| دسته بندي | جزوه |
| بازديد ها | 0 |
| فرمت فايل | doc |
| حجم فايل | 4 كيلو بايت |
| تعداد صفحات فايل | 4 |


استرس
| دسته بندي | جزوه |
| بازديد ها | 0 |
| فرمت فايل | doc |
| حجم فايل | 4 كيلو بايت |
| تعداد صفحات فايل | 4 |


استرس
| دسته بندي | طرح هاي توجيهي و كارآفريني |
| فرمت فايل | doc |
| حجم فايل | 525 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
باسلام. دوستان در اين مجموعه به ارائه يكي بنيادهاي اساسي در طرح هاي توجيهي و كارآفريني تجاري با موضوع ديدگاه تئوريك تصميم گيري _ ارزش برنامه ريزي تجاري قبل از شروع ( بهمراه پروژه ي انگليسي اين موضوع درقالب pdf ) پرداخته شده است. دوستان پروژه ي اصلي در فايل word يباشد ولي بنا به درخاست بعضي از دوستان براي پروژه انگليسي اصل پروژه ها بر آن شديم تا پروژه انگليسي اين عنوان را نيز در داخل محصول قرار دهيم.گفتنيست پروژه انگلسي اين عنوان در قالب pdf منظم ميباشد و فقط پروژه اصلي و فارسي در قالب word ميباشد. به اميد شادكامي شما
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | زبان خارجه |
| فرمت فايل | zip |
| حجم فايل | 9 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
ترجمه داستان1 صفحه اي mere suggestion
Fernando Sorrentino
Mere Suggestion
فرناندو سورنتينو
تلقين محض
So I fell victim to the power of suggestion and did not have the courage to enter the kitchen. This worried me, because lunch time was approaching and it would be indispensable for me to go into the kitchen. Then the doorbell rang.
"Come in!" I yelled without standing up. "It's not locked."
پس من قرباني نيروي تلقين شده بودم و جرأت وارد شدن به آشپزخانه را نداشتم . اين مسئله مرا ناراحت كرد چون وقت ناهار نزديك بود و من بايد به آشپزخانه مي رفتم . سپس زنگ در به صدا درآمد . بدون اينكه بلند شوم گفتم " بيا تو در قفل نيست "
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | زبان خارجه |
| فرمت فايل | zip |
| حجم فايل | 18 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
ترجمه داستان2 صفحه اي Creepy Crawlies
تايپ شده با فرمت word در فايل زيپ
مناسب براي دانشجويان رشته زبان انگليسي
I want to see her fall apart. Now, let's look at the shampoo," he said and put a drop on a glass slide and looked at it through his microscope.
دوست دارم غش كردنشو ببينم. حالا نگاهي به شامپو بندازم.» اين ها حرف هايي بود كه دكتر با خود مي گفت. سپس يك قطره از شامپو را روي يك اسلايد شيشه اي ريخت و با ميكروسكوپ به آن نگاه كرد.
. "Oh, my God. What's happening," she moaned and put her hands to her head. "My head's bleeding," she gasped and fainted.
." آو خداي من چه اتفاقي داره مي افته ، شروع به گريه كرد و دستانش را روي سرش گذاشت " دستام داره خونريزي مي كنه " نفسش بريد و غش كرد .
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | زبان خارجه |
| فرمت فايل | zip |
| حجم فايل | 14 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
داستان كوتاه انگليسي Pockets Full Of Wishes يك داستان يك و نيم صفحه ايي است كه مناسب براي دانشجوايان زبان انگليسي مي باشد.ترجمه آن 2 صفحه و نيم مي باشد.
Don’t put your hands in the pockets!” Jimmy looked at his sister. It was just a winter coat, a used one.
.«دستاتو تو جيب نذار!». جيمي به خواهرش نگاه كرد.آن كت فقط يك كت زمستاني دست دوم بود.
Late one afternoon, while he played alone in the woods, it began to snow. Jimmy knew he should hurry home but within minutes the snowfall became a blizzard.
عصر يكي از روزها كه دير وقت بود جيمي مشغول بازي در جنگل بود و برف شروع به باريدن كرد.او مي دانست كه بايد با عجله به خانه برود.
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | حسابداري |
| فرمت فايل | docx |
| حجم فايل | 129 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
تحقيق در عمليات (پژوهش عملياتي ) : ابزار بهره وري
نحوه ايجاد بهبود بهره وري واقعي
نوشته لئوپرينگل
خلاصه مطالب
كانون اصلي توجه OA براي مديريت عبارتند از تعيين مراحلي كه مي توان به واسطه آنها به بهبود بهره وري دست يافت . تحقيق در عمليات به عنوان ابزار ارزشمندي در اين تحقيق به شمار مي رود و مي توان از آن به عنوان رشته اي ياد كرد كه به ايجاد و مديريت بهبود بهره وري تخصيص يافته است . پژوهشگران عملياتي روشهاي دستيابي به سطوح بالاي عملكرد را شناسايي مي كنند . آنها از طريق ادراك مشكلات در سطح سازماني به بهبود بهره وري دست مي يابند . راه حل هاي آنها به طور طبيعي از روشي نشات مي گيرد كه به واسطه آن مي توان اين مشكلات را توصيف ، درك و ارائه كرد . روش يك پژوهشگر عملياتي عبارتند از تجزيه و تحليل خصوصياتي چون سود ، هزينه ، راندمان و ساير موارد عملي و قابل سنجش . تحقيق در عمليات يا به عبارت ديگر به كاربردن روشهاي تحليلي پيشرفته در جهت اتخاذ تصميمات بهتر تحت عنوان علم برتر ناميده مي شود . سازمانهايي كه در شناسايي فرصت هايي كه مي توان از آنها در جهت بهبود بهره وري ذاتي موجود در ساختار شركت استفده كرد به O.R (تحقيق در عمليات) اعتماد نمي كنند احتمالا كمتر از توان بالقوه خود به فعاليت مي پردازند . دامنه اندوخته هاي حاصله به واسطه الگوهاي O.R بسيار گسترده است ( از مبالغ نسبتا كم تا مبالغ چند ميليارد دلاري) نمونه هايي از بهبود بهره وري كه بدون وجود O.R هرگز امكان پذير نبود در مطالعه شركت هايي چون سيرز ، ويرهالر ، تاكوبل ، HP ، پروكتر و گمبل مشاهده مي شود .
همه ما اذعان داريم كه قدرت مديريت برخي از افراد بهتر از بعضي ديگر است . اين موضوع حتي در سطوح بسيار بالاي يك سازمان نيز مصداق دارد .
پرسش : اجراي ماهرانه چه وظيفه اي در تعريف شما از برتري در مديريت از اهميت بسزايي برخوردار است كه در پاسخ به پرسش بالا مي توان به چندين موضوع اشاره كرد اما قطعا اين موارد با توجه به تجارت مورد نظر متفاوت خواهند بود . برخي از پاسخ ها توانايي هايي چون دانش استراتژيك را مورد توجه قرار مي دهد اما برخي از آنها مهارت هاي ميان فرديي چون شخصيت و قدرت مديريت را مورد تاكيد قرار ميدهند. اكثر پاسخ ها به حقايق اساسي اشاره دارند از جمله اين كه مديريت خوب در رابطه با ايجاد سازمان كاملي است كه چندين بخش ناقص تشكيل شده است .
يكي از اين پاسخ ها مسئوليت منحصر به فرد مديريتي را براي ايجاد حداكثر از حداقل (يا به عبارت ديگر رسيدن به حداكثر از طريق منابع مالي ، مواد و نيروي انساني محدود و پر هزينه موجود ) مورد تاكيد قرار مي دهد . در اين جا جنبه هاي تحقق يافتن اين موضوع را مورد بررسي قرار مي دهيم .
ايجاد حداكثر از حداقل به هيچ وجه مفهوم ناآشنايي نيست . مديريت كل بهتر از هر كس ديگري از نياز رو به افزايش به اين توانايي مطلع است و بالاخص شدت رقابت امروز و افقهاي زماني كوتاه مدت را نشان مي دهد . بهبود بهره وري براي اكثر سازمان ها حائز اهميت است و بدون آن برخي از شركت ها با ناكامي مواجه خواهند شد
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | حسابداري |
| فرمت فايل | docx |
| حجم فايل | 21 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
گسب شماره۳۴چيست؟
در ژانويه ۱۹۹۹ هئيت استانداردهاي حسابداري دولتي (گسب)كه كل اصول پذيرفته شده حسابداري (قوانين مالي گزارش شده) براي تمام دولتها وحكومتهاي محلي قرار مي دهد. اكثر تغييرات فراگير درگزارشات مالي در سابقه اش پذيرفته است.
به عنوان گزارش شماره ۳۴ شناخته شده است : صورت حسابهاي مالي اصلي –تحليل وبحث مديريت براي دولتها وحكومتهاي محلي – اين بازنگري اساسي از مدل كزارشات مالي را ارائه مي دهدكه از سال ۱۹۷۹ منعقد شده است در حالي كه دچار تغييرات مهمي شده است. (اين گزارش در ۴-۳ صفحه قرار گرفته است)
و موارداصلي ذكر شده در آن عبارتنداز:
دونوع صورت حساب مالي: دوشكل مجزا ازاطلاعات در صورت حسابهاي مالي اصلي تهيه شده است.صورت حسابهاي گسترده دولتي: صورت حسابهاي مالي قطعي براي تمام كارهاي شهربراساس حسابداري فراهم شده است. آنها بر مبناي سرمايه ارائه نشده اند، به جاي آن كليه كارهاي مالي دردو فعاليت اصلي سازماندهي شده اند كه عبارتند ازفعاليتهاي دولتي و تجاري. آنها توجه زيادي به دارايي خالص دارند واز قراردادهاي بين سرمايه اي (همانند خدمات سرمايه اي داخلي) وسرمايه هاي سپردا اي خارج مي باشند.
WHAT IS GASB 34?
In June 1999, the Governmental Accounting Standards Board (GASB)—which sets “generally accepted
accounting principles” (financial reporting rules) for all state and local governments—adopted the most
sweeping changes in financial reporting in its history.
Known as Statement No. 34: Basic Financial Statements—and Management’s Discussion and
Analysis—for State and Local Governments, this represents a fundamental revision of the current
financial reporting model, which has been in place since 1979. While there are a number of significant
changes (the statement is 403 pages long), the major ones are:
Two Kinds of Financial Statements. Two distinct forms of information will be provided in the basic
financial statements:
• Government-wide statements. These are consolidated financial statements for all of a city’s
operations on a full accrual basis of accounting. They will not be presented on a fund basis;
instead, fiscal operations will be organized into two major activities: governmental and business-
type. They will have a “net asset” focus, and exclude interfund transactions (such as internal
service funds) and fiduciary funds. Expenses (which may include allocated “indirect costs”) will
be shown both gross and net of related revenues such as fees and grants
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | حسابداري |
| فرمت فايل | docx |
| حجم فايل | 253 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
دانلود مقاله ترجمه شده شناخت ريسك و بازده ، CAPM و مدل سه عاملي فاما – فرنچ
به همراه متن انگليسي
ريسك و بازده:
مفهوم عمومي: انتظار بازده بالاتر داشتن مستلزم پذيرش ريسك بيشتر است.
بسياري از سرمايه گذاران به اين نكته توجه دارند كه پذيرش ريسك بالاتر براي دريافت بازده هاي بالاتر الزامي است. در اين مقاله ما دو مدل مهم را براي توضيح اين رابطه بكار گرفته وآنها را توضيح مي دهيم. آنگاه توضيح خواهيم داد كه چگونه اين ابزارها مي توانند بوسيله سرمايه گذاران براي ارزيابي داراييهايي همانند اوراق قرضه مورد استفاده قرار گيرند.
چرا بايد شركتهاي با ريسك بالاتر درآمدهاي بالاتري هم داشته باشند ؟ مسلمً يك سرمايه گذار به ازاي پذيرش ريسك بالاتر ، نياز به بازده پيش بيني شده بالاتري دارد. و ما در واقع اين ارتباط را با بررسي بازده هاي بلند مدت تاريخي سهام، اوراق قرضه و داراييهاي با ريسك كمتر ، همانگونه كه در اولين نمودار آمده است ، مشاهده مي كنيم.
براي درك اين مطلب ، فرض كنيد كه يك سرمايه گذاري كه پيش بيني شده است يك ميليون دلار را بطور مستمر و سالانه ايجاد كند ، انجام گرفته است. يك فرد براي يك چنين دارايي چقدر حاضر است بپردازد؟ پاسخ به نامشخص بودن يا ريسك پذيري گردش وجوه نقد بستگي دارد. با مشخص بودن كامل شرايط كه در آن گردش وجوهخ نقد بهنگام قرارداد كاملاض مشخص مي شود ، يك سرمايه گذار دارايي را با نرخ بدون ريسك در نظر خواهد گرفت . همچنانكه ميزان نا مشخصي افزايش مي يابد ،بازده مورد نياز براي جبران ريسك افزايش مي يابد و در نتيجه در قيمت پايينتري سرمايه گذار مايل به سرمايه گذاري است ، زيرا ريسك بالاتر مستلزم دادن تخفيف است.
بعلاوه اقتصاد دانان فرض مي كنند كه سرمايه گذاران ريسك گريز هستند ، به اين معنا كه آنها حاضرند از بخشي از بازده چشم پوشي كنند ( و حتي حاضرند كمتر از ارزش فعلي بازده آتي پيش بيني شده را دريافت كنند ) تا ريسك را كاهش دهند. اگر اين فرض درست باشد،انتظار داريم سرمايه گذاران براي جبران ريسك اضافي پذيرفته شده بواسطه نگهداري داراييهاي ريسك پذيرتر ، بازده بيشتري را تقاضا كنند.
بي ثباتي شاخصي براي ريسك:
يكي از معيارهاي كاملاً پذيرفته شده براي ريسك ، بي ثباتي ، يعني ميزان تغيير بازده دارايي در دوره هاي زماني موفق ، است كه عموماً به صورت انحراف استاندارد بازده ها بيان مي شود. يك دارايي كه داراي نوسانات شديد است ، انتظار ميرود كه داراي ريسك بالاتري باشد ، زيرا ارزش دارايي در زماني كه سرمايه گذار مي خواهد آنرا بفروشد كمتر از آنچه است كه پيش بيني شده بود. بعلاوه ، بي ثباتي بالاتر از نظر آماري، به معني اين است كه ارزش آتي و بالقوه يك دارايي كه بي ثباتي بالايي دارد در رنج وسيعتري افت مي كند.
متنوع كردن و ريسك سيستماتيك:
البته از نظر قانوني ، بي ثباتي يك سهام خاص مربوط به خودش است و بهنگام بررسي ريسك اصلاً اهميتي ندارد.وضعيتي را در نظر بگيريد كه يك سرمايه گذار بدون اينكه متحمل هزينه اضافي گردد ، بي ثباتي مربوط به پورتفوليو ي داراييهاي خود را كاهش دهد. اين كار معمولاً از طريق متنوع كردن انجام مي شود. فرض كنيد به جاي يك نوع سهام ، دو نوع سهم با بازده هاي پيش بينمي شده برابر نگه داري مي شوند. از انجاييكه بازده سهام هيچ همبستگي با هم ندارند ، غير ممكن است كه در يك زمان هر دو حركات شديدي را تجربه كنند و در نتيجه بي ثباتي كل پورتفوليو را كاهش مي دهند. چون داراييها در يك ارتباط محدود با يكديگر حركت نمي كنند (البته نسبت به هم كمي همبستگي مثبت دارند ) ، بي ثباتي كل بدون آنكه بازده مورد انتظار كاهش يابد و با توزيع پول در بين چند دارايي ،كاهش مي يابد .
اين مفهوم متنوع كردن يكي از مهمترين اصول پورتفوليو ي مدرن است ، بي ثباتي با اضافه شدن داراييهاي بيشتري به پورتفوليو كاهش مي يابد. اگرچه اين نكته را بايد متذكر شد كه ، نرخ كاهش بي ثباتي بر اثر اضافه شدن داراييها در صورتي كه تعداد داراييها در پورتفوليو افزايش يابد ، كاهش پيدا مي كند. همانگونه كه نمودار زير براي يك سناريوي خاص نشان مي دهد (%۲۰ بي ثباتي براي هر دارايي و كووراريانس صفر بين داراييها) ، قاعده كلي اين است كه يك پورتفوليو كه شامل حداقل ۳۰ % دارايي است ، به خوبي متنوع شده است.
بي ثبتي را مي توان بدون هيچ هزينه خاص و فقط از طريق متنوع كردن ، كاهش داد ، البته اين نكته براي سرمايه گذاران قابل ذكر است كه آنها نبايد براي آن بخش از بي ثباتي سهام و يا به خاطر يك پورتفوليوي كه به خوبي متنوع شده است ، انتظار پاداش داشته باشند. اين نوع بي ثباتي را در ادبيات مالي ، ريسك غير سيستماتيك مي گويند ، زيرا ناشي از كل بازار نيست ، بلكه فقط يك نويز اتفاقي اضافي براي بازده آن دارايي خاص است.از آنجاييكه اين نويز داراي بازده صفر است ، مي توان آنرا با اضافه كردن اوراق بهادار بيشتر به پورتفوليو ، متنوع نمود . در اين صورت ميانگين آن صفر خواهد بود و انحراف استاندارد آن هرچه تعداد داراييهاي اضافه شده بيشتر گردد ، كاهش مي يابد.
نتيجه منطقي اين فرضيه آن است كه اگر تعداد داراييهاي موجود در يك پورتفوليو كافي باشد ، بي ثباتي پورتفوليو با كل بازار هماهنگ مي شود. بنابراين ،سرمايه گذاران فقط بايستي براي آن بخش از ريسك كه نمي توان آنرا با متنوع كردن از بين برد منتظر پاداش باشند.
بتا يك معيار براي ريسك سيستماتيك:
همانگونه كه در بالا گفته شد ، يك دارايي داراي هر دو ريسك سيستماتيك و غير سيستماتيك است. بخشي از بيثباتي كه به عنوان سيستماتيك مورد توجه قرار مي گيرد با ميزان انحراف بازده آن از كل بازار اندازه گيري مي شود. براي مشخص كردن اين بي ثباتي از پارامتري به نام بتا استفاده مي شود كه توزيع ريسك را براي يك اوراق بهادار خاص در يك پورتفوليو كه به خوبي متنوع شده است را اندازه گيري مي كند.
كه در آن
بازده دارايي
بازده بازار
واريانس بازده بازارو
كووراريانس بين بازده بازار و بازده دارايي است.
در عمل،بتا با استفاده از بازده هاي تاريخي براي بازار و دارايي و براي پورتفوليو بازار به صورت شاخص كل همانند S&P 500 يا Russel 2000 محاسبه مي شود. اينگونه اطلاعات به طور گسترده از طريق بانكهاي اطلاعاتي مالي در دسترس بوده و مي توان آنها را در بسته هاي نرم افزاري همانند Excel يا SPSS دانلود كرد.
براي مشخص كردن بتا يك پورتفوليو ، به سادگي ميانگين بتاي اوراق بهادار خاص را كه با توجه به بازار سرمايه هر اوراق وزن گذاري شده است ،محاسبه مي كنيم.
بخش بعدي توضيح مي دهد كه چگونه مي توان ميزان يك ريسك را در يك مدل قرار داده و از آن براي توضيح رابطه بين ريسك سيستماتيك و بازده مورد انتظار استفاده كرد.
CAPM
فرضيات اصلي براي فرموله كردن مدل
مدل قيمت گذاري دارايي سرمايه اي (CAPM) سعي مي كند كه رابطه بين بتاي يك دارايي و بازده مورد انتظار براي آنرا توضيح دهد. مدل CAPM شامل كسري فرضيات ساده در مورد رفتار سرمايه گذار و وجود يك عامل ريسك متداول است.
اولين فرض اين است كه سرمايه گذاران فقط مراقب بازده مورد انتظار و بي ثباتي هستند. بنابراين ، همانند مصرف كنندگان معمولي ، آنها بازده مورد انتظار را براي يك سطح مشخص از بي ثباتي ، افزايش مي دهند. دوم اينكه ، تمام سرمايه گذاران نظر يكساني در مورد موازنه ريسك و بازده در بازار دارند.
فرض سوم اين است كه ، تنها يك عامل ريسك در يك پورتفوليو بزرگ بازار وجود دارد.فرض شده است كه سرمايه گذاراران پورتفوليو متنوع شده را نگهداري ميكنند ، زيرا بازار براي ريسكهايي كه از طريق متنوع كردن مي توان آنها را حذف كرد ،چيزي به سرمايه گذاراران نمي دهد. بنابراين ، CAPM مي گويد كه اگر بتاي يك اوراق بهادار مشخص باشد ، اين امكان وجود دارد كه بازده آنرا نيز محاسبه كرد.
مدل منطقي: بهبود درك مستقيم
براي ايجاد شناخت نسبت به اين مدل ، در ابتدا فرض كنيد كه دارايي هيچ بي ثباتي ندارد و بنابراين ريسكي هم ندارد.پس بازده آن با بازار تغيير نمي كند. بنابراين بتاي اين دارايي صفراست و بازده مورد انتظار براي آن معادل با نرخ بدون ريسك است.
سپس فرض كنيد كه ، دارايي در ارتباط با بازار حركت مي كند ، يا بتاي آن يك است. بنابراين با توجه به اين همبستگي با بازار ، طبق تعريف اين دارايي درآمدي معادل با بازار را توليد مي كند.
دوباره ، در مورد دارايي فكر كنيد كه نوسانات بازده ايي بزگتري را نسبت به بازار تجربه كرده است ، يا داراي بتاي بزرگتر از يك است. م انتظار خواهيم داشت تا اين دارايي با توجه به ريسك اضافه ايي كه دارد ، بازده بالاتري نيز داشته باشد.
اگر ما اين رابطه بين بازده هاي مورد انتظار براي يك دارايي را با ميزان ريسك بازاري كه آنها با آن مواجه هستند را عموميت دهيم ،به معادله CAPM مي رسيم:
كه در آن نرخ بدون ريسك و
بازده بيش از پورتفوليوي بازار براي دارايي بدون ريسك است ، كه اغلب به پاداش ريسك سرمايه مي گويند.
در واقع CAPM مي گويد كه ، انتظار مي رود كه يك دارايي بازده ايي معادل با نرخ بازده بدون ريسك بعلاوه يك پاداش براي قبول ريسك داشته باشد كه با بتاي دارايي اندازه گيري مي شود. نمودار زير اين رابطه پيش بيني شده را براي بتا و بازده نشان مي دهد ، اين خط را ، خط امنيت بازار مي نامند.
در انگليسي بتا نسبت افزايش بازده مورد انتظار براي يك دارايي به كل افزايش بازده در بازار است كه درآن بازده اضافي به صورت بازده مربوط به يك دارايي منهاي بازده مربوط به يك دارايي با ريسك صفر ، تعريف مي شود. براي مثال براي يك دارايي با بتاي ۵/۱ انتظار ميرود كه بازده براي اين داريي در حاليكه بازده دارايي بدون ريسك در بازار ۱۰% است ، ۱۵% باشد.
بنابراين بتا يك روش عددي براي بيان اين مطلب است كه ، بازده مورد انتظار براي داراييهايي كه با بازار داراي كوواريانس بالا هستند ،به شدت نسبت به نوسانات بازار حساس هستند.
CAPM ابزاري براي مديران ارزيابي كننده سرمايه:
به خاطر داريد كه ، CAPM ، زمانيكه بازده مورد انتظار براي يك دارايي خاص يا يك پورتفوليو متاسب با ريسك آن و بازده بازار است،مي تواند بعنوان ابزاري براي ارزيابي كارايي مديران فعال به كار گرفته شود.
مديران فعال در امر سرمايه سعي مي كنند تا با انتخاب سهامها براساس تحقيقات و گزينه هاي موجود و قرار دادن آنها در پورتفوليو بهتراز بازار عمل كنند.يكي از مهمترين پرسشهايي كه در مورد بازده واقعي مطرح است ، اين مي باشد كه آيا مديران سرمايه واقعاً بازده بالاتري نسبت به بازده بر اساس ريسك ارائه مي كنند؟ مدل CAPM يك برآورد از آنچه كه بازده بايد باشد و نيز بتاي ريسك پورتفوليو به ما مي دهد. اگر بازده واقعي بالاتر از بازده بر مبناي مدل CAPM باشد ، اين نقاط به سمت ارزش بالاتر حركت مي كنند. اگر مدير بازدهي كمتر يا مساوي داشته باشد ، او دقيقاً دستمزدش را دريافت مي كند زيرا ارزش سرمايه گذاري را اضافه نكرده است.
بر اساس توضيحات قبلي ما در مورد موازنه ريسك و بازده ،مي توانيم ببينيم كه يك راه براي آنكه يك مدير لازده مورد انتظار را براي سرمايه افزايش دهد اين است كه در جاهايي سرمايه گذاري كند كه ريسك سيستماتيك بيشتري دارند. در حقيقت با پذيرش واريانس بيشتر ، مدير مي تواند بتاي سرمايه (ريسك پورتفوليو)و در نتيجه بازده مورد انتظارش را افزايش دهد.
اگرچه برخي از سرمايه گذاران ممكن است ريسك بالاتر را براي افزايش بازده مورد انتظار قبول كنند ، اما مقادير واقعي براي يك سرمايه نشان مي دهند كه او مي تواند بازده بالاتر را با همان ريسك و يا كمتر از آن بدست آورد. در واقع ما مي پرسيم كه آيا مدير قادر است يك پورتفوليو كه بازده ايي بالاتر از انچه كه CAPM پيش بيني كرده است ، داشته باشد؟ بازده واقعي يك پورتفوليو را با بازده مورد انتظار پيش بيني شده بوسيله CAPM مقايسه كنيد. اختلاف بين ايد دو “بازده اضافي” است كه اغلب به آن α مي گويند.از نظر نموداري اگر α بزرگتر از صفر باشد به معني اين است كه اين پورتفوليو بايد بالاي خط امنيت بازار باشد. از وجود يا عدم وجود يك آلفاي مثبت مي توان براي ارزيابي كارآيي يك مدير استفاده كرد.
تحليلهاي رگرسيون :ابزاري براي استفاده از CAPM
براي اينكه مشخص شود آيا يك مدير بواسطه لرزش افزوده ايي كه بدست آورده بايد بستانكار شود ، مي توانيم پورتفوليوي مدير را بااستفاده از مدل CAPM و رگرسيون تجزيه و تحليل كنيم.
در اين حالت ما مي خواهيم بدانيم كه چگونه بازده يك دارايي خاص يا پورتفوليو با توجه به بازده بازار تغيير مي كند. براي انجام اين رگرسيون به سه سري اطلاعات زماني نياز داريم .
اول: بازده(معمولاً ماهيانه ) براي سهامي كه ما بتاي آنرا براي يك دوره خاص(اغلب ۳ يا ۵ ساله) مشخص كرده ايم .
دوم: بازده شاخص كل بازار براي همان دوره
سوم: بازده بدون ريسك براي همان دوره
جاي تعجب نخواهد بود اگر معادله ايي كه بدست مي آوريم شبيه به معادله CAPM باشد كه در بالا به آن اشاره شد:
توجه داشته باشيد كه اضافه شدن آلفا براي مشخص كردن ارزش افزوده مدير سرمايه است. بعلاوه توجه داشته بلاشيد كه عبارت بتا در فرمول رگرسيون معادل با همان بتايي است كه قبلاً گفته شد و محاسبه آن نير مطابق همان روش قبلي است.
با مرتب كردن اين معادله مي توانيم رگرسيون را انجام داده و مشخص كنيم آيا آلفا واقعاً مثبت است يا خير. براي انجام آزمايش ، اطلاعات را به گونه ايي تنظيم كرده ايم كه بازده بالاتر باشد. با كم كردن از دو طرف معادله خواهيم داشت:
حالا معادله به يك معادله خطي آشنا تبديل شده است و ما مي توانيم بازده سرمايه ايي تاريخي بالاتر (سهام خاص ) از بازده تاريخي بازار را مشخص كنيم.رگرسيون روي نمودار نقاطي را مشخص ميكند كه بايد نمودار تا آجاييكه ممكن است با اين نقاط انطباق داشته باشد. شيب اين خط بتا است .آلفا محل برخورد اين خط با محور عمودي است. و نشان مي دهد كه تا چه ميزان وضعيت سرمايه بهتر از CAPM پيش بيني شده است.
اگر آلفا صفر باشد انتظار ميرود كه خط رگرسيون از مبدا شروع شود ، در ضمن آلفا مي تواند منفي هم باشد.
بررسي CAPM:
اگرچه CAPM يك ابزار مفيد و بسيار كآرمد است ولي نگرانيهايي در مورد بازده كلي وجود دارد. برخي از اين نگرانيها بواسطه تحقيقات آكادميك كه در سالهاي اخير صورت گرفته است بروز كرده است.
قدرت پيش بيني صحيح CAPM جاي ترديد دارد. زماني كه بازده واقعي با آنچه كه CAPM پيش بيني كرده است مورد مقايسه قرار مي گيرد ، مشخص مي شود كه اين مدل برخي اوقات درست كار نمي كند. ما كشف كرديم كه مدلهاي CAPM مقدار۰/۸۵ را براي بدست ميآورند ، در حاليكه مقدار يكي از مهمترين دلايل براي جامعيت CAPM است ، كه مشخص شده است دقيقاً ۱۵% از انحراف مشاهده شده در بازده ها همچنان بدون دليل مانده است.
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | حسابداري |
| فرمت فايل | docx |
| حجم فايل | 6 كيلو بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
سود اندازه گيري شده در حسابداري (عوايد يا سود خالص ) سود اقتصادي بالا نيست . در عوض اندازه گيري سود به ميزاني است كه در زمان سرمايه گذاري انتظار مي رفت به آن نائل شود (يعني سود تحقق يافته ) . به عبارت ديگر ، اجراي يك سرمايه گذاري بر اساس حقايق واقعي است كه قابل مقايسه با انتظارات پيش بيني شده است . چون يك سرمايه گذاري بر طبق
انتظارات وجوه نقد بوجود مي آيد طبيعي است كه حقيقت تحقق يافته با انتظارات وجود نقد واقعي مقايسه شود . سود تحقيق يافته به منظور حسابداري ، سنجش عملكرد بر اساس واقعيت جريانات نقدي است كه با تخصيص بر اساس مبناي تعهدي تنظيم گردد اين مفهوم مي گويد كه عملكرد يك سرمايه گذاري توسط تغييرات ارزش دارائي هاي نگهداري شده اندازه گيري نمي شود بلكه بر اساس تحقق جريانات نقدي كه قبل از تحقق مورد انتظار بوده تا نبوده اندازه گيري مي گردد . در موارد سرمتايه گذاري حقيقي در عمليات تجاري سود بر حسب جريانات نقدي كه از فعاليت هاي تجاري مثل فروش توليدات ناشي مي شود اندازه گيري مي گردد، بدون توجه به تغييرات در ارزش دارائي هاي عملياتي .
استانداردهاي قديمي حسابداري (موسوم به حسابداري هزينه تاريخي ) كه بر آوورد دارائي ها را موقوف كرده وبجاي آن هزينه را بين دوره ها تخصيص مي دهند شديدا در رابطه با مفهوم سود تحقيق يافته مي باشد . به عبارت ديگر درمورد سرمايه گذاري در دارائي هاي مالي بطور كلي
جريانات نقدي حاصل از سرمايه گذاري ،بدون انتظار براي فروش تحقق مي يابند . تغييرات درارزش (معادل با ارزش بازار) دارائي هاي مالي برخلاف دارائي هاي عيني ،خود به معتي تحقق جريانات نقدي مي باشند .همانطور كه ذكر شد جريانات نقدي آتي مورد انتظار از دارائي هاي مالي مي
توانند به جريانات نقدي فعلي درهر زمان و به قيمت بازار تبديل شوند كه معادل جريانات نقدي آتي است وقتي قيمت براي همه يكسان باشد يك تغيير در قيمت بازاري دارائي هاي مالي ،نتيجه سرمايه گذاري قبل است كه مي توان آنرا به عنوان سود تحقق يافته درنظر گرفت ، حتي اگر هنوز به پول نقد تبديل نشده باشد . البته استانداردهاي مرسوم حسابداري و شيوه ها بطور كلي يك معامله فروش را به عنوان شرط لازم تحقق نتايج درمورد سرمايه گذاري هاي مالي درنظر دارند همچنين درمورد سرمايه گذاري هاي واقعي .يعني درصورتيكه جريانات ورودي و خروجي دارائي هاي مالي درجريانات نقدي به عنوان يك شرط لازم براي تحقق گنجانده شوند ،تغييرات درقيمت بازاري شان بوجود نمي آيد .مثلا وقتي كالا بجاي برخي داراي هاي مالي فروخته شود سود سرمايه گذاري واقعي بصورت تحقق يافته است حتي اگر فروش نقد نباشد .از طرف ديگر وقتي قيمت بازاري يك دارائي افزايش يابد ،نتيجه تازماني كه بصورت نقد در نيايد بطور تحقق يافته فرض نمي گردد. مي توان گفت اظهار نظر درمورد اينكه آيا دارائي هاي مالي با پول نقد يكسان است يا درموارد مختلف سرمايه گذاري واقعي و مالي متفاوت بوده است . اين مطلب به خودي خود موضوع مبناي تحقق نيست بلكه بيشتر مساله تفسير وتعبير آن است . چنين تفسيري از تحقيق سود ،مانعي مهم درراه اداره تخصيص سود وضرر ارزيابي دارائي هاي مالي است كه محدود به فعاليت هاي تجاري نيستند .به نظر ميرسد كه FASB براي رهائي از اين محدوديت معيار جديد «تحقق پذير» اتخاذ كرد . البته دارائي هاي عيني در تجارت هم گاهي اوقات بازارهائي دارند كه ميتوانند به پول
نقد تبديل شوند وبنابراين اغلب «تحقق پذيرند» . مگراينكه قيمت عادلانه دارائي هاي عيني درنظر گرفته شده و معني وسيعتري از جريانات نقدي آنرا تصحيح مي كند .با توجه به اينكه دارائي هاي مالي بطور آزاد مي توانند فروخته شوند ،هيچ تفاوتي بين تغيير درقيمت بازار در طي دوره نگهداري موجودي و تغيير در موجودي از طريق فروش وجود ندارد . دراين مفهوم تغييرات قيمت بازاري دارائي هاي مالي مساوي با تحقق جريانات نقدي است . اگر لازم باشد چنين موقعيتي با يك فروش واقعي تقويت شود ،اين شرط مغاير با نقش سود تحقق يافته اي است كه هدف آن اثبات انتظار پيش بيني شده توسط حقايق بوقوع پيوسته است . به اين ترتيب ،سود و ضرر ارزيابي دردارائي
هاي عملياتي عيني مستثني مي كند . چنانكه بحث شد اندازه گيري سود تحقق يافته ، كه يك حرفه قديمي در حسابداري شركت است لزوما مانع ارزيابي دارائي هاي مالي به قيمت عادله و تخصيص سود و ضرر برآيند در صورت سود و زيان نيست . طبق مفهوم سود اقتصادي ، تغيير در ارزش بايد نه تنها براي دارائي هاي مالي بلكه براي دارائي هاي عملياتي عيني نيز تخصيص يابد . اگر مفهوم افزايش ارزش پذيرفته شود از تغييرات درارزش بازار نمي توان چشم پوشي كرد حتي وقتي از سر قفلي چشم پوشي مي شود . اگر چنين ارزيابي مجدد دارائي هاي عيني در حال حاضر در نظر گرفته نشود ،ما بايد توجه بيشتري به مفهوم سود تحقق يافته داشته باشيم و عميق تر آنرا مورد بحث قرار دهيم . همانطور كه گفتيم ،بزرگترين مساله از چنين نقطه نظري اندازه گيري بازار به بازار دارائي هاي مالي است كه محدود به فعاليت هاي تجاري اند و نمي توانند آزادانه فروخته شوند .
Realized income and changes in market price of financial assets
The income measured in accounting (net income or earnings) is not the economic income mentioned above. Instead, measure of income captures the extent to which th
e results expected at the time of the investment have been achieved (i.e., realized). In other words, the performance of an investment is measured based on the ex post facts that can be compared with the ex ante expectation. Since an investment is made in expectation of cash flows, it is natural that the ex post fact to be compared with the expectation is the actual cash flows. The realized income for accounting purposes is measurement of performance based on the fact of cash flows, adjusted by allocation
on the accrual basis. This concept implies that performance of an investment is not measured by changes in the value of
a
ssets held, but measured based on the realization of cash flows that were expected or not expected before the fact. In cases of real investments in business operations, income is measured in terms of cash flows arising from business activities such as sales of products, regardless of changes in the value of operating assets. Conventional accounting standards (so-called historical cost accounting) that avoid value assessment of assets and instead allocate the cost among periods is inextricably linked with such concept of realized income. On the other hand, in cases of investment in financial assets, in general, cash flows as results of the investment are realized without waiting for sales. Changes in the value (equal to market value) of financial assets, unlike cases of physical assets, themselves have the same meaning with realization of cash flows. As already mentioned, future cash flows expected to arise from financial assets can be changed into the present cash flows at any time and at a market price that is equivalent to the future cash flows. When this price is same to anyone, a change in the market price of financial assets is already an achieved result of investment and therefore can be considered as realized income, even if it is not yet converted into cash through sales. However, conventional accounting standards and practices have generally considered a sales transaction as the requisite for realization of the results, in cases of financial investments as well as in cases of real investments. That is, while inflows and outflows of financial assets are included in cash flows as a requisite for
realization, changes in their market prices are not. For example, when goods are sold in exchange for some financial assets, the income on the real investment is considered as realized even if it is not cash sales. On the other hand, when the market price of a financial asset has increased, the result has not been deemed as realized until it is
converted into cash. We can say that judgment about whether financial assets are identical to cash has been made differently between in cases of real investments and in cases of financial investments. This is not a matter of the realization basis itself but rather a matter of its interpretation. Such an interpretation about realization of income has been a significant obstacle to recognition of valuation gains or losses of financial assets not bound to business activities. It appears that the FASB
intended to become free from such restriction when it adopted the new criteria of “realizable” instead of “realized”۵). However, physical assets used in business also sometimes have markets where they can be converted into cash and therefore they are often “realizable” in that meaning.Unless fair value measurement of physical assets is intended, it would have been enough to make the concept of realization separated from sales transactions and refine it in line with a broader sense of cash flows Anyway, with regards to financial assets that can be sold freely, there is no difference between the change in market price during the holding period and the change in stock through a sale. In this meaning, changes in the market price of financial assets are the same as realization of cash flows. If such a case is required to be backed up with an actual sale, it is a requirement alien to the role of realized income whose aim is to affirm the ex
ante expectation by the ex post facts. Considering in this way, valuation gains or losses on financial assets would be, in principle, included in the realized income that excludes valuation gains or losses on physical operating assets. As the discussion above shows, m
easurement of realized income, which is a traditional business in corporate accounting, does not necessarily preclude valuing financial assets at fair value and recognizing the resultant gains or loss in income statement. If anything, under the concept of economic income, changes in the value should be recognized for not only financial
assets but also physical operating assets. If the appreciation concept is adopted, changes in market value cannot be neglected even when goodwill can be neglected. If such revaluation of physical assets is not considered at present, we should give more attention to the concept of realized income and discuss about it in depth. As mentioned below, the largest issue from such viewpoint would be mark-to-market measurement of financial assets that are bound to business activities and therefore cannot be freely sold
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
| دسته بندي | حسابداري |
| فرمت فايل | docx |
| حجم فايل | 1.646 مگا بايت |
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود
عنوان انگليسي مقاله: Governance structures and accounting at large municipalities
عنوان فارسي مقاله : ساختارهاي دولت و حسابداري در شهرداري هاي بزرگ
فرمت فايل زبان اصلي: فايل pdf
فرمت فايل ترجمه شده: فايل Word ورد (Doc) قابل ويرايش
تعداد صفحات مقاله انگليسي: 28 صفحه
تعداد صفحات فايل ترجمه شده به فارسي: 32 صفحه
تعداد كلمات ترجمه شده به فارسي: 8955 كلمه
چاپ شده در ژورنال معتبر ELSEVIER
Abstract
Either Mayor–Council or Council–Manager forms of governance operate most cities in the US, with a slow trend toward Council–Manager cities. Theoretical modeling suggests that the Council–Manager form should be more efficient, since the city manager has greater incentives to increase financial and accounting performance relative to the mayor as chief executive officer. However, two sets of factors may be more important for municipal comparisons. Since the mid-1980s, regulations of state and local governments have intensified. At the same time, economic conditions improved dramatically. Consequently, these two factors might be more relevant to evaluate the financial and accounting conditions in large cities. The purpose of this paper is to test the significance of governance structure on accounting disclosure levels and financial condition, based on samples of large cities from the early 1980s and the mid-1990s. The findings support the perspective that city manager cities substantially outperform Mayor–Council cities on major dimensions examined in both univariate and multivariate tests. Large municipalities improved on key financial and accounting variables from 1983 to 1996. Council–Manager cities maintained superiority over Mayor–Council cities for accounting disclosure in both periods. Council–Manager cities were significantly better in financial condition in 1983, but the evidence for 1996 was mixed.
چكيده
اكثر شهرهاي ايالات متحده با روش هاي شهردار ـ شورا و يا شورا ـ مدير دولت با حركتي تدريجي به سمت شهرهاي شورا ـ مدير اداره مي شوند. مدلسازي نظري نشان مي دهد كه روش شورا ـ مدير كارآمدتر است چون مدير شهر انگيزه هاي بيشتري براي افزايش عملكرد مالي و حسابداري نسبت به شهردار به عنوان مدير اجرايي دارد. به هر حال ، دو عامل بسيار مهم براي مقايسة شهرداري ها مطرح شده است. از اواسط دهة 1980 ، قوانين دولت مركزي و محلي سخت تر شد. ضمناً شرايط اقتصادي به طور چشمگيري بهبود يافت. از اين رو دو عامل مذكور براي ارزيابي شرايط مالي و حسابداري در شهرهاي كلان مناسب تر بودند. هدف اين مقاله بررسي اهميت ساختار دولت در زمينة ميزان افشاي حسابداري و شرايط اقتصادي براساس نمونه هايي از شهرهاي بزرگ از اوايل دهة 1980 و اواسط دهة 1990 مي باشد. يافته ها اين نظريه كه شهرهاي مدير شهري در واقع بيش از شهرهاي شهردار ـ شورا براساس ابعاد مهم بررسي شده در آزمون هاي تك متغيري و چند متغيري عمل مي نمايد ، را تأييد مي كنند. شهرداري هاي بزرگ از 1983 تا 1996 براساس متغيرهاي مهم مالي و حسابداري تغيير نموده و پيشرفت كرده اند. شهرهاي شورا ـ مدير براي افشاي موارد حسابداري در هر دو دورة زماني برتر از شهرهاي شهردار ـ شورا هستند. شرايط اقتصادي شهرهاي شورا ـ مدير در 1983 بسيار عالي بود ، اما اسناد مربوط به سال 1996 نابسامان بودند.
1. مقدمه
اكثر شهرهاي آمريكا به روش هاي شورا ـ مدير ( 3/48 % ) و شهردار ـ شورا (MC) (7/43 % ) دولت شهرداري اداره مي شوند.در دو دهة اخير حركت از روش
شهردار ـ شورا به سمت شورا ـ مدير (C-M) بوده كه به طور متوسط 63 شهر در يك سال از روش C-M استفاده مي كرده اند.
اين امر نشان مي دهد كه روش C-M بر طبق دلايل مالي و يا سياسي از امتياز بيشتري برخوردار است. ( ممتاز است ) ( ICMA ، 2000 ). آيا شهرهاي C-M حقيقتاً براساس نتايج مالي و حسابداري ممتاز و برجسته پايه ريزي شده اند ؟
هدف مقالة فعلي بررسي و مقايسة عملكرد نسبي دولت شركتي (M-C در مقابل C-M ) مورد استفادة شهرداري هاي بزرگ است. آزمون هاي تك متغيري و چند متغيري در طي دو دورة حسابداري ، پايان سال هاي مالي 1983 و 1996 برگزار شده اند. دورة اول قبل از وضع قوانين سخت فدرال و تأسيس هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري دولتي (GASB) بود. شرايط اقتصادي شهرهاي بزرگ در اين دوره نسبتاً نامساعد بود. دورة بعدي يك دهه بعد از تصويب قانون حسابداري ساده و تشكيل GASB بود. شرايط اقتصادي شهرهاي بزرگ در اين دوره بهبود يافت. دو شاخص عملكردي مورد استفاده براي تجزيه و تحليل عبارتند از : 1- ميزان افشاي حسابداري و 2- وضعيت مالي بر طبق پيش بيني ها ، شهرهاي C-M در هر دو دوره براساس انگيزه هاي مربوط به مديريت حرفه اي بيش از شهرهاي M-C عمل مي كنند.
در مرحلة اول ايوانز و پاتون (1983 ) ، مقالة حسابداري فرضي ارائه نمودند. مبني بر اينكه مديريت حسابداري مربوط به C-M افشاي حسابداري و مشخصات مالي بهتري را براساس انگيزه هاي علامت دهي و نظرية نمايندگي ارائه مي نمايد. همچنين مدارك نظري و عملي برتري قابل ملاحظه ساختار دولت C-M را نشان مي دهد. مي توان اين نوع برتري را براساس داده هاي دهة 1980 يا 1990 و يا هر دو دهه اثبات نمود. دو دهة 1970 و 1980دوران ركود اقتصادي و نابساماني هاي مالي براي شهرداري ها بود. حسابداري نامساعد و كيفيت حسابرسي و تنش مالي فشار افزايش يافت. در نتيجه ، قوانين حسابداري و حسابرسي رسميت يافت. قوانين جديد براي چندين سال به اجرا در آمدند و همزمان با آن شرايط اقتصادي به طور اساسي بهبود يافت. بنابراين ، طبق پيش بيني ها اصلاحاتي در نتايج مالي و حسابداري براساس قوانين دقيق تر و ثبات مالي در حكومت محلي به وجود آمد. مشخص نشده كه ساختار دولتي تا چه حدي به شرايط مالي و حسابداري و اصلاحات قانوني و اقتصادي در اوايل دهة 1980 بستگي دارد.
ايوانز و پاتون (1983 ، 1987 ) مدركي دال بر تفاوت هاي شهرداري در حسابداري بر اساس ساختار دولتي ارائه نمودند. شهرهاي C-M به احتمال زياد داراي گواهي تطبيق (گواهي ابراز لياقت فعلي ) بودند، چون مدير شهر ( CM ) يك مدير حرفه اي بود كه انگيزه هايي براي حذف صلاحيت داشت. برتري اساسي حسابداري شهرهاي C-M به وسيلة چند تحقيق و با استفاده از داده هاي شهرداري از 1970 و 1980 تأييد شده بود. براي مثال به تحقيقات كوپلي (1991 ) و گروكس و شيلدز (1993 ) رجوع نماييد.
در طي دو دهة گذشته ، چند شاخص ، تغييرات ساختاري اساسي را در شهرهاي آمريكا نشان مي دهند. براي مثال ، شهرهاي بزرگ در سال 1996 در مقايسه با شهرها در سال 1983 ، از گزارشات مشروط حسابرسي كمتر ، درجه بندي اوراق قرضه بالاتر و گواهيهاي بيشتر برخوردارند (مكللاند و گروكس ، 2000 ، صفحة 276 ) و علت آن افزايش قوانين حسابداري و مالي و بهبود شرايط اقتصادي مي باشد. بنابراين ، اهميت ساختار دولتي شهرداري در اين تحول و دگرگوني مشخص نيست. هدف تحقيق فعلي تجزيه و تحليل اين اختلافات است. مدلسازي نظري براساس دو سناريوي احتمالي پايه ريزي شده :
1) شهرهاي C-M به علت اهميت مديريت حرفه اي در تمام ابعاد و بيش از شهرهاي M-C عمل مي كند ؛ يا 2) ميان دو ساختار دولتي تا اواسط دهة 1990 از نظر نتيجه تفاوتي وجود ندارد. چون تركيب قوانين و شرايط اقتصادي قوي عوامل مهمي در موفقيت مالي به شمار مي روند. فرضيه هاي ارائه شده در اين مقاله نشان مي دهند كه تغييرات قانوني و شرايط اقتصادي بهبود يافته براي ميزان افشاي حسابداري و وضعيت مالي ، مطابق با سناريوي دوم تسلط دارد.
آزمايش تجربي ابتدا براساس تجزيه و تحليل توصيفي و تك متغيري عوامل مهم حسابداري ، حسابرسي و مالي شهرهايي با بيش از 100000 نفر جمعيت ، با استفاده از يك طرح زوج همتا براي سال هاي 1983 و 1996 پايه گذاري شده است.
سپس مدل هاي چند متغيري با استفاده از OLS و رگرسيون منطقي به مقايسة آماري دو ساختار دولت متعلق به هر دو دورة حسابداري پرداختند. مدل نخست ميزان افشاي شهرها را بررسي مي كند. نخستين تجزيه و تحليل تجربي از گواهي ابراز لياقت ( CA ) به عنوان معيار ميزان افشا استفاده مي نمايد. ساختار دولتي شركت به همراه مجموعه اي از متغيرهاي كنترل به عنوان يك متغير مستقل مورد استفاده قرار گرفته است. دومين تجزيه و تحليل تجربي براي اندازه گيري ميزان افشاء از شاخص افشاء استفاده مي كند (براساس CA ، نظرية حسابرسي و 6 مؤسسة بزرگ حسابرسي ). نتايج به دست آمده برتري شهرهاي C-M به شهرهاي M-C از نظر ميزان افشاء در هر دوره را كاملاً تأييد مي كنند. مدل دوم با استفاده از تغيير پذيري مالي به بررسي وضعيت مالي مي پردازد. (وجوه عمومي صاحبان سهام توسط در آمدهاي وجوه عمومي تقسيم مي شود ) نتايج برتري شهرهاي C-M در سال 1983 را نشان مي دهد ولي نتايج 1996 مبهم و نامشخص هستند. در كل نتايج نشان مي دهند كه ساختار دولتي C-M از نظر ابعاد مهم مالي و حسابداري بر ساختار M-C برتري دارند.
بقية مقاله به شرح زير سازماندهي شده است. بخش 2 اطلاعاتي در مورد سوابق موجود ارائه مي نمايد و بخش 3 شامل يك بررسي موضوعي مي شود. ايجاد و توسعة مدل در بخش 3 ارائه شده ، در حالي كه بخش 5 نمونة ارائه شده را به طور مفصل شرح
مي دهد. نتايج در بخش 6 ارائه شده اند و بخش 7 نتيجه گيري تحقيق است.
پس از پرداخت، لينك دانلود فايل براي شما نشان داده مي شود
پرداخت و دانلود