعات با دانش كامپيوتر يا مهندسي كامپيوتر اشتباه شود . دانش كامپيوتر از نظر ماهيت بيشتر نظري بوده و در رابط با توليد نرم افزار مي باشد و مهندسي كامپيوتر نيز بيشتر بر طراحي سخت افزار هاي كامپيوتري تمركز دارد .
در بازرگاني سيستمهاي اطلاعاتي روشها و عملكردهاي تجاري ، تصميم گيري و استراتژي

هاي رقابتي را پشتيباني مي كند .
فهرست مطالب
۱ – نقش حمايت كاربردي
۲- نقش حمايت از تصميم
۳- نقش حمايت از تصميم
۴- نقش تنظيم كننده عملكرد
۵- MIS به عنوان يك ناهنجاري انعطاف پذير
۶- توسعه تاريخي
۷- برخي از برنامه هاي شناخته شده فعلي در سيستم هاي اطلاعاتي
۸- انجمن ها و گروهها

۹- منابع اطلاعات در MIS
نقش حمايت كاربردي
روش ها و عملكردهاي تجاري از عملي پشتيباني مي كند كه به عنوان اساسي ترين كاركرد محسوب مي گردد . اين عملكردها شامل جمع آوري ، ثبت ، ذخيره

سازي و پردازش اطلاعات مي باشد . سيستم هاي اطلاعاتي به يكي از روشهاي زير از روش ها و عملكردهاي تجاري پشتيباني مي كند .
ثبت و ذخيره سازي داده هاي فروشي ، داده هاي خريد ، داده هاي سرمايه گذاري ، داده هاي كل و دستمزد پرداختي و ساير دفاتر حسابداري
پردازش اين دفاتر حسابداري در گزارش هاي در آمد ، ترازنامه ، دفاتر حساب ، گزارشهاي مديريت و ساير گونه هاي اطلاعاتي مالي
ثبت و ذخيره سازي داده هاي فهرست موجودي ،پردازش داده ها ، اصلاح دانش و حفظ و نگهداري داده ها فراهم كردن زنجيره داده ها و ساير دفاتر توليد عملكرد
پردازش اين دفاتر عملكرد در طرح هاي توليدي ، ناظران توليد ، سيستم هاي فهرست موجودي و سيستم هاي تنظيم كننده توليد :
ثبت و ذخيره سازي داده هاي مربوط به كاركنان ، داده هاي مربوط به حقوق كاركنان ، تاريخچه اشتغال و ساير دفاتر منابع انساني
پردازش دفاتر منابع انساني در گزارشات هزينه كارمندان و عملكرد هايي كه بر اساس اين گزارشات مي باشد .
ثبت و ذخيره سازي داده هاي بازار شرح حال خريدار ، تاريخچه خريد مشتري ، داده هاي مربوط به تحقيق بازاريابي ، داده هاي مربوط به تبليغات بازرگاني و ساير دفاتر بازرايابي
پردازش اين دفاتر بازاريابي در گزارشات انعطاف پذيري تبليغات بازرگاني ، طرح هاي بازاريابي و گزارشات فعاليت فروش
ثبت و ذخيره سازي داده هاي مربوط به دانش تجارت ، داده هاي مربوط به بررسي و تحليل رقبا و داده هاي صنعت اهداف گروهي و ساير دفاتر استراتژيك مديريتي
پردازش اين دفاتر استراتژيك مديريتي در گزارشات روش مالي صنعتي ، گزارشات سهام بازار ، گزارشات مربوط به اهداف عمده و الگوهاي مربوط به موجودي اوراق بهادار
به كاربران همه موارد بالا در اجرا ، نظارت و تنظيم برنامه ها ، استراتژيها ، روشها ، توليدات جديد ، الگوهاي تجاري جديد يا معاملات جديد تجاري
نقش حمايت از تصميم
نقش حمايت تصميم گيري تجاري در مقايسه با نقش هاي حمايت كاربردي يك مرحله فراتر مي رود . تصميم گيري تجاري جزء لاينفك تصميم گيري محسوب مي گردد . اين نوع تصميم گيري امكان مطرح كردن پرسشنامه هاي چه مي شود … را فراهم مي سازد . برخي از اين سوالات عبارتند از : چه مي شود اگر قيمت را ۵ در صد افزايش دهيم ؟ چه مي شود اگر قيمت را ۰ در صد افزايشصد افزايش داده و سپس آن را به مدت ۳ ماه به ميزان ۵ درصد كاهش دهيم ؟ همچنين تصميم گيري هاي تجاري امكان پرداختن به اين احتمالات را فراهم مي نمايد : اگر تورم به ميزان ۵ درصد افزايش يابد (به جاي افزايش ۲ درصدي) چه بايد كرد ؟ اگر با يك اعتصاب يا تهديد رقابترنامه هاي پيچيده معمولا ابزارهاي آماري تصميم گيري را در هم ادغام مي نمايد برخي از اين ابزارها عبارتند از تحليل حساسيت ، تحليل مونت كارلو ، تحليل ريسك ، تحليل زماني كه در آن زمان دخل و خرج برابر شود و تحليل bayesion به طور مثال اگر براي تصميم گيري درباره عرضه يك كالاي جديد از سيستم اطلاعاتي استفاده مي نماييد در اين برنامه بايد ابزارهاي ديگري نيز بهره جست برخي از اين ابزارها عبارتند از تحليل B.C.G تحليل همبسته ، تحليل اختلاف ماليات ويژه ، درجه بندي چند بعدي ، تحليل فاكتوري GE ، تحليل فاكتور ، تحليل دسته ، تحليل مميز ، توسعه تابع كيفيت و درگرسيون ارجحيت
نقش سيستم پشتيباني از مبادله تصميم
سيستم اطلاعاتي قادر به حمايت از وضعيت رقابتي شركت مي باشد . در اين جا سه سطح از سطوح تجزيه تجليل ارائه مي گردد :
۱- حمايت به منظور كمك به هدايت زنجيره ارزشهاي دروني . اين حمايت ها به عنوان جديدترين و واقع گرايانه ترين سيستم در تحقيقات مدير به شمار مي رود . اين حمايت ها راه حلهاي كاهش هزينه و مديريت عملكرد محسوب مي شوند و معمولا آن ها را تحت عنوان تحليل جريان فعاليت تجاري (BWA) يا p2p سيستم هاي مديريت بازرگاني مي نامند . اين حمايت ها تضمين كننده نظارت بر هدايت عملكردهاي يك شركت مي باشد . برتري بي وقفه در هزينه هاي سوء عملكرد باعث فاصله گرفتن از محاسبه ، ارزيابي و حسابرسي مي شود . كه در ارزشيابي و گزارشهاي كيفي ارائه مي شود .
۲- همه شركت هاي موفق داراي يك يا ۲ عملكرد تجاري مي باشند كه تحت عنوان مهارتهاي اصلي ناميده مي شود . چنانچه مهارت اصلي يك شركت باعث ايجاد يك برتري بلند مدت براي شركت در بازار شود از اين مهارت به عنوان برتري پايدار رقابتي ياد مي شود . شرايط لازم براي تبديل يك مهارت اصلي به برتري پايدار رقابت عبارتند از : دشواري در تقليد آن مهارت ، منحصر به فرد بودن و تداوم مهارت و قابليت استفاده در چندين موقعيت . برخي از ويژگي هاي شركتي كه داراي برتري پايدار رقابتي است عبارتند از : كيفيت برتر توليد ، قرار دادهاي جامع توزيع ، ارزش فراوان مارك شركت ، شهرت و اعتبار مثبت شركت ، روشهاي كم هزينه توليد ، حقوق انحصاري و كپي رايت ،

كالاهاي انحصاري مورد حمايت دولت ، كاركنان برتر و تيم مديريتي . فهرست خصوصيات برتري پايدار رقابتي بسيار طولاني است . با اين وجود برخي از كارشناسان معتقدند كه در جهان رقابتي و متغيير امروز هيچ برتري در بلند مدت حفظ نمي شود آنها عقيده دارند كه فقط برتري رقابتي واقعا پايدار قادر به ايجاد سازماني است كه بدون توجه به تغييرات موجود قادر به دستيابي به برتري است . تشكيل مي دهد . تغييرات سريع دسترسي به اطلاعات محيط رقابتي را امكان پذير مي سازد . سيستم هاي اطلاعاتي نيز مانند سيستم هاي بررسي محيطي تجارت تقريبا از همه برتري هاي پايدار رقابتي پشتيباني مي كند . گاهي اوقات خود سيستم اطلاعاتي يك برتري رقابتي محسوب مي گردد . مثلا wal-mart كه براي ادغام كل زنجيره عرضه خود از يك برون شبكه internet استفاده كرد كاربرد اين سيستم هاي اطلاعاتي به مدت ۲ دهه برتري رقابتي را براي سم والتن به ارمغان داشت . يا Dell – computer كه به منظور بازاريابي روش مونتاژ كامپيوترهاي شخصي از اينترنت استفاده مي كرد . در حال حاضر هنوز هم در اين روش توزيع و تبليغ كم هزينه سود سرشاري عايد مايكل دل مي گردد . مثالهاي ديگري كه در اين رابطه مي تواند ذكر كرد عبارتند از اي بي ، آمازون دات كام ، فدرال اكسپرس در باره روند فعاليت تجاري .
نقش تنظيم كننده عملكرد
(MIS) سيستم اطلاعات مديريتي صرفا آماده تجزيه تحليل داده نمي باشد بلكه بايد آن ها را به عنوان ابزار MBO (مديريت از طريق اهداف) مورد استفاده قرار داد . سيستم هاي اطلاعاتي ما را در موارد زير ياري مي رساند :
تعيين اهداف وابسته و سنجش پذير
تنظيم نتايج و عملكردها

هشدار به همه مديران در هر سطحي از سازمان ، اين هشدارها در ارتباط با تناقض ميان نتايج و اهداف بودجه هاي از پيش تعيين شده است .
MIS به عنوان يك ناهنجاري انعطاف پذير
براي شركتي كه در تكنولوژي اطلاعات سرمايه گذاري كرده است چندين راه وجود دارد تا به منظور ايجاد رشد يا حفظ انعطاف پذيري ناهنجاري اين سرمايه گذاري را با رهن گذاري جور كند .

۱- سرمايه گذاري IT (تكنولوژي اطلاعات) كه از مهارت اصلي شركت حمايت مي نمايد . شركتهاي موفق تمايل دارند كه از يك يا دو مهارت اصلي برخوردار باشند كه در مقايسه با ساير اين مهارت ها را بهتر انجام دهند . اين مهارت ها طيف وسيعي از فعاليت ها را شامل مي گردد كه اين طيف از توسعه كالاهاي جديد يا خدمات خريدار را در بر مي گيرد . معمولا تكنولوژي اطلاعات داده مهمي در اين مهارت اصلي محسوب مي شود . سرمايه گذاري IT در يكي از مهارت هاي اصلي شركت مانع مهمي در ورود به شمار مي رود .
۲- سرمايه گذاري IT در شبكه هاي زنجيره عرضه شركتهايي كه بخشي از يك زنجيره عرضه ادغام شده هستند به عرضه كنندگان اعتماد دارند . معمولا اين اعتماد پذيري باعث زمان تحويل سريعتر ، تحويل بدون اشكال و يك عرضه تضمين شده مي گردد . همچنين اين حس با اعتماد تخفيف قيمت و رفتارهاي خاص ديگري را در پي دارد . ناتواني تازه واردان جديد در سيستم مديريت موجودي زنجيره عرضه به عنوان مانع اصلي ورود محسوب مي گردد .

۳- سرمايه گذاري IT مديريت شبكه توزيع سرمايه گذاري در سيستم هاي مديريت شبكه توزيع نيز مانند ساير شبكه هاي عرضه كننده تضمين كننده زمان تحويل سريع تر ، تحويل بدون اشكال و رفتارهاي خاص ديگر است . سرمايه گذاري در تكنولوژي اطلاعات و تجربه نحوه استفاده آن به عنوان مانع اصلي ورود محسوب مي گردد . وقتي سيستم مديريت شبكه توزيع اعضا مي باشد . مي توان دسترسي به خرده فروشان را تحت كنترل داشت .
۴- سرمايه گذاري IT در ارزش ويژه مدرك معمولا شركتها مبالغ هنگفتي را صرف تبليغات مارك مي نمايند . اين كار با سرمايه گذاري در بازاريابي سيستم هاي اطلاعاتي و سيستم مديريت روابط خريدار تسهيل مي شود . يك مارك خوب و معروف نيز مانع دشواري براي ورود محسوب مي گردد.
۵- سرمايه گذاري IT در فرآيند توليد سيستم هاي توليد به عنوان يك ضرورت در مديريت توليد انبوه به شمار مي رود . سيستم هاي خودكار مقرون به صرفه ترين روش براي سازماندهي فرايند هاي توليد انبوه مي باشد .
اين شركت ها قادرند كه در تبليغ ، خريد و فروش به اقتصاد معيار و در توزيع و تبليغ ، بودجه كاهش يافته هزينه هاي غير توليدي در هر واحد و كوتاه تر شدن زماني كه دخل و خرج با هم برابر مي شود به اقتصاد هدف دست يابند . اين برتري مطلق هزينه نيز به عنوان يكي از موانع اصلي ورود به شما مي رود .
۶- سرمايه گذاري IT در فرآيند هاي توليد سرمايه گذاري در IT انعطاف پذيري شركت را در سطح توليد سرتاسري امكان پذير مي سازد . مايكل پرتر معتقد است كه علاوه بر برتري مطلق هزينه ، اقتصاد معيار نيز به عنوان مانع ورود محسوب مي شود . زيرا براي شركتي كه در مرحله اي از منحني هزينه متوسط بلند مدت در حال توليد مي باشد ( در حضور اقتصاد معيار) امكان پس انداز هزينه در آينده وجود دارد و همين امكان يكي از موانع ورود محسوب مي گردد .
۷- منحني يادگيري سرمايه گذاري با پول قرضي از تجاربي كه در رابطه با IT بهره مند مي

گردد . وقتي شركتي با به كاربردن سيستم هاي IT به تجربه اي دست مي يابد با مجموه اي از بهترين روشها آشنا مي شود كه ساير شركت هاي صنعتي با اين روش ها كمابيش آشنا هستند . شركتهاي غير صنعتي معمولا با جنبه هاي خاص به كارگيري اين سيستم ها آشنايي چنداني ندارند . تازه واردهاي جديد در وضع نامساعدي قرار خواهند گرفت مگر اين كه آن ها بهترين روشهاي صنايع و پيشرفت هاي موجود در شركت را دوباره تعريف نمايند .
۸- سرمايه گذاري IT در فرايند توليد انبوه كالاهاي سفارشي تكنولوژي توليد كنترل شده IT باعث تسهيل توليد كالاهاي سفارشي گروهي ، تطابق پذير ، آشكار يا سطحي مي شود . اين انعطاف پذيري باعث افزايش دارايي خالص و رضايت خريدار مي شود و از آن به عنوان يكي از موانع اصلي ورود ياد مي شود .
۹- سرمايه گذاري IT در كامپيوتر به طرح ۶ كمك كرد . سيستم هاي CAD توسعه سريع و عرضه كالاهاي جديد را تسهيل مي كند . اين موضوع باعث ايجاد تفاوت هاي اختصاصي كالا مي شود . تفكيك محصول نيز به عنوان يك مانع ورود به شمار مي رود .

 

۱۰ – سرمايه گذاري IT در كامپيوتر به طرح ۲ كمك كرد . سيستم هاي CAD توسعه سريع و عرضه كالاهاي جديد را تسهيل مي كند . تفاوت هاي اختصاصي كالا براي ايجاد تناقض ميان كالا هاي رقابتي به كار مي رود . اين تناقض ها نيز در افزايش هزينه هاي انتقال خريداران بسيار موثر است. هزينه هاي بالاي انتقال خريدار مانع ارزشمندي براي ورود به شمار مي رود .
۱۱- سرمايه گذاري IT در اقتصاد الكترونيك مي تواند وب سايت شركت را براي علايق و انتظارات و نيازهاي خريداران اختصاصي كرد . همچنين مي توان از وب سايت شركت در جهت ايجاد مفهوم وحدت و يگانگي استفاده كرد و هر دوي اين امور در جهت افزايش صداقت و وفاداري به كار مي رود . صداقت خريدار نيز مانع مهمي براي ورود محسوب مي شود .
۱۲- سرمايه گذاري IT در برقراري ثبات توازن . شركتهايي كه از نظر تكنولوژي بسيار پيچيده هستند از طريق ارتباطات الكترونيك با خريداران عرضه كنندگان و سايرين تماس برقرار مي كنند از ثبات بيشتري برخوردارند . اين ظاهر عظيم ثبات نيز مانعي براي ورود محسوب مي شود . خصوصا موضوع براي خدمات مالي مصداق پيدا مي كند .
۱۳- اين حقيقت ساده كه سرمايه گذاري IT مستلزم صرف بودجه است باعث شده كه از آن به عنوان مانع ورود ياد كنند در واقع هر عاملي كه باعث افزايش پيش نيازهاي سرمايه گردد به عنوان مانعي براي ورود محسوب مي شود .
توسعه تاريخي :
نقش سيستم هاي اطلاعات تجاري در خلال ۴ دهه گذشته بسيار تغيير يافته است .
در دهه آغازين (۱۹۵۰ و ۱۹۶۰) فقط بزرگترين سازمان ها استطاعت برخورداري از سيستم هاي الكترونيك پردازش اطلاعات را دارا بودند . از اين سيستم ها در جهت ثبت و ذخيره سازي داده هاي دفتري از قبيل ثبت روزانه ، دفاتر روزانه ويژه و دفاتر حساب استفاده مي شد . در واقع اين يك نقش حمايت عملكرد محسوب مي شد .
با آغاز دهه ۱۹۶۰ از سيستم هاي اطلاعات مديريت به منظور ايجاد دام

نه محدودي از گزارشات از پيش تعريف شده مانند گزارشات در آمد ، ترازنامه و گزارشات فروشي استفاده مي شد . در حقيقت اين سيستم ها در صدد بودن كه نقش حمايت تصميم گيري عمل نمايند اما قادر به انجام چنين كاري نبودند .
با آغاز دهه ۱۹۷۰ سيستم هاي حمايت تصميم عرضه شد . اين سيستم

هاي انتخاب از ميان چندين گزينش و وضعيت را امكان پذير مي كرد . با به كاربردن اين سيستم ها نه تنها كاربر مي توانست كه به دلخواه خروجي توليدات خود را ايجاد كند بلكه قادر بود كه براي نيازهاي ويژه خود برنامه ها را به طرز خاصي بسازد . اگرچه استفاده از اين سيستم ها مستلزم صرف هزينه است . به عنوان بخشي از توافق قرار دادي كامپيوترهاي بزرگ و به منظور برخورداري دائمي از توسعه دهنده سيستم IBM در سايت بايد هزينه اي پرداخت گردد .
پيشرفت عمده اي كه دهه ۱۹۸۰ صورت گرفت عبارت بود از محاسبه تمركززدايي به جاي برخورداري از يك كامپيوتر بزرگ براي انجام همه امور در سازمان تعداد زيادي كامپيوتر شخصي مورد استفاده قرار گرفت اين بدان معنا است كه به جاي محول كردن يك وظيفه به بخش كامپيوتر به منظور پردازش دسته و انتظار انجام شدن كار توسط متخصصان هر كاربر كامپيوتري در اختيار دارد كه برنامه هاي آن در راستاي اهداف شخصي خود به دلخواه ايجاد مي كند . بسياري از انسان هاي ضعيف با تغيير پذيري داده سامان هاي Dos عملكردهاي bios و برنامه ريزي دسته DOS به مخالفت

برخاستند . وقتي كه افراد از مهارت هاي جديد خود رضايت حاصل كردند همه اموري را كه سيستم قادر به انجام آن ها بود را شناسايي كردند . بر خلاف انتظارها كامپيوترها به جاي ايجاد يك اجتماع عاري از كاغذ توده فراواني از كاغذ را به وجود آوردند ، كه اكثر آن ها فاقد ارزش بودند . در دهه ۱۹۸۰ با ارائه سيستم هاي اجرايي اطلاعات تا حدودي از حجم اين اطلاعات كاسته شد . با ارائه اين سيستم ها بر كارايي فعاليت ها افزوده شد . در دهه ۱۹۸۰ نخستين كاربرد تجاري روشها

ي تجاري هوش مصنوعي در فرم سيستم هاي متخصص عرضه شد . اين برنامه ها درباره موضوعات بسيار محدودي توصيه هايي را ارائه مي كرد . براي اولين بار وعده حمايت تصميم گيري در دهه ۱۹۶۰ در سيستم هاي اطلاعاتي مديريت به كار رفت و به تدريج به بهره وري رسيد .
در دهه ۱۹۹۰ سيستم هاي اطلاعات استراتژيك عرضه شد كه عمدتا به خاطر توسعه موضوعات مديريت استراتژيك توسط متخصصاني چون ام . پرتر ، تي . پيترز ، جي ، ريس ، هلي ، ماركيدس و جي . برني در دهه ۱۹۸۰ بود . برتري رقابتي به عنوان يك موضوع مهم مديريتي مطرح مي شد ، توسعه دهندگان نرم افزار از ايجاد چنين ابزارهاي بسيار خرسند بودند .

در حال حاضر نقش سيستم هاي اطلاعات تجاري گسترش يافته و حمايت استراتژيك را نيز در بر مي گيرد . جديدترين اقدامي كه در اين زمينه صورت گرفته عبارتند از : جنبه هاي تجاري دادن به اينترنت ، رشد اينترنت و اكسترانت.

Management information system

(MIS)
From Wikipedia, the free encyclopedia.
(Redirected from Management Information Systems)
Jump to: navigation, search
Management Information Systems (MIS) are information systems, typically computer-based, that are used within an organization. WordNet describes an information system as “a system consisting of the network of all communication channels used within an organization”. A management information system may also be defined as “a system that collects and processes data (information) and provides it to managers at all levels who use it for decision making, planning, program implementation, and control.” An information system is comprised of all the components that collect, manipulate, and disseminate data or information. It usually includes hardware, software, people, communications systems such as telephone lines, and the data itself. The activities involved include inputting data, processing of data into information, storage of data and information, and the production of outputs such as management reports.
As an area of study it is commonly referred to as information technology management. The study of information systems is usually a commerce and business administration

discipline, and frequently involves software engineering, but also distinguishes itself by concentrating on the integration of computer systems with the aims of the organization. The area of study should not be confused with [Computer Science] which is more theoretical in nature and deals mainly with software creation, or [Computer Engineering], which focuses more on the design of computer hardware.

In business, information systems support business processes and operations, decision-making, and competitive strategies.
Contents
[hide]
• ۱ The functional support role
• ۲ The decision support role
• ۳ The communication decision support system role
• ۴ The performance monitoring role
• ۵ MIS as an elastic anomaly
• ۶ Historical development
• ۷ Some currently well-known programs in information systems
• ۸ Associations and groups
• ۹ Sources of information on MIS
• ۱۰ See also
[edit]
The functional support role
The business processes and operations support function is the most basic. It involves collecting, recording, storing, and basic processing of data. Information systems support business processes and operations by:

• recording and storing sales data, purchase data, investment data, payroll data and other accounting records
• processing these accounting records into income statements, balance sheets, ledgers, management repor

ts, and other forms of financial information
• recording and storing inventory data, work in process data, equipment repair and maintenance data, supply chain data, and other production/operations records
• processing these operations records into production schedules, production controllers, inventory systems, and production monitoring systems
• recording and storing personnel data, salary data, employment histories, and other human resources records
• processing these human resources records into employee expense reports, and performance based reports
• recording and storing market data, customer profiles, customer purchase histories, marketing research data, advertising data, and other marketing records
• processing these marketing records into advertising elasticity reports, marketing plans, and sales activity reports
• recording and storing business intelligence data, competitor analysis data, industry data, corporate objectives, and other strategic management records
• processing these strategic management records into industry trends reports, market share reports, mission statements, and portfolio models
• use of all the above to implement, control, and monitor plans, strategies, tactics, new products, new business models or new business ventures.
[edit]

The decision support role
The business decision making support function goes one step further. It is an integral part of making decisions. It allows users to ask “What if…?” questions: What if we increase the price by 5%? What if we increase price by 10%? What if we decrease price by 5%? What if we increase price by 10% now, then decrease it by 5% in three months? It also allows users to deal with contingencies: If inflation increases by 5% (instead of 2% as we are assuming), then what do we do? What do we do if we are faced with a strike or a new competitive threat?

The most basic and most versatile business decision making tool is the spreadsheet, but spreadsheets are not user friendly. More sophisticated programs often seamlessly incorporate statistical decision making tools like sensitivity analysis, Monte Carlo analysis, risk analysis, break even analysis and Bayesian analysis. If, for example, you are using the information system to decide about a new product introduction, the program should incorporate tools like logit analysis, B.C.G. Analysis, conjoint analysis, contribution margin analysis, multi dimensional scaling, G.E. Multi Factoral analysis, factor analysis, cluster analysis, discriminant analysis, Quality Function Deployment, preference regressions, and preference-rank translations.
[edit]
The communication decision support system role
Information systems can support a company’s competitive positioning. Here are three levels of analysis:
1. The supports for help in piloting the chain of internal value. They are the most recent and the most pragmatic systems within the reach of the manager. They are the solutions to reductions of costs and management of performance. They are typically named “Business Workflow Analysis” (BWA) or of “Business Management Systems p2p”. Tool networks, they ensure control over piloting the set functions of a company. The real-time mastery in the costs of dysfunctions cause distances from accounts, evaluation and accounting that are presented in the evaluation and qualitative reports.

۲٫ All successful companies have one (or two) business functions that they do better than the competition. These are called core competencies. If a company’s core competency gives it a long term advantage in the marketplace, it is referred to as a sustainable competitive advantage. For a core competency to become a sustainable co competition, and applicable to multiple situations. Examples of company characteristics that could constitute a sustainable competitive advantage include: superior product quality, extensive distribution contracts, accumulated brand equity and positive company reputation, low cost production techniques, patents and copyrights, government protected monopoly, and superior employees and management team. The list of potential sustainable competitive advantage characteristics is very long. However, some experts hold that in today’s changing and competitive world, no advantage can be sustained in the long run. They argue that the only truly sustainable competitive advantage is to build an organization that is so alert and so agile that it will always be able to find an advantage, no matter what changes occur.
3. Information systems often support and occasionally constitute these competitive advantages. The rapid change has made access to timely and current information critical in a competitive environment. Information systems, like business environmental scanning systems, support almost all sustainable competitive advantages. Occasionally,

the information system itself is the competitive advantage. One example is Wal-Mart. They used an extranet to integrate their whole supply chain. This use of information systems gave Sam Walton a competitive advantage for two decades. Another example is Dell Computer. They used the internet to market custom assembled PC’s. Michael Dell

is still benefitting from this low-cost promotion and distribution technique. Other examples are eBay, Amazon.com, Federal Express, and Business Workflow Analysis Oberon-bwa.
[edit]

The performance monitoring role
MIS are not just statistics and data analysis. They have to be used as an MBO (Management by Objectives) tool. They help:
• to establish relevant and measurable objectives
• to monitor results and performances (reach ratios)
• to send alerts, in some cases daily, to managers at each level of the organisation, on all deviations between results and pre-established objectives and budgets.
[edit]
MIS as an elastic anomaly
There are numerous ways that a company that has invested in information technology can leverage this investment to create, grow, or maintain elasticity of the anomaly.
1. Leverage IT investment that supports their core competency. Successful firms tend to have one or two core competencies that they can do better than their competitors. It may be anything from new product development to customer service. Information technology is often an important input into this core competency. This IT investment in a company’s core competency can be a significant barrier to entry for other companies.

۲٫ Leverage IT investment in supply chain networks. Firms that are a part of an integrated supply chain system have established relationships of trust with suppliers. This usually ensures quicker deliver times, problem-free delivery and an assured supply. It can also entail price discounts and other preferential treatment. The inability of new entrants to get onto a supply chain/inventory management system can be a major barrier to entry.

۳٫ Leverage IT investment in distribution channel management. As with supplier networks, investment in distribution channel management systems can ensure quicker delivery times, problem free delivery, and preferential treatments. The investment in this technology, and the experience gained in learning how to use it, can be an important barrier to entry. When the distribution channel management system is exclusive, it may give you some control over access to the retailers involved.
4. Leverage IT investment in brand equity. Often firms have invested large sums of money in brand advertising. This is facilitated by investment in marketing information systems and customer relationship management system. An indomitable brand name is a formidable barrier to entry.

۵٫ Leverage IT investment in production processes (1). Information systems have become a necessity in managing large production runs. Automated systems are the most cost efficient way of organizing large scale production processes. These firms can obtain economies of scale in promotion, purchasing, and production; economies of scope in distribution and promotion; reduced overhead allocation per unit; and shorter break-even times more easily. This absolute cost advantage can be an important barrier to entry.
6. Leverage IT investment in production processes (2). Investment in IT allows a

company flexibility in their overall output level. Michael Porter claims that economies of scale are a barrier to entry, aside from the absolute cost advantages they provide. This is because, a company producing at a point on the long-run average cost curve where economies of scale exist has the potential to obtain cost savings in the future, and this potential is a barrier to entry.
7. Leverage learning curve advantages from experience with IT. As a company gains experience using IT systems, they become familiar with a set of best practices that are more or less known to other firms in the industry. Firms outside the industry are generally not familiar with the industry specific aspects of using these systems. New entrants will be at a disadvantage unless they can redefine the industries best practices and leap-frog existing firms.
8. Leverage IT investment in mass customization production processes. IT controlled production technology can facilitate collaborative, adaptive, transparent, or cosmetic customization. This flexibility can increase margins, increase customer satisfaction, and be a significant barrier to entry.
9. Leverage IT investment in computer aided design (1). CAD systems facilitate the speedy development and introduction of new products. This can create proprietary product differences. Product differentiation can be a barrier to entry.
10. Leverage IT investment in computer aided design (2). CAD systems facilitate the speedy development and introduction of new products. Proprietary product differences can be used to create incompatibilities between competing products (as every

computer user knows). These incompatibilities increase consumers’ switching costs. High customer switching costs is a very valuable barrier to entry (Just ask Bill Gates.).
11. Leverage IT investment in E-commerce. Company web sites can be personalized to eac

h customers interests, expectations, and commercial needs. They can also be used to create a sense of community. Both of these tend to increase customer loyalty. Customer loyalty is an important barrier to entry.
12. Leverage IT investment in stability. Technologically sophisticated firms with multiple electronic points of contact with customers, suppliers, and others appear to be more stable. This monumental appearance of stability can be a barrier to entry. This is particularly true in financial services.
13. The simple fact that IT investment requires funds make it a barrier to entry. Anything that increases capital requirements is a barrier to entry.
[edit]

Historical development
The role of business information systems has changed and expanded over the last four decades.
In the incipient decade (1950s and ’60s), “electronic data processing systems” could be afforded by only the largest organizations. They were used to record and store bookkeeping data such as journal entries, specialized journals, and ledger accounts. This was strictly an operations support role.
By the 1960s “management information systems” were used to generate a limited range of predefined reports, including income statements (they were called P & L’s back then), balance sheets and sales reports. They were trying to perform a decision making support role, but they were not up to the task.

By the 1970s “decision support systems” were introduced. They were interactive in the sense that they allowed the user to choose between numerous options and configurations. Not only was the user allowed to customize outputs, they also could configure the programs to their specific needs. There was a cost though. As part of your mainframe leasing agreement, you

typically had to pay to have an IBM system developer permanently on site.
The main development in the 1980s was the introduction of decentralized computing. Instead of having one large mainframe computer for the entire enterprise, numerous PC’s were spread around the organization. This meant that instead of submitting a job to the computer department for batch processing and waiting for the experts to perform the procedure, each user had their own computer that they could customize for their own purposes. Many poor souls fought with the vagaries of DOS protocols, BIOS functions, and DOS batch programming.
As people became comfortable with their new skills, they discovered all the things their system was capable of. Computers, instead of creating a paperless society, as was expected, produced mountains of paper, most of it valueless. Mounds of reports were generated just because it was possible to do so. This information overload was mitigated somewhat in the 1980s with the introduction of “executive information systems”. They streamlined the process, giving the executive exactly what they wanted, and only what they wanted.

 

The 1980s also saw the first commercial application of artificial intelligence techniques in the form of “expert systems”. These programs could give advice within a very limited subject area. The promise of decision making support, first attempted in ma